وحدت وجود و وحدت شهود از مفاهیم معروف در عرفان اند که بحث های گوناگونی درباره آنها صورت گرفته است و دانشمندان و عارفان مختلف، نظرات و تعاریف گوناگونی در رابطه با آنها ارائه کرده اند. برخی وحدت وجود را مقامی عرفانی دانسته اند که از مقام وحدت شهود برتری دارد و برخی دیگر به اصالت وحدت شهود رأی داده اند و عارفانی نیز در آثارشان این دو را یک مفهوم با تعاریفی متفاوت دانسته اند. از آنجا که فیلسوفان و عارفان مختلف، این دو مفهوم عرفانی یا فلسفی را به گونه های مختلفی تعریف کرده اند، لازم است که تعاریف عارفان در این زمینه در کتاب هایشان مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. لمعات فخرالدین عراقی که به نوعی آینه تمام نمای عرفان وحدت وجودی ابن عربی است و همچنین از مبانی عرفان عملی عارفان پیشین بهره گرفته است، می تواند به عنوان یکی از کتاب های مهم در تعریف این دو مفهوم در نظر گرفته شود. در این پژوهش، پس از پرداختن به تعاریف مربوط به این دو مفهوم نوع بیان فخرالدین عراقی درباره آن ها در لمعات، بررسی و مطالعه می شود. مطابق سخنان عراقی در این کتاب می توان ادعا کردکه او این دو مفهوم را از یک جنس می داند و تفاوتی بین آنها قائل نیست. در واقع، باید گفت او به گونه ای، وحدت شهود را نمود عینی وحدت وجود به شمار می آورد.