ایران در شهریور 1320 به اشغال نیروهای متفقین درآمد. در این زمان هیچ گونه مقاومت مردمی ای علیه نیروهای بیگانه صورت نگرفت. این در حالی است که ایرانیان در دوره قاجار یا سال های پس از جنگ جهانی اول، مقاومت های جدی ای در مقابل بیگانگان از خود نشان داده بودند. این مقاله با استفاده از روش شناسی تطبیقی تاریخی میل به همین مساله می پردازد و به طور خاص مقاومت های مردمی را در برابر بیگانگان بررسی می کند و نقش نیروهای اجتماعی در هر یک از این مقاومت های مردمی را پی می گیرد. این نیروهای اجتماعی شامل روحانیون، لوطیان، اصناف و سران ایلات هستند. سپس به بررسی وضعیت این نیروها در دوره رضاشاه پرداخته می شود. مدعای این مقاله آن است که پس از فروشکستن چند روزه ارتش رضاشاه در برابر متفقین در 10 شهریور 1320، علت عدم مشاهده مقاومت های مردمی، تضعیف نیروهای اجتماعی در طول 16 سال حکومت رضاشاه بوده است.