مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    1-21
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    93
  • دانلود: 

    26
چکیده: 

گیاه کینوا (Chenopodium quinoa Willd. ) یک گیاه شبه غله پر محصول از تیره چغندریان بوده و در برابر تنش شوری، تحمل خوبی از خود نشان می دهد. این گیاه به دلیل قرار گرفتن در تیره چغندریان، قادر به همزیستی میکوریزی نبوده ولی گزارش ها نشان می دهند که قارچ اندوفیت Serendipita indica می تواند وارد ریشه این گیاه شده و احتمالاً قادر است مقاومت آن را در برابر تنش شوری افزایش دهد. این پژوهش به صورت گلدانی آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با سه تکرار در خاک لوم شنی استریل انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل دو سطح قارچ Serendipita indica (تلقیح و عدم تلقیح) و شوری حاصل از نمک کلرید سدیم شامل سطوح 1/47(هدایت الکتریکی اولیه خاک)، 5، 10، 20 و 30 دسی زیمنس بر متر) بودند. نتایج آزمایش نشان داد که اثر متقابل تنش شوری و تلقیح قارچ به غیراز غلظت عناصر نیتروژن و فسفر در بخش ریشه در سایر صفات مورد مطالعه هم در بخش هوایی و هم ریشه معنی دار (P<0. 05) بود. همچنین با افزایش سطح تنش، غلظت عناصر شامل نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم و منیزیم، صفات رشدی و درصد کلنیزاسیون، در گیاه کینوا به طور معنی داری (P<0. 05) کاهش یافت. قارچ S. indica توانست وزن خشک ریشه را در شوری های شاهد، 5 و 10 دسی زیمنس بر متر به ترتیب (23/45، 25/66 و 25/57 درصد) نسبت به تیمار عدم تلقیح افزایش دهد؛ اما وزن خشک بخش هوایی را تنها در شوری شاهد به میزان 9 درصد نسبت به تیمار بدون قارچ افزایش داد. مایه زنی قارچ S. indica توانست غلظت سدیم ریشه را در شوری های 10، 20 و 30 دسی زیمنس بر متر به ترتیب 30/49، 66/78 و 43/55 درصد نسبت به تیمار عدم تلقیح کاهش دهد. در بخش هوایی نیز غلظت سدیم را در همان سطوح شوری به ترتیب 20/96، 13/28 و 10/24 درصد نسبت به تیمار بدون قارچ کاهش داد. . با توجه به نتایج، قارچ S. indica توانست غلظت عناصر نیتروژن و پتاسیم بخش هوایی را در دو سطح شوری 20 و 30 دسی زیمنس بر متر نسبت به تیمار بدون قارچ به طور معنی داری افزایش دهد.

آمار یکساله:  

بازدید 93

دانلود 26 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    21-32
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    87
  • دانلود: 

    21
چکیده: 

لیمو بدلیل تازه خوری و استفاده در بسیاری صنایع جانبی، از جمله صنایع غذایی و نیز ارزش اقتصادی بالا، در بین مرکبات از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به منظور بررسی اثرات تلقیح با قارچ میکوریز آربسکولار تحت شرایط تنش و بدون تنش بر درختان لیمو، آزمایشی بصورت اسپلیت پلات و در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی و در سه تکرار، طی دو سال، در داراب اجراء شد. پلات های اصلی شامل سه سطح آبیاری (60، 80 و 100درصد نیاز آبی لیمو) و پلات های فرعی شامل استفاده از مایه تلقیح قارچ میکوریزا آربسکولار در سه سطح صفر، 1000 و 2000 گرم به ازای هر درخت لیمو بود. مایه تلقیح قارچ میکوریزا مخلوطی از سه گونه Funneliformis mosseae, Rhizophagus irregularis, Claroideoglomus etunicatum بود. نتایج نشان داد که تنش رطوبتی صرفنظر از تلقیح یا عدم تلقیح قارچ میکوریزا، سبب کاهش معنی دار اکثر صفات اندازه گیری شده بجز کارایی مصرف آب که روند معکوسی را نشان داد، گردید. استفاده از قارچ میکوریزا صرفنظر از اعمال تنش رطوبتی، اکثر صفات اندازه گیری شده را افزایش داد، بطوری که استفاده از دو کیلوگرم قارچ میکوریز آربسکولار به ازای هر درخت سبب افزایش معنی دار عملکرد میوه، وزن میوه، کلروفیل برگ، غلظت فسفر برگ، رطوبت نسبی برگ، کارایی مصرف آب و کلنی سازی ریشه، بترتیب به میزان 22/1، 53/3، 42/0، 19/5، 15/3، 24/0 و 508 درصد شد. استفاده از قارچ میکوریزا تحت شرایط تنش ملایم و شدید رطوبتی، سبب بهبود برخی صفات گردید. از جمله عملکرد میوه را به ترتیب 20/2 و 37/6 درصد بهبود بخشید. بعنوان نتیجه گیری کلی می توان اظهار نمود که استفاده از قارچ میکوریزا علاوه بر تاثیر بر عملکرد و برخی ویژگی های رشد درختان، احتمالاً سبب افزایش مقاومت به تنش رطوبتی بواسطه بهبود غلظت فسفر و روابط آبی در گیاه، نظیر تنظیم اسمزی، هدایت هیدرولیکی آب و کنترل روزنه ای گردیده است.

آمار یکساله:  

بازدید 87

دانلود 21 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    33-48
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    96
  • دانلود: 

    29
چکیده: 

با توجه به اهمیت برخی محصولات کشاورزی، مانند ذرت و قابلیت بالای آن ها در میزبانی قارچ های میکوریزا، استفاده از برخی ریزجانداران و ترکیبات شیمیایی در راستای بهبود فعالیت میکوریزایی حائز اهمیت است. به این منظور، آزمایشی در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ولیعصر(عج) رفسنجان به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. در این بررسی، قارچ های Funneliformis mosseae (FM)، (RI), Rhizophagus intraradices Rhizophagus irregalaris (RIr) بهعنوان زادمایه میکوریزایی استفاده گردید و تأثیر برخی ریزجانداران شامل، مخمر (Issatchenkia orientalis) و باکتری (Pseudomonas fluorescens VUPf5) و همچنین ترکیبات شیمیایی از جمله، چای کمپوست، عصاره آزولا، سیدروفور باکتریایی، اسید هیومیک، کمپلکس آمینو اسید، بر فعالیت قارچی و پارامترهای رویشی و فیزیولوژیکی گیاه ذرت رقم SC750 موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تمامی گونه های قارچ میکوریز توأم با تیمار باکتریایی و ترکیبات شیمیایی تأثیر معنی داری بر قطر و رشد طولی ساقه، افزایش سطح برگ، وزن تر و خشک ریشه و وزن تر خشک شاخساره داشتند. نتایج تجزیه واریانس بررسی شاخص های فیزیولوژیکی نشان داد تأثیر تیمارهای موردبررسی بر شاخص کلروفیل در یک سطح بوده و طبق مقایسه میانگین بین تیمارهای توأم با قارچ میکوریز و عدم وجود قارچ میکوریز اختلاف معنیداری مشاهده نگردید. با اینحال، کاربرد گونه های مختلف قارچ میکوریز تأثیر معنیداری بر افزایش میزان محتوای کلروفیل a، کلروفیل b، محتوای کلروفیل کل و کارتنوئید گیاه ذرت در مقایسه با شاهد (بدون قارچ میکوریز) داشتند. کاربرد اسید هیومیک و چای کمپوست باعث القای بیشترین افزایش رشد شدند. تیمار کمپلکس آمینو اسید توأم با RI بیشترین تأثیر را برافزایش کلروفیلa، کلروفیل b و کلروفیل کل داشت. تیمار مخمر و کمپلکس آمینو اسید به ترتیب بیشترین تأثیر را برافزایش کاروتنوئیدها داشتند.

آمار یکساله:  

بازدید 96

دانلود 29 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    49-65
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    98
  • دانلود: 

    21
چکیده: 

تغییر کاربری اراضی یکی از مهمترین فاکتورهایی است که جوامع ریزجانداران خاک را تحت تأثیر قرار داده که نقش محوری در اکثر فرایندهای بیوژئوشیمیایی و اکولوژیکی ایفا می کنند. به منظور بررسی تأثیر تغییر کاربری اراضی (از مراتع بوته زار به کشاورزی) روی ترکیب جوامع باکتریایی خاک، مطالعه ای با استفاده از آنالیز تفکیک پذیری بالای ذوب (HRM) و روش ژل الکتروفورز با شیب واسرشت ساز (DGGE) در سه کاربری اراضی باغی، زراعی و مرتع بوته زار در دشت جیرفت انجام شد. برای آنالیز HRM از نرم افزار جانبی دستگاه Real-time PCR که مجهز به این تکنیک است، استفاده شد. DGGE با استفاده از سیستم جهانی تشخیص جهش انجام شد. نتایج تکنیک HRM و همپنین نتایج رج بندی با استفاده از روش مقیاس بندی چند بعدی غیرمتریک (NMDS) و بر پایه حضور یا عدم حضور باندهای DGGE در نمونه های خاک نشان دادند که تغییر کاربری اراضی از مراتع بوته زار به کشاورزی (باغ و زراعی) سبب تغییر معنی دار در ترکیب جوامع باکتریایی خاک شده است. همچنین با توجه به نتایج هر دو روش، ترکیب جوامع باکتریایی خاک در کاربری های اراضی کشاورزی (باغ و زراعی) نسبت به کاربری مرتع بوته زار دارای شباهت بیشتری بود. از آنجایی که آنالیز HRM در مقایسه با تکنیک DGGE کم هزینه تر، راحت تر و دارای انحراف کمتر می باشد، جهت مقایسه ترکیب جوامع باکتریایی خاک بین نمونه های مختلف پیشنهاد می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 98

دانلود 21 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    65-81
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    84
  • دانلود: 

    19
چکیده: 

به منظور ارزیابی پتانسیل گونه های بومی قارچ میکوریز آربوسکولار زعفران در شرایط تنش قطع آبیاری بر صفات فیزیولوژیک آن، آزمایشی به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در طی سال های 98-1396 در مؤسسه تحقیقات خاک و آب واقع در شهرستان کرج اجرا شد. تیمارها شامل: رژیم آبیاری به عنوان عامل اصلی در سه سطح (آبیاری مطلوب، قطع آبیاری در ابتدای فصل رشد (محدودیت ملایم آبی) و قطع آبیاری در ابتدا و اواسط فصل رشد (محدودیت شدید آبی))، و عامل فرعی کود آلی در سه سطح (عدم مصرف کود آلی، ورمی کمپوست (20 تن در هکتار) و بیوچار (10 تن در هکتار)) و قارچ میکوریز آربوسکولار در سه سطح (عدم مصرف، جدایه a و جدایه b) بودند. بر اساس یافته های مولکولی هر دو جدایه جداسازی شده از ریزوسفر زعفران متعلق به گونه Rhizophagus irregularis بود. نتایج این مطالعه نشان داد برهمکنش رژیم آبیاری، کود آلی و قارچ R. irregularis اثر معنی داری بر تمام پارامترهای اندازه گیری شده داشت. بالاترین درصد کلنیزاسیون ریشه برای تیمار آبیاری مطلوب به همراه بیوچار با جدایه b (7/98 درصد) بود. بیشترین محتوای کلروفیل a، b و کاروتنوئید (به ترتیب با میانگین 74/5، 36/4 و 52/1 میکروگرم در میلی لیتر) در تیمار آبیاری مطلوب به همراه ورمی کمپوست با جدایه b مشاهده شد. همچنین تیمار محدودیت شدید آبی به همراه بیوچار با جدایه b به ترتیب موجب افزایش 253، 82، 95 و 165 درصد فعالیت آنزیم کاتالاز، پراکسیداز و سوپراکسید دسموتاز و پرولین در مقایسه با تیمار آبیاری مطلوب و عدم مصرف کود آلی و قارچ میکوریز شد که کمترین مقدار این صفات را به خود اختصاص داده بود. با توجه به نتایج به دست آمده از این مطالعه چنین استدلال می شود که استفاده از کود های بیوچار و ورمی کمپوست همراه با جدایه b می تواند اثرات مخرب تنش رطوبت خاک را کاهش دهد.

آمار یکساله:  

بازدید 84

دانلود 19 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    81-92
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    90
  • دانلود: 

    21
چکیده: 

امروزه قارچ کش ها به طور گسترده ای به منظور جلوگیری یا از بین بردن انواع قارچ های بیماری زا مورد استفاده قرار می گیرند. لیکن کاربرد آن ها در برخی موارد ممکن است تأثیرات مخربی بر ریزجانداران مفیدی نظیر قارچ های میکوریزی بر جای گذارد. قارچ های میکوریزی پس از برقراری رابطه همزیستی، توانایی گیاه در جذب آب و عناصر معدنی و همچنین مقاومت گیاه در برابر تنش های زنده و غیرزنده را بهبود می بخشند. در این پژوهش تأثیر مصرف همزمان قارچ کش هایی شامل بنومیل، رورال تی اس، مانکوزب و تیلت بر اثربخشی قارچ میکوریز آربسکولار گونه Rhizophagus irregularis در رشد دو گیاه گندم و ذرت در شرایط گلخانه ای مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش های گلخانه ای در قالب طرح کاملاً تصادفی در پنج تیمار شامل چهار قارچ کش و شاهد با چهار تکرار و با کشت دو گیاه گندم و ذرت انجام پذیرفت. تأثیر قارچ کش ها بر خصوصیات رشدی گیاه گندم (رقم چمران) و گیاه ذرت (رقم سینگل کراس 704) و رابطه همزیستی این گیاهان با قارچ R. irregularis مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در گیاه ذرت، رورال تی اس و تیلت به صورت معنی دار درصد کلنیزاسیون ریشه نسبت به شاهد را به ترتیب از 41 درصد به 35 و 30 درصد کاهش داد. لیکن تفاوت معنی داری نسبت به شاهد در وزن خشک ریشه و اندام هوایی گیاه ذرت مشاهده نگردید. همچنین استفاده از بنومیل و مانکوزب تفاوت معنی داری بر درصد کلنیزاسیون ریشه و وزن خشک اندام هوایی در گیاه ذرت نداشتند. در گیاه گندم استفاده از بنومیل باعث کاهش معنی دار درصد کلنیزاسیون ریشه از 16 به 12 درصد، وزن خشک ریشه از 0/68 به 0/59 گرم و اندام هوایی از 2/75 به 2/27 گرم گردید. در تیمار استفاده از قارچ کش تیلت، درصد کلنیزاسیون ریشه نسبت به شاهد به میزان سه درصد افزایش نشان داد هرچند که تأثیر معنی داری در وزن خشک ریشه و اندام هوایی و ارتفاع گیاه مشاهده نگردید.

آمار یکساله:  

بازدید 90

دانلود 21 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    10
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    93-111
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    93
  • دانلود: 

    28
چکیده: 

فسفر یکی از مهمترین عناصر اصلی مورد نیاز گیاهان بوده و نقش های بسیار متعددی از جمله تولید و انتقال انرژی، افزایش ریشه زایی، تولید دانه و افزایش کمی و کیفی در گیاهان دارد. متاسفانه بیش از 70 درصد فسفر ورودی از طریق کودهای شیمیایی فسفاته به خاک، تثبیت شده و از دسترس گیاهان خارج می گردد. لذا تثبیت فسفر باعث مصرف هر چه بیشتر کودهای شیمیایی شده و مقدار فسفر کل خاک افزایش و گاهاً ممکن است ورود عناصر همراه کود فسفاتی باعث آلودگی خاک گردد. جهت افزایش حلالیت فسفات های نامحلول موجود در خاک یا برای جلوگیری از تثبیت فسفر می توان از ریزجانداران حل کننده فسفات دوستدار محیط زیست و اقتصادی مانند باکتری ها، قارچ ها، اکتینومیست ها و جلبک ها استفاده کرد. این ریزجانداران با روش های مختلف از جمله تولید اسیدهای معدنی، آلی، تولید پروتون، ترشح سیدروفور، کلاته کردن و تولید آنزیم فسفاتاز، قادرند ترکیبات نامحلول معدنی و آلی فسفر را به ترکیبات محلول تبدیل کنند. در خاک های معدنی حاوی مقادیر زیاد فسفات های کلسیم، منیزیم، آهن و آلومینیم، عمدتاً تولید اسیدهای معدنی و آلی و در خاک های آلی بیشتر آنزیم فسفاتاز مؤثر هستند. ژن های کدکننده حلالیت فسفات عمدتاً از باکتری های Erwinia herbicola, Esherichia coli و Morgonella morgani جداسازی شده اند. برخی از این ژن ها شامل, ushA, agp, cpdB, napA هستند. برخلاف مشکلات موجود خوشبختانه پیشرفت های خوبی در زمینه مهندسی ژنتیک ریزجانداران حل کننده فسفات حاصل شده است به طوری که ژنهای حل کننده فسفات قابل انتقال به باکتری های دیگر می باشند. با توجه به اینکه خاک ها حاوی هم ترکیبات معدنی و هم آلی هستند لذا پیشنهاد می شود از یک ریزجاندار با قابلیت انحلال هر دو ترکیب آلی و معدنی یا مخلوط دو یا چند ریزجاندار استفاده شود.

آمار یکساله:  

بازدید 93

دانلود 28 استناد 0 مرجع 0