مقدمه: اختلال پرخوری به صورت خوردن مداوم و اجباری میتواند ناشی از احساسات ایجاد شده تحت تأثیر ارزیابی و ادراک فرد از روابط با والدین باشد. این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و طرحواره درمانی بر سازگاری هیجانی و احساس تنهایی زنان مبتلا به اختلالپرخوری با ادراک طرد والدین انجام گرفت.
مواد و روش ها: این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود جامعه آماری، افراد مبتلا به اختلال پرخوری بودند که در سال 1399 به مراکز تغذیه و رژیم درمانی شهر نایین مراجعه کرده بودند. تعداد 45 نفر انتخاب شدند و به پرسشنامه ادراک طرد والدین پاسخ دادند. سپس، در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. ابزار سنجش، پرسشنامه های سازگاری هیجانی و احساس تنهایی بود. گروه های درمان شناختی رفتاری و طرحواره درمانی 10جلسه (هفته ای یک جلسه 90 دقیقه ای) درمان را دریافت کردند. گروه کنترل درمانی دریافت نکرد. داده ها با آزمون تحلیل کواریانس دوطرفه با اندازهگیری تکراری تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: تفاوت معنی داری بین طرحواره درمانی و رفتار درمانی شناختی با گروه کنترل در سازگاری هیجانی (63/60,F= 01/0,p≤ 59/0 Eta= ) و احساس تنهایی ( 03/16 , F=01/0 ,p≤26/0 Eta= ) وجود داشت. طرحواره درمانی بر سازگاری هیجانی و احساس تنهایی آزمودنیها اثربخشتر بوده و در مرحله پیگیری اثر این درمان در مقایسه با درمان رفتاری شناختی پایدار بود (01/0p≤).
نتیجه گیری: طرحواره درمانی به عنوان یک مداخله موثرتر برای زنان مبتلا به پرخوری با ادراک طرد والدین میتواند سازگاری هیجانی و احساس تنهایی را بهبود بخشد.