زمینه و هدف: سلامت روان به طور جدی به حالتهای عاطفی مانند احساسات، واکنشهای استرسی، انگیزه ها و روحیه فرد بستگی دارد. این حالتها نحوه تفکر، احساس و رفتار ما را شکل میدهد و بیشتر آنها از عملکرد تطبیقی حمایت می کنند. این پژوهش با هدف ارائه مدل ساختاری نقش واسطه ای تحمل پریشانی بین ذهن آگاهی، بدتنظیمی هیجانی و روان رنجورخویی با سلامت روان در شرایط کرونا اجرا شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. از بین پرستاران شاغل در بیمارستانهای شهر بجنورد در سال 1400 (700 نفر)، تعداد 249 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های ذهن آگاهی، بدتنظیمی هیجانی، تحمل پریشانی، رگه پنج عاملی شخصیت و سلامت روان استفاده شد. داده ها با استفاده از روش های آماری همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تحلیل های آماری با نرم افزارهای SPSS-27و LISREL-9.5 انجام شد.
یافته ها: نتایج آزمون معادلات ساختاری نشان داد که مدل پژوهش از برازش متوسط تا مناسب برخوردار است. بر این اساس، نتایج نشان داد متغیرهای پیشبین (ذهن آگاهی، بدتنظیمی هیجان، روان رنجوری و مدل میانجی (تحمل پریشانی) ، توانستند 68 درصد از واریانس متغیر ملاک (سلامت روان) را تبیین کنند. مطابق نتایج، دو متغیر ذهن آگاهی و بدتنظیمی هیجان هم به طور مستقیم و هم با میانجیگری تحمل پریشانی بر سلامت روان موثر بودند، در حالی که متغیر روان رنجورخویی فقط به طور مستقیم بر سلامت روان، تاثیر داشت (0/05< p).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ذهن آگاهی پایین، بد تنظیمی هیجان، ویژگی شخصیتی روان رنجوری بالا و عدم تحمل پریشانی در پرستاران، موجب برهم زدن سلامت روان در آنها می شود. این نتایج می تواند اطلاعات ارزند ه ای را در زمینه استفاده از روش های نوین روان شناختی برای کارکنان بیمارستان ارائه نماید و متخصصین را به استفاده از روش های کارآمد جهت بهبود عملکرد افراد و استفاده از راهبرد های سازگارانه تنظیم هیجان و به دنبال آن افزایش بهزیستی روان شناختی پرستاران ترغیب نماید.