1مروری بر سیر تحول نظام های آموزشی نشان می دهد به رغم پیشرفت هایی که در حوزه های گوناگون دانش صورت گرفته است، ساختار، شــیوه های آموزشی، مکان آموزش، مفاهیم، مدرس، یادگیرنده و مدیران آموزشی تغییر اندکی کرده اند (1). این در حالی است که «تفاوت های نسل» در تجارب و انتظارات آموزشی به شدت بازتاب می یابد (2) و موجب می شود راهبردها و روش های تدریسی که برای نسل های گذشته اثربخش بوده، برای نسل آینده کارایی لازم و مطلوب نداشته باشد (3). با توجه به تفاوت های نسلی و شناخت موج جدید یادگیرندگان، بازنگری مستمر در راهبردهای یاددهی-یادگیری و طراحی راهبردهای نوین تدریس ضرورت دارد (4).
شکاف نسلی به تفاوت در چارچوب های تفکر، باورها و ارزش های بین نسل ها تلقی می شود (5) و نسل ها به عنوان گروهی از افراد تعریف می شوند که تقریباً در یک زمان به یک سن خاص برسند و تحت تأثیر رویدادهای مهمی که در طول سال های کلیدی آن ها اتفاق می افتد، مانند تغییرات اقتصادی، جنگ، تغییرات سیاسی، ایدئولوژی های مختلف، نوآوری های تکنولوژیکی و تحولات اجتماعی قرار گیرند. این حوادث و رویدادهای مهم به منظور تعریف ارزش ها، نگرش ها و ترجیحات اجتماعی این گروه ها عمل می کنند (6).
در میان نسل ها، متولدین دهه 2000 و بعد آن، نسلی که هنوز در حال تحصیل هستند نسل Z نامیده می شوند. این دانشجویان در عصری به دنیا آمده اندکه پیشرفت های تکنولوژیکی خیلی سریع بوده است و فناوری توسعه یافته تأثیر فوق العاده ای بر آن ها داشته است (7). این نسل جدید از دانشجویان، انتظارات متفاوتی از زندگی دارند. آن ها ویژگی های اجتماعی متمایز و شیوه های متفاوت تفکر و یادگیری دارند. آن ها ترجیح می دهند با استفاده از فناوری های ارتباطی، چندوظیفه ای و عدم علاقه به سخنرانی های سنتی متشکل از گوش دادن غیرفعال و یادداشت برداری، به سرعت به اطلاعات دست یابند. در عوض، آن ها فرآیند یادگیری فعال را ترجیح می دهند و خواستار تغییر در مدل های آموزشی هستند که بر رویکرد دانشجومحوری به جای رویکرد استادمحور متکی می باشد (8).
لذا مدیران دانشگاه ها باید توجه داشته باشند که فعالیت های کلاسی، فعال، مشارکتی، اجتماعی و دانشجومحور باشد زیرا در غیر این صورت دانشجویان به راحتی خسته می شوند و حواس شان از فرآیند یادگیری پرت می شود. لازم به ذکر است که این دانشجویان با دستگاه های دیجیتال و فن آوری و راه های ارتباطی درگیر هستند. آن ها کاملاً محتاط هستند و ممکن است مانند نسل های دیگر به برخورد با درگیری ها عادت نداشته باشند؛ بنابراین، برنامه های آموزشی ویژه ای باید برای توسعه مهارت های کار گروهی، مذاکره و حل تعارض سازماندهی شود (7).
دانشکده های پزشکی در حال حاضر باید برنامه درسی خود را برای ترویج محیطی غنی شده با فناوری و رویکردهای یادگیرنده محور با استفاده از یادگیری ترکیبی، موردی و تمرینات گروهی برای پاسخگویی به نسل جدیدی از دانشجویان پزشکی آماده کنند (9). درک بیشتر سبک های یادگیری فعال مانند استفاده از بازخورد و یادگیری مبتنی بر فناوری توسط هزاره ها ممکن است ما را قادر به افزایش اثربخشی برنامه درسی مستمر و استراتژی های توسعه دانشکده در آموزش پزشکی نماید (10). با توجه به این که دانشجویان نسل Z در همان دانشگاه ها با اساتید متعلق به نسل Y جمع می شوند که آن ها را برای آینده آماده می کنند و عمده مشکلاتی که در این محیط های آموزشی وجود دارد ناشی از شکاف نسلی می باشد؛ لذا برای پیشبرد یک فرآیند آموزشی، مدیران دانشگاه ها باید نقاط قوت و ضعف نسل ها را بررسی کرده و اقدامات ممکن را انجام دهند.
تشکر و قدردانی
بدین وسیله نویسنده مسئول از کلیه همکاران که در مراحل نگارش این مقاله همکاری کردند، کمال تشکر و قدردانی را دارند.
تضاد منافع
در این پژوهش هیچ گونه تعارض منافعی توسط نویسندگان گزارش نشده است.
مشارکت نویسندگان:
(1) مفهوم پردازی و ﻃﺮاﺣﯽ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ، یﺎ جمع آوری داده ها، یـﺎ تجزیه وتحلیل و ﺗﻔﺴـﯿﺮ داده ها: همه نویسندگان
(2) ﺗﻬﯿﻪ پیش نویس ﻣﻘﺎﻟﻪ یﺎ ﺑـﺎزﺑﯿﻨﯽ آن ﺟﻬـﺖ ﺗـﺪویﻦ ﻣﺤﺘـﻮای اﻧﺪیﺸﻤﻨﺪاﻧﻪ: همه نویسندگان
(3) تائید ﻧﻬﺎیﯽ دست نوشته ﭘﯿﺶ از ارﺳﺎل ﺑـﻪ ﻣﺠﻠـﻪ: همه نویسندگان