مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    1-15
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    28
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

1چکیده مبسوط مقدمه و هدف: شمشاد هیرکانی (PojarkBuxus hyrcana ) تنها گونه از جنس شمشاد و از معدود درختان پهن برگ همیشه سبز جنگل های هیرکانی است. هرچند شمشاد در لیست قرمز گیاهان ایران در طبقه حفاظتی در معرض خطر (Endangered) معرفی می‎شود اما انهدام بخش عمده‎ای از جنگل‎های شمشاد ناحیه هیرکانی از یک­ سو به دلیل تخریب رویشگاه و تغییر کاربری زمین در طول دهه‎های گذشته و از سوی دیگر بروز بیماری قارچی سوختگی برگ شمشاد و مهم‎تر از آن طغیان آفت شب‎پره که در طی مراحل استقرار، این گونه ابتدا اپیدرم برگ را مورد تهاجم قرار داده و سپس برگ های کامل و پوست تنه شاخه و ساقه را مورد استفاده قرار می‎دهد سبب شده است تا سطوح وسیعی از این جنگل­ها (بیش از 80-90 درصد آن‎ها) نابود شده و بنابراین می‎توان اذعان داشت که در حال حاضر شمشاد هیرکانی در معرض انقراض (Critically Endangered) است. پژوهش حاضر در نظر دارد تا تأثیر فعالیت برگ‎خواری آفت شب‎پره شمشاد بر عملکرد پوشش‎گیاهی روزمینی را در دو دوره پایش 1390 (قبل از آفت شب پره شمشاد) و 1401 (بعد از آفت شب پره شمشاد) در ذخیره گاه شمشاد هیرکانی سی ‎سنگان را مورد ارزیابی قرار دهد. مواد و روش‎ها: نمونه‎برداری از ترکیب پوشش‎گیاهی در فصل پاییز برای ثبت پوشش پیش‎بهاره و فصل رویش هنگامی که انتظار می‎رود سهم عمده‎ای از ترکیب گیاهی در منطقه حضور داشته و به رشد کامل رسیدند در سال 1390 (قبل از شیوع آفت شب پره) و 1401 (پس از شیوع آفت شب پره) انجام شد. اندازه قطعات نمونه مطابق با اندازه قطعه نمونه پیشنهادی برای مطالعه ترکیب پوشش گیاهی رویش‎های جنگلی نواحی معتدله 400 متر مربع (20× 20 متر) در نظر گرفته ­شد. در هر قطعه نمونه ابتدا فهرست کلیه گونه‎های گیاهی به تفکیک فرم رویشی ثبت شده و سپس وفور و غلبه (درصد تاج پوشش) گونه‎های گیاهی بر مبنای مقیاس براون - بلانکه ثبت شد. سپس با استفاده از منابع موجود شامل فلور ایرانیکا مجموعه فلورهای فارسی ایران و فلور رنگی ایران به‎طور دقیق مورد شناسایی قرار گرفتند. شکل زیستی گیاهان بر اساس رده‎بندی رانکایر تعیین شده و طیف زیستی ترسیم شد. اشکال زیستی گیاهان منطقه تعیین شده به‎منظور بررسی پراکنش جغرافیایی یا کورولوژی گیاهان ابتدا مناطق انتشار آنها با استفاده از منابع فلوری مذکور تعیین شده و بعد کوروتیپ گونه ها بر مبنای تقسیم‎بندی نواحی جغرافیایی و مناطق فلوریستیک زهری تقسیم گردید طیف پراکنش جغرافیایی گیاهان منطقه نیز به‎صورت هیستوگرام ترسیم شد. یافته‎ها: نتایج نشان داد که تعداد 52 گونه در سال 1390 و تعداد 69 گونه در سال 1401 در پوشش روزمینی در ذخیره‎گاه شمشاد پارک جنگلی سی‎سنگان شناسایی شد، که 49 گونه (67 درصد) به‎طور مشترک در ترکیب پوشش روزمینی در سال 1390 و 1401 حضور داشته، 4 گونه (5 درصد) تنها در سال 1390 و 20 گونه (27 درصد) تنها در پوشش گیاهی روزمینی در 1401 حضور داشتند. بررسی طیف بیولوژیک عناصر گیاهی پوشش روزمینی در سال 1390 نشان داد که فانروفیت­ها با 44 درصد ( 23 گونه)، کریپتوفیت­ها و همی کریپتوفیت ها با 19 درصد (11 گونه) به‎ترتیب بیشترین حضور را به‎خود اختصاص دادند. اما در بررسی طیف بیولوژیک عناصر گیاهی در سال 1401 فانروفیت­ ها با 38 درصد (26 گونه)، تروفیت ­ها با 23 درصد (16 گونه) به‎ترتیب بیشترین حضور را به خود اختصاص دادند. در بررسی منطقه پراکنش پوشش گیاهی روزمینی در سال 1390 و 1401، عناصر اروپا سیبری با 50 و 46 درصد (34 و 38 گونه)، چند منطقه­ ای‎ها با 15 و 19 درصد (15 و 16 گونه) به‎ترتیب بیشترین حضور را به‎خود اختصاص داده‎اند. نتایج بررسی شاخص های تنوع گونه ای، یکنواختی و غنای گونه ای پوشش روزمینی در دو دوره پایش در سال های 1390 و 1401 نشان داد که بین مقادیر شاخص های تنوع گونه ای روزمینی، یکنواختی و غنای گونه ای در دو دوره پایش (1390 و 1401) اختلاف معنی‎دار (0/001

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 28

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    16-27
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    21
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

1چکیده مبسوط مقدمه و هدف: عملیات بهره برداری جنگل به خصوص چوب کشی از فعالیت هایی هستند که موجب دخالت و دست خوردگی طبیعت می شوند. سیستم های بهره برداری با تراکتور، معمولی‏ترین انواع تجهیزات کوچک مقیاس هستند که در شمال کشور استفاده می شود. چوبکشی زمینی به دلیل تماس مستقیم چوب با خاک جنگل همواره با دامنه اثرات تخریبی وسیع به اکوسیستم جنگلی از جمله تغییر در ویژگی های فیزیکی و شیمیایی خاک و خسارت به تجدید حیات طبیعی و درختان باقیمانده همراه بوده است، پس از اتمام چوبکشی دیده می شود که شیارهای عمیق در مسیرهای چوبکشی باقی مانده و باتوجه به شیب طولی زیاد این مسیرها موجب فرسایش و لغزش و ریزش خاک ها شود تغییر در خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک از مهم ترین اثرات ناشی از عملیات بهره برداری و خروج چوب بر روی توده جنگلی است. بررسی های متعدد بازگوکننده بازیابی طولانی مدت خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک است. از مهم ترین اهداف مدیریتی در بحث بهره برداری جنگل، لزوم به حداقل رساندن اثرات تردد وسایل نقلیه روی خاک جنگل است چرا که این تأثیرات منفی در درازمدت می تواند معنی دار باشد هدف این پژوهش شناسایی میزان اثرات استفاده از تراکتورهای کشاورزی در حمل چوب بر روی خصوصیات فیزیکی خاک از جمله وزن مخصوص ظاهری، فشردگی و بافت خاک و همچنین خصوصیات شیمیائی خاک ازنقطه نظر عناصر خاک، ماده آلی و pH خاک در دو منطقه شاهد و بهره ­برداری جنگل به منظور ارائه راهکارهایی در جهت کاهش این اثرات بود. مواد و روش ها: طرح جنگلداری کوهمیان با مساحتی بالغ بر 3671 هکتار در حوزه آبخیز 89 از تقسیمات جنگل های شمال کشور در حوزه اداره کل منابع طبیعی استان گلستان - گرگان واقع شده است. این تحقیق در پارسل 27 طرح جنگلداری کوهمیان آزادشهر واقع در گلستان ایران انجام شد. به منظور بررسی تغییرات فیزیکی و شیمیایی خاک در اثر چوبکشی با تراکتورهای کشاورزی، نمونه برداری خاک در دو منطقه شاهد و روی مسیرهای عبوری توسط سیلندرهای فلزی در سه عمق 0-10، 10- 20 و 20-30 سانتی متری خاک در قالب طرح (آزمایش) کاملاً تصادفی و در سه تکرار انجام شد. سپس این نمونه ها به آزمایشگاه منتقل و در دمای 105 درجه سانتی گراد به مدت 24 ساعت در داخل آون خشک شدند عمل توزین نمونه ها توسط ترازوی دیجیتالی مدل EK4000 ساخت کشور ژاپن با دقت 0/1 گرم انجام شد و مقدار وزن خشک ثبت شد. سپس خصوصیات فیزیکی خاک از جمله فشردگی، وزن مخصوص ظاهری، رطوبت، بافت و خصوصیات شیمیایی از جمله ماده آلی، ظرفیت تبادل کاتیونی، نیتروژن، پتاسیم، فسفر، کلسیم، منیزیم، آهن، روی، منگنز، مس و اسیدیته خاک با روش های استاندارد مورد مطالعه قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که چوبکشی به وسیله تراکتور کشاورزی روی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک تاثیرات مهمی داشت که بیشترین تاثیر آن روی عمق 0-10 سانتی متری خاک بود که هم خصوصیات شیمیایی خاک و هم خصوصیات فیزکی خاک دچار تغییراتی شد اما در عمق های 10-20 و 20-30 سانتی متری  خاک بیشترین تغییرات مربوط به تغییرات فیزکی خاک بود و در خصوصیات شیمیایی خاک تغییرات معنی داری رخ نداد. از جمله این تغییرات تغییر در خصوصیات فیزیکی خاک در هر سه عمق 0-10 و 10-20 و 20-30 سانتی متری تفاوت معنی داری نسبت به منطقه شاهد داشت به طوری که فشردگی خاک در منطقه مورد تردد در این سه عمق از سطح خاک به ترتیب 2/46، 3/04 و 1/73 برابر منطقه شاهد بود، افزایش وزن مخصوص خاک نیز در این سه عمق نسبت به منطقه شاهد، به ترتیب 36 و 27 و 20 درصد بود. همچنین خصوصیات شیمیایی از قبیل ظرفیت تبادل کاتیونی و غلظت عناصری نظیر فسفر، نیتروژن و آهن در عمق 0- 10 سانتی متری خاک به ترتیب 37/62، 63/91، 10/2 و 73/05 درصد کاهش نشان داد. از میان خصوصیات شیمیایی خاک در عمق 20-10 سانتی متری فقط ماده آلی تحت تأثیر تردد تراکتور در منطقه قرار گرفت به طوریکه ماده آلی در عمق ذکر شده حدود 64 درصد کاهش نسبت به منطقه شاهد داشت. این عناصر تغییر معنی داری نداشتند؛ هیچ یک از خصوصیات شیمیایی خاک در عمق 20-30 سانتی متری تحت تأثیر تردد تراکتور در منطقه قرار نگرفت. نتیجه گیری کلی: در این تحقیق مشاهده شد که استفاده از تراکتور کشاورزی در حمل و نقل اولیه مقطوعات جنگلی، به دلیل یکسان نبودن سطح تماس لاستیک های آن (سطح تماس کم در لاستیک جلو) و همچنین به دلیل نداشتن وینچ موجب ایجاد حالت شخم در مسیر چوبکشی و ایجاد اثرات معنی داری روی خاک جنگل شده است از جمله این تغییرات، تغییر خصوصیات فیزیکی خاک نظیر: فشردگی خاک، افزایش وزن مخصوص ظاهری و تغییر بافت خاک است از طرف دیگر چوبکشی بر روی خصوصیات شیمیایی خاک اثرات معنی داری داشت از جمله این اثرات کاهش عناصر خاک مانند ازت، فسفر، آهن، کاهش ماده آلی و کاهش ظرفیت تبادل خاک است که باتوجه به ماندگاری زیاد این اثرات لازم است که تمهیداتی برای کاهش این اثرات منفی، نظیر استفاده از ماشین آلات تخصصی چوبکشی نظیر اسکیدر چنگک دار به جای تراکتورهای کشاورزی، خراش سطحی در مسیرهای چوبکشی، محدود کردن زمان چوبکشی به زمانی که خاک جنگل خشک است و قابلیت تردد بالاتری دارد، ریختن مازاد مقطوعات روی مسیر چوبکشی اندیشیده شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 21

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    28-36
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    26
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

1چکیده مبسوط مقدمه و هدف: جنگل کاری در دهه های اخیر رشد فزاینده ای در سراسر جهان داشته است و پیش بینی می شود به‎دلیل افزایش تقاضای چوب این روند ادامه یابد. ازاین رو، از اوایل قرن بیستم میلادی کاشت انبوه درختان کاج و دیگر گونه های تند رشد برای تولید چوب صنعتی شدت گرفته است. در ایران نیز با سرانه کم جنگل (0/17 هکتار)، به منظور افزایش سرانه فضای سبز، ابتدا طرح های ایجاد جنگل دست کاشت و احیای جنگل های مخروبه، با گونه های غیربومی اجرا شده است. از این نظر، گونه های سوزنی برگ غیربومی متعددی وارد کشور شده که گاه در برخی مناطق با توفیق همراه نبوده است. لذا ضروری است برای موفقیت جنگل کاری با گونه های غیربومی، به مواردی همچون انتخاب گونه مناسب با شرایط رویشگاه و تطبیق نیاز بوم شناختی گونه با محیط و نیز اثر جنگل کاری بر خاک و گیاهان زیراشکوب و موجودات زنده توجه کرد. در حقیقت، تضمین مدیریت پایدار، منوط به آگاهی از تأثیرات گونه درختی کاشته شده بر تنوع گونه ای، ساختار و عملکرد بوم سازگان است. گونه های مختلف درختی اثرهای متفاوتی بر مشخصه های خاک در بوم سازگان می گذارند، طوری‎که می توانند با سازوکارهای مختلف، خواص خاک را تغییر دهند. به‎عبارتی، در توده های مختلف درختی، تفاوت در کیفیت لاشبرگ و وضعیت مواد غذایی، عملکرد ریشه ها در جذب عناصر غذایی، ساختار برگ و تاج درخت، خُرداقلیم زیر تاج و درنهایت جوامع زیستی، سبب تغییر خواص فیزیکی و شیمیایی خاک می شود. به‎طور کلی، احیای اراضی جنگلی تخریب یافته از طریق جنگل کاری آثار معنی داری بر تغییرپذیری ویژگی های خاک دارد که در این زمینه بین گونه های بومی و غیربومی و همچنین گونه های پهن برگ و سوزنی برگ تفاوت اساسی مشاهده شده است. نظر به اینکه گونه‎های درختی پهن برگ می‎توانند در کیفیت خاک توده‎های سوزنی برگ تاثیر مثبت داشته باشند، این تحقیق با هدف اصلی مقایسه برخی مشخصه های فیزیکی و شیمیایی خاک تحت تاثیر جنگل کاری‎های خالص و آمیخته نوئل انجام شده است. مواد و روش ها: منطقه موردمطالعه در جنوب شرقی قطعه 101 سری مَکارُود، حوضه آبخیز 36 (کاظم رود)، در شهرستان کلاردشت و در ارتفاع تقریبی 1200 متر از سطح دریای آزاد شامل عرصه¬های جنگل کاری نوئل خالص (2 هکتار) و نوئل آمیخته (2/5 هکتار) و زمین بایر (3 هکتار) بوده است. با توجه به کوچک بودن عرصه ها و لزوم اتخاذ روشی که به بهترین شکل، گویای وضعیت خاک در هر عرصه باشد، سه خط نمونه در هر عرصه پیاده شد. آنگاه، در روی نقاط 10 و 50 و 90 متری خط نمونه¬ها، در لایه های 10-0 و 30-10 سانتی متری، نمونه¬های خاک برداشت شد (در هر عرصه، 9 نمونه خاک برای هر لایه). در آزمایشگاه، بافت، درصد اشباع، رسانندگی الکتریکی، اسیدیته، آهک، کربن آلی، نیتروژن، فسفر، پتاسیم، چگالی ویژه خاک¬ها اندازه گیری شد. یافته ها: چگالی ویژه در لایه 10-0 سانتی متر در توده نوئل آمیخته (2/28 گرم بر سانتی مترمکعب) کمتر از دو عرصه دیگر بود. مقدار اشباع خاک در لایه رویی در توده نوئل خالص (85/77 درصد) بیشتر از توده نوئل آمیخته (59/83 درصد) و زمین بایر (51/07 درصد) بود، اما در لایه زیرین در زمین بایر (94/40 درصد) بیشتر از دو عرصه جنگلی بوده است. در زمین بایر رسانندگی الکتریکی در هر دو لایه رویی (0/40 دسی زیمنس بر متر) و زیرین (0/38 دسی زیمنس بر متر) کمتر از توده¬های نوئل خاص و نوئل آمیخته بوده است. اسیدیته خاک در لایه رویی در توده¬های نوئل خالص (4/84) و نوئل آمیخته (4/88) به نحو معناداری کمتر از زمین بایر (5/75) بود. در هر سه عرصه، مقدار آهک در هر دو لایه برابر صفر بود. کربن آلی در لایه رویی در توده های نوئل خالص (2/57 درصد) و نوئل آمیخته (2/96 درصد) به طور معناداری بیشتر از عرصه بایر (1/45 درصد) بود و در لایه زیرین مقدار آن در توده نوئل آمیخته (0/94 درصد) بیشترین بود. مقدار نیتروژن در لایه رویی در توده های خالص (0/197 درصد) و آمیخته نوئل (0/270 درصد) بیشتر از عرصه بایر (0/143 درصد) و در لایه زیرین در توده نوئل آمیخته (0/90 درصد) بیشتر از توده نوئل خالص (0/02 درصد) و عرصه بایر (0/03 درصد) بود. نسبت کربن به نیتروژن در لایه رویی در توده نوئل خالص بیشترین بود (12/97) ولی در لایه زیرین در بین سه عرصه فرقی نکرد (10/82 تا 11/50). مقدار فسفر در لایه رویی در توده نوئل آمیخته بیشترین بود (8/4 میلی¬گرم بر کیلوگرم) ولی در لایه زیرین در بین سه عرصه متفاوت نبود (3/57 تا 5/06 میلی¬گرم بر کیلوگرم). مقدار پتاسیم در لایه رویی توده نوئل آمیخته (43/203 میلی¬گرم بر کیلوگرم) بیشترین بود اما در لایه زیرین، مقدار آن در زمین بایر (193/50 میلی‎گرم بر کیلوگرم) بیشتر از دو توده جنگلی به¬دست آمد. نتیجه گیری کلی: در لایه رویی خاکِ (10-0 سانتی‎متر) مقدار اسیدیته، کربن و ازت در بین دو توده آمیخته نوئل و توده خالص نوئل فرقی نکرد اما در توده آمیخته اندازه چگالی ویژه و نسبت کربن به نیتروژن کمتر، و برعکس، تخلخل خاک و مقدار فسفر و پتاسیم بیشتر از آنها در توده خالص بوده است. به طورکلی، از این تحقیق نتیجه گرفته می شود که جنگل کاری نوئل آمیخته در مقایسه با جنگل کاری نوئل خالص، تأثیر بهتری بر بهینه شدن مشخصه های فیزیکی و شیمیایی در لایه های خاک دارد که می تواند زمینه را برای رشد مناسب تر درختان و تعادل بهتر جنگل فراهم کند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 26

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    37-49
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    32
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

1چکیده مبسوط مقدمه و هدف: پژوهش در زمینه حفاظت از ژرم پلاسم گونه های درختی بومی و دارویی جنگل های شمال ایران به ویژه زالزالک خونین با خواص دارویی فراوان، دارای اهمیت است. تکثیر جنسی زالزالک به دلایل پوسته ضخیم و دو نوع خفتگی فیزیکی و فیزیولوژیک به سختی و با آپومیکسی امکان پذیر است و تکثیر غیرجنسی آن از راه ریشه دار کردن قلمه نیز با مشکلات فراوانی مواجه است. زالزالک خونین (Crataegus atrosanguinea) از خانواده Rosaceae یکی از گونه های با ارزش جنگل های شمال و غرب کشور محسوب می شود که به‎ دلیل مثمر بودن و داشتن چوب بسیار محکم و خواص دارویی متعدد دارای اهمیت فراوان است. خواص دارویی زالزالک در درمان فشار خون، تصلب شرائین و احتقان قلب، ضعف عضلات قلب و نارسایی کرونر به اثبات رسیده است. زالزالک حاوی متابولیت های ثانویه فراوان مانند فلاونوئیدها و پروآنتوسیانیدین و گیلکوزیدها است. بهینه سازی شرایط کشت درون شیشه ای زالزالک خونین به عنوان یکی از گونه های طبیعی ایران می تواند راهکار مناسبی برای تکثیر آن باشد. پژوهش حاضر با هدف کنترل آلودگی، کنترل قهوه ای شدن و القای کالوس زالزالک خونین (Crataegus atrosanguinea) در شرایط درون شیشه ای انجام شد. کنترل آلودگی ریزنمونه، بذر و بافت گیاهان از اهمیت بالایی برای موفقیت کشت بافت گیاهان محسوب می شود. از آنجا که پرآوری از ریزنمونه های طبیعی گیاهان برای کشت بافت در اولویت قرار دارد، معمولاً این مهم با قهوه ای شدن به ویژه برای گیاهان چوبی که دارای ساقه ضخیم و چوبی هستند با مشکلات فراوانی همراه است. تعیین نوع و غلظت تنظیم کننده رشد به‎عنوان یک عامل متغیر برای رشد گیاهان در شرایط درون شیشه ای ضروری است. بعد از اعمال تنظیم کننده رشد به محیط کشت، گیاه واکنش های مختلفی نشان خواهد داد اما یکی از راه های مناسب برای انتخاب مسیر صحیح باززایی گیاهان، تعیین وزن تر و خشک کالوس است که به‎طور گسترده به عنوان معیاری از رشد کالوس ها مورد اندازه‎گیری قرار می‎گیرد. با استفاده از وزن تر و خشک کالوس می توان منحنی رشد کالوس را به دست آورد. نتایج پژوهش های گذشته حاکی از دامنه وسیع تغییرات نوع و غلظت تنظیم کننده رشد بر کالوس زایی و باززایی گونه های مختلف جنس زالزالک است و متناسب با نوع گونه گیاهی باید نوع و غلظت خاصی از تنظیم کننده های رشد را اعمال کرد. مواد و روش ها: ساقه های جوان و سالم زالزالک‎ خونین از لاریجان آمل، استان مازندران، ایران با مختصات جغرافیایی '38° 58 شمالی و '10° 52 شرقی در ابتدای فصل رویش جمع آوری شد. ساقه های جمع آوری شده بلافاصله به آزمایشگاه کشت بافت گیاهی دانشکده منابع طبیعی در دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ایران منتقل شدند. ضدعفونی ساقه های طبیعی زالزالک به‎دلیل آلودگی سطحی و بافتی فراوان بسیار ضروری است. برای این‎منظور از ساقه ها ریزنمونه هایی به اندازه 0/5 تا یک سانتی متری برش داده شدند. تیمارهای کنترل آلودگی شامل HgCl2، H2O2، NaClO و AgNO3 و همچنین برای کنترل قهوه ای شدن ریزنمونه ها پنج تیمار طراحی شد. تیمارهای کنترل قهوه ای شدن شامل شاهد، آب روان، اسیداسکوربیک، پلی وینیل کلراید و ذغال فعال بود. به طور کلی محیط کشت از موادی شامل نمک های معدنی (عناصر کم مصرف و پر مصرف) به عنوان تأمین کننده رشد بیشینه، اسیدهای آمینه و ویتامین ها به‎عنوان نیتروژن، قند به‎عنوان منبع کربن و انرژی، تنظیم کننده های رشد به‎عنوان محرک رشد و ریخت زایی، آگار به‎عنوان جامدکننده محیط کشت و آب که 90 درصد محیط کشت را شامل می شود، تشکیل می گردد. محیط کشت به‎کار رفته در این تحقیق MS بود که اولین بار توسط درایور و کنیاکی در سال 1984 ساخته شد و با در نظر گرفتن روش دوفوسارد1976 تهیه شد. در این پژوهش pH محیط کشت روی 5/8 تنظیم گردید. برای القای کالوس، تیمارهای IBA، NAA، 2,4-D، BAP، TDZ و Kin در سه سطح غلظت 0/1، 1 و 6 میلی گرم در لیتر و ترکیب 6 mgl-1 NAA+1 mgl-1 BAP و 6 mgl-1 IBA+1 mgl-1 BAP در محیط کشت MS استفاده شد. در این مطالعه ریزنمونه های ساقه به‎صورت افقی روی محیط کشت قرار گرفتند. از بین تیمار های مختلف کالوس زایی برای بررسی القای کالوس، درصد کالوس زایی، درجه کالوس زایی، وزن تر و خشک کالوس و مساحت سطح مقطع کالوس اندازه گیری شد. بهترین تیمار از طریق محاسبه مشخصه های مذکور به دست آمد و برای واکشت از آن تیمار استفاده می شد. به طور تقریبی هر 20 روز و در مجموع پنج الی شش بار واکشت انجام گرفت. بعـد از کشـت کالوس ها در محیـط باززایـی، ریزنمونه ها در اتاقک کشت و قفسه های سازگاری تحت تیمار 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی در دمای 2± 25 درجه سانتی گراد با رطوبت 70 درصد قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که HgCl2 (0/5 درصد، 16 دقیقه) با میانگین 100 درصد سلامت به عنوان مناسب ترین تیمار کنترل آلودگی بود. تیمار شاهد با 98 درصد سلامت به عنوان مناسب ترین تیمار کنترل قهوه ای شدن مشاهده شد. همچنین نتایج نشان داد که نوع، غلظت و اثر متقابل نوع و غلظت تنظیم کننده رشد بر مشخصه های القای کالوس زالزالک خونین اثر معنی داری دارد (P<0.01). بیشترین وزن تر و خشک کالوس، درصد و درجه کالوس زایی و سطح مقطع کالوس در بین تیمارهای اکسین و سیتوکنین به ترتیب برای تیمارهای 6 میلی گرم در لیتر NAA و تیمار 1 میلی گرم در لیتر BAP مشاهده شد. همچنین نتایج نشان داد که بیشترین مقدار مشخصه های القای کالوس مورد مطالعه در محیط کشت حاوی ترکیب اکسین و سیتوکنین (6 mgl-1 IBA+1 mgl-1 BAP) مشاهده گردید. نتیجه گیری کلی: به طور کلی نتایج نشان داد که در حالت عادی و بدون اعمال هیچ تیماری تا 90 درصد احتمال کنترل قهوه ای شدن ریزنمونه های سرشاخه های طبیعی زالزالک خونین وجود دارد. برای ضدعفونی ریزنمونه ها استفاده از کلرید جیوه نیم‎درصد به مدت 16 دقیقه پیشنهاد می شود. ترکیب تنظیم کننده های رشد در محیط کشت برای القای کالوس زالزاک خونین بسیار مناسب ارزیابی شد. ارائه نتایج این پژوهش می تواند دستورالعمل آزمایشگاهی برای باززایی و پرآوری زالزالک خونین فراهم کند.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 32

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    50-62
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    16
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

1چکیده مبسوط مقدمه و هدف: گردآمدن درختان به‎عنوان اصلی‎ترین اجزای اکوسیستم جنگل‎ها دارای پراکنش فضایی خاصی بوده و مشخصه‎­های رویشگاهی و محیطی نقش به‎سزایی را در این پراکنش دارند. گونه­ های درختی با تشکیل تیپ ­های جنگلی از مهم ­ترین عوامل تأثیرگذار بر ویژگی­ های خاک از طریق تولید لاشبرگ بوده و نقش اساسی در کمیت و کیفیت ماده آلی خاک و آزادسازی عناصر غذایی خاک دارند. ماده آلی یکی از بخش­های مهم خاک است که شامل بقایای بافتی گیاهان و جانوران، اجزا تجزیه نشده تا جزئی تجزیه شده آنان و ریزجاندارن مرده می‎باشد. وجود ماده آلی علاوه بر اینکه نشان‎ دهنده حاصلخیزی و کیفیت خاک است، شـاخص مناسبی برای باروری خاک به‎شمار می‎رود که حاصـل بـرهمکنش فرآینـدهای فیزیکـی، شیمیایی و زیستی است. ماده آلی بـا بهبـود شـرایط خاکدانه‎سازی، وضـعیت تخلخـل و نفوذپذیری خاک را بهبود می‎بخشد؛ بنابراین نقش مهمی در پایداری اکوسیستم داشته و به‎همین دلیل بررسی جنبه‎های مختلف آن یکی از ضرورت­ها و پایه­های اصلی در مطالعات کیفیت خاک، چرخه کربن و تغییرات اقلیم است. از آنجایی که اطلاعات بسیار کمی درباره ماده آلی قابل استخراج با آب گرم به عنوان یک شاخص کیفی از ماده آلی خاک در جنگل‎ها وجود دارد و لزوم توجه به شناخت بهتر اثر پوشش‎های گیاهی مختلف بر خاک موجب پیش‎بینی دقیق‎تر اثر گونه‎ها بر بوم‎سازگان و مدیریت بهینه آنها برای مدیران و جنگل‎شناسان می‎شود. پژوهش حاضر به بررسی کربن آلی و نیتروژن خاک با روش‎های استخراج با آب گرم و سرد به‎عنوان شاخصی از تغییرات ماده آلی خاک در دو تیپ مازودار خالص و آمیخته ویول- مازودار در زاگرس شمالی (جنگل های آرمرده بانه) می‎پردازد. مواد و روش‎ها: تعیین تیپ‎های جنگلی مختلف با استفاده از نظرات متخصصین جنگل‎شناسی و همچنین با استفاده از آماربرداری در منطقه مورد مطالعه صورت گرفت. در مطالعه حاضر ویژگی‎های جنگل‎شناسی با 5 قطعه نمونه 400 مترمربعی تصادفی در هر تیپ اندازه گیری شد. همچنین خاک زیراشکوب تیپ‎های مورد مطالعه با استفاده از 10 نمونه ترکیبی از عمق 0-10 سانتی­متری (پس از کنار زدن لایه لاشبرگ) برداشت شد. پس از انتقال نمونه خاک‎ها با کیسه‎های پلاستیکی به آزمایشگاه، نمونه خاک‎ها از الک دو میلی‎متری رد و به دو قسمت تقسیم شدند. یک قسمت از نمونه‎ها بلافاصله به دمای 4 درجه سانتی‎گراد جهت اندازه‎گیری زی‎توده میکروبی کربن و نیتروژن منتقل شد، قسمتی از نمونه‎ها نیز در هوای آزاد جهت اندازه‎گیری کربن آلی و نیتروژن کل قرار گرفتند. پس از اندازه گیری متغیرهای مورد مطالعه، مقایسه آماری متغیرها در تیپ‎های جنگلی با استفاده از آزمون t مستقل و همبستگی آنها با ضریب همبستگی پیرسون مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‎ها: نتایج نشان داد که تفاوت معنی‎داری بین میزان کربن آلی خاک و نیتروژن کل خاک بین تیپ‎های مازودار خالص و ویول- مازودار مشاهده نشد. هر چند که مقادیر کربن آلی و نیتروژن قابل استخراج با گرم و سرد، زی‎توده میکروبی کربن و نیتروژن در تیپ ویول- مازودار بیشتر بود؛ اما این تفاوت به غیر از کربن آلی قابل استخراج با آب سرد معنی‎دار نشد. بین کربن قابل استخراج با آب گرم با زی‎توده میکروبی کربن و کربن قابل استخراج با آب سرد همبستگی معنی‎داری وجود داشت. همچنین بین نیتروژن قابل استخراج با آب گرم با زی‎توده میکروبی نیتروژن و کربن همبستگی معنی‎دار مشاهده شد. در نهایت همبستگی معنی‎داری بین نیتروژن خاک با زی‎توده میکروبی و نیتروژن قابل استخراج با آب سرد وجود داشت، اما ضریب همبستگی کمتر از همبستگی کربن آلی خاک با زی‎توده میکروبی کربن و کربن قابل استخراج با آب سرد بود. نتیجه‎گیری: در بین درختان و خاک تأثیر متقابل وجود دارد. همان‎طور که رشد و تولید درختان به خصوصیات خاک ارتباط دارد، از طرف دیگر درختان با لاشبرگ و ویژگی‎های منحصربه‎فرد خود بر خاک زیر اشکوب تأثیر می‎گذارند، بر اساس نتایج، می توان نتیجه‎گیری کرد که مواد آلی قابل استخراج با آب گرم را می‎توان به‎عنوان یک شاخص حساس از تغییرات کیفیت ماده آلی در خاک‎های جنگلی استفاده کرد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 16

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    63-72
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    14
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

1چکیده مبسوط مقدمه و هدف: مدیریت پایدار و برنامه‎ریزی اصولی منابع جنگلی به اطلاعات کارآمد و باکیفیتی از وضیعت حال و آینده جنگل نیازمند است. بررسی وضیعت فعلی و آینده توده‎های جنگلی، توصیف ساختار تودۀ جنگلی و واکنش توده به عملیات پرورشی از جمله توانمدی‎های توزیع‎های آماری در مدیریت جنگل به‎شمار می‎آید. مدل‎سازی توزیع فراوانی‎ها عبارت است از نحوه پراکنش افراد یک جمعیت در طبقات مختلف، از آنجا که پدیده‎های طبیعی شامل انواع پیوسته و گسسته هستند، نحوه توزیع آنها نیز متفاوت و متنوع خواهد بود. استفاده از توزیع‎های آماری در جنگل از قدمت زیادی برخوردار است، به‎طوری‎که برخی از محققان سابقه آن را تا دو قرن نیز دانسته‎اند. جنگل‎های زاگرس به‎عنوان یکی از مهم‎ترین ناحیه‎های رویشی ایران، اهمیت خاصی از نظر اجتماعی-اقتصادی و بوم‎شناختی دارند. گونه غالب این جنگل‎ها، گونه بلوط ایرانی (Q. brantii Lind) می ­باشد. این گونه بر حسب شرایط جغرافیایی و محیطی دارای رویشگاه‎های متنوعی در ناحیه رویشی زاگرس میانی است لذا انتظار می‎رود که این گونه دارای توابع توزیع احتمال متفاوتی در رویشگاه‎های متفاوت باشد. بنابراین در این پژوهش به بررسی توابع توزیع احتمال مشخصه ارتفاع در رویشگاه‎های دارای ساختار رویشی متفاوت بلوط ایرانی در جنگل‎های شهرستان خرم‎آباد پرداخته شده است تا با انتخاب بهترین مدل‎ها در رویشگاه‎های مختلف، اطلاعات مفید و سودمندی در اختیار مدیران و برنامه‎ریزان جنگل در جهت حفظ و ارتقای این جنگل‎های ارزشمند قرار داده شود. مواد و روش‎ها: به‎منظور اجرای این پژوهش با انجام جنگل‎گردشی‎های متعدد، دو منطقه با ساختار رویشی متفاوت شامل دانه و شاخه‎زاد (منطقه سفیدکوه) و شاخه و دانه‎زاد (منطقه قلعه‎گل) در سطح جنگل‎های شهرستان خرم‎آباد در نظر گرفته شد. در هرکدام از این مناطق تودۀ جنگلی به مساحت تقریبی سه هکتار انتخاب شد، این توده جنگلی به گونه‎ای انتخاب شد که معرف جنگل‎های منطقه باشد. تودۀ جنگلی قلعه‎گل در ارتفاع 1850 متری از سطح دریا و دارای شیب متوسط 20 درصد، خاک بستر نیمه‎عمیق و جهت شمالی بود، همچنین تودۀ جنگلی سفید کوه نیز در ارتفاع 1900 متری از سطح دریا با شیب متوسط 30 درصد، خاک بستر نیمه‎عمیق و جهت شمالی قرار داشت. در ادامه در هرکدام از این دو تودۀ جنگلی انتخاب شده، ارتفاع تمامی درختان بلوط ایرانی که بلندی آنها بالاتر از 1/5 متر بود مورد آماربرداری صد در صد قرار گرفت. در مجموع در دو منطقه سفیدکوه و قلعه‎گل به‎ترتیب ارتفاع تعداد 458 و 348 اصله درخت بلوط ایرانی مورد اندازه­ گیری قرار گرفت. برای اندازه ­گیری ارتفاع درختان از دستگاه لیزری TruPulse 360 استفاده شد. در این پژوهش به‎منظور بررسی پراکنش طبقات ارتفاعی، با توجه به پیوسته بودن متغیر ارتفاع، از پرکاربردترین مدل های توزیع احتمال پیوسته در پژوهش‎های زیستی شامل: وایبول دو پارامتره، گاما دو پارامتره، نرمال، لگ نرمال، بتا و جانسون استفاده شد، همچنین نیکویی برازش داده ها با استفاده از آزمون اندرسون-دارلینگ که از توان بالاتری در مقایسه با سایر آزمون ها برخوردار است، بررسی شد. برای تحلیل کلیه داده ها و رسم نمودارها نیز از نرم‎افزار Easy Fit 5.6 استفاده شد. یافته‎ها: نتایج نشان داد که اشتباه آماربرداری در منطقه سفیدکوه برابر با 4/45 درصد و در منطقه قلعه ­گل برابر با 2/82 درصد می‎باشد، میانگین ارتفاع درختان در منطقه سفیدکوه 6/76 متر و و داده‎ها بین دو مقدار 1/8 تا 18 متر توزیع یافته‎اند، در حالی که در منطقه قلعه گل میانگین ارتفاع درختان اندازه‎گیری شده برابر با 7/54 متر و داده‎ها بین دو مقدار 1/53 و 14/04 متر قرار دارند. براساس مقادیر مربوط به چولگی و کشیدگی در دو منطقه جنگلی، میزان کشیدگی و چولگی در هر دو منطقه مثبت و در منطقه سفیدکوه بیشتر از منطقه قلعه‎گل می‎باشد که نشان‎دهنده تمرکز بیشتر داده‎ها در طبقات ارتفاعی پایین‎تر در منطقه سفیدکوه است. همچنین نتایج آزمون نیکویی برازش اندرسون-دارلینگ در منطقه سفیدکوه (دانه و شاخه‎زاد) نشان داد که مناسب ترین توابع توزیع احتمال (در سطح خطای پنج درصد) برای مدل‎سازی توزیع درختان در طبقات ارتفاعی به‎ترتیب جانسون sb و بتا می‎باشند، در منطقه قلعه‎گل (شاخه و دانه‎زاد) نیز مناسب‎ترین توابع توزیع به‎ترتیب بتا و نرمال تشخیص داده شدند. نتیجه‎گیری کلی: در مجموع نتایج این پژوهش نشان داد در مناطقی که جنگل بلوط دارای فرم دانه و شاخه‎زاد می‎باشد باتوجه به شکل توزیع (توزیع کم‎شونده)، جنگل دارای ساختار ناهمسال است و در مناطقی که فرم جنگل شاخه و دانه‎زاد می‎باشد جنگل به‎سمت یک جنگل تک اشکوبه و همسال رفته است که دلیل عمدۀ آن تخریب‎های ناشی از رمه گردانی، قطع سرشاخه ها جهت تألیف دام و مصرف سوخت و همچنین استفاده بی رویه از محصولات فرعی است که در سطح این منطقه رخ داده است در حالی‎که در منطقه سفیدکوه بر اساس مشاهدات میدانی آثار تخریب و دخالت انسانی کمتری در سطح منطقه مشاهده شد. همچنین با توجه به شکل توزیع‎های به‎دست آمده در دو رویشگاه مشخص شد که فرم رویشی درختان بر روی توابع توزیع ارتفاع درختان تأثیرگذار بوده است که این امر می‎تواند جهت حفظ و کنترل این جنگل‎های ارزشمند اطلاعات مفید و سودمندی در اختیار مدیران، برنامه‎ریزان و محققان قرار دهد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 14

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    73-87
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    32
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

1چکیده مبسوط مقدمه و هدف: قابل انتظار است که خشک دارهای ریز در جنگل‎های هیرکانی سهم قابل ملاحظه‎ای از خدمات بوم شناختی را به‎خود اختصاص دهد ولی در بخش‎های مدیریتی و اجرایی اهمیت زیادی برای آن وجود ندارد. از طرفی با توجه به شاخص پایداری جنگل های طبیعی بر اساس تغییرات موجودی کربن و ارزش تولیدات چوبی و همچنین بر مبنای استقبال نظام های مدیریتی از اقتصاد سبز، پیش بینی می شود که خشک دارهای ریز بر خلاف ظاهر ناچیز آنها به‎عنوان یکی از ذخایر کربن به لحاظ جنگل‎شناسی و حتی اقتصادی از جایگاه ویژه ای برخوردار باشد. بنابراین قابل توجیه است که استنباط درستی در رابطه با نحوه انباشت و تغییرات موجودی حجمی خشک دارهای مدنظر در نقاط مختلف جنگل های هیرکانی را باید دارا بود تا بتوان در ارزیابی های مدیریتی جنگل های مذکور به خصوص برای شرایط پسا تنفس (استراحت جنگل های هیرکانی) برای اِعمال عملیات جنگل شناسی مؤثر، فنون بهینه مدیریتی (جنگلداری) و افزایش خدمات بوم شناختی اقدام متناسبی را انجام داد. مبتنی بر این موارد، هدف اصلی پژوهش پیش رو تحلیل آمار مکانی تغییرات موجودی حجمی خشک دارهای ریز در نقاط مختلف جنگل های هیرکانی برای اجرای مدیریت بهینه به خصوص برای شرایط پسا تنفس است. مواد و روش ها: این پژوهش در جنگل خیرودکنار در گرادیان‎های مختلف ارتفاعی از سطح دریا (1800-100 متر) با استفاده از یک طرح خوشه ای انجام شد. تعداد سه قطعه نمونه دایره ای با شعاع 7/32 متر با زوایای آزیموت 0، 120 و 240 درجه به شکل مثلث یا خوشه با فاصله 36/6 متر از یکدیگر پیاده شده و یک قطعه نمونه دیگر نیز با همان مساحت دقیقاً در مرکز این طراحی جانمایی شد. هر خوشه به صورت تصادفی با سه تکرار و در مجموع با 12 قطعه نمونه در یک گرادیان ارتفاعی از سطح دریا پیاده شد. در این پژوهش پیاده سازی قطعات نمونه از دامنه 100 تا 1800 متر ارتفاع از سطح دریا با اختلاف 150 متر انجام شد. سه کلاسه قطری شامل 5/2- 1، 4/5- 2/5 و 7/5- 4/5 سانتیمتر برای خشک دارهای ریز در نظر گرفته شد. برای اندازه گیری قطر خشک دارهای ریز یک ترانسکت خطی با آزیموت ثابت 150 درجه از مرکز هر قطعه نمونه دایره ای شکل پیاده شده و کلاسه قطری 2/5 – 1 سانتیمتر در فاصله 6/1- 4/27 متر و دیگر کلاسه های قطری در فاصله 7/32 – 4/27 متری برداشت شدند. روی هر ترانسکت قطر کلیه خشک دارهای ریزی که محور مرکزی آنها منقطع با خط ترانسکت بود با کولیس اندازه گیری و ثبت شد. در بدو تحلیل پس از بررسی حضور یا عدم حضور داده های پرت، واریوگرام های مشاهدات حجم بر اساس مدل های مختلف بر حسب فاصله و همبستگی مکانی واریانس برازش داده شدند. مبتنی بر درصد ساختار مکانی، ضریب تبیین (R2) و مجموع مربعات باقیمانده ها (RSS) مدل بهینه برای اجرای برآورد درون یابی روش کریجینگ معمولی انتخاب شد. بر مبنای برازش مدل ها یا عدم تناسب مدل واریوگرام خشک دارهای ریز در کلاسه های مختلف قطری به ترتیب از روش های کریجینگ و فاصله معکوس وزنی (IDW) برای درون یابی و برآورد متغیرهای پاسخ که در بین فواصل مختلف اندازه گیری نشدند، استفاده شد. متعاقباً از روش اثرات متقابل (Cross-validation) برای صحت سنجی برآوردهای موجودی حجمی خشک دارهای ریز استفاده شد. بر حسب برازش بین رقوم متغیرهای برآورد شده و مقادیر مشاهدات با استفاده از شاخص های ضریب تبیین و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) میزان دقت تخمین و صحت پهنه بندی های انجام شده ارزیابی شد. یافته ها: در این پژوهش یافته‎ها نشان داد که حجم کل خشم‎دارهای ریز در جنگل مورد پژوهش 24/3 مترمکعب در هکتار است. نتایج مدل سازی های واریوگرام نشان داد تغییرات مکانی حجم خشک دارهای ریز در کلاسه های قطری مختلف دارای ساختار مکانی متوسط بوده ولی به لحاظ مقادیر R2 و RSS دارای برازش مناسبی نبودند. به‎همین منوال نتایج تحلیلی و پهنه بندی کریجینگ فقط برای خشک دارهای ریز کلاسه اول قطری به نسبت سایر کلاسه های قطری دارای دقت بیشتری بود ولی دقت برآوردی آن ضعیف بود (6/32RMSE= ،0/16=R2). نتیجه واریوگرافی موجودی حجمی خشک‎دارهای ریز نشان داد که خشک دارهای ریز کلاسه اول همسان گرد بوده و خشک دارهای ریز در دیگر کلاسه های قطری ناهمسان گرد هستند. با توجه به اینکه روش کریجینگ برای خشک دارهای کلاسه های دوم و سوم قطری پاسخگو نبود از روش فاصله معکوس وزنی استفاده شد. نتایج حاصل از تکنیک فاصله معکوس وزنی برای ارزیابی مکانی خشک­ دارهای ریز در کلاسه دوم و سوم قطری نشان داد که دقت برآوردی قابل ملاحظه‎ای وجود ندارد. بدین‎ترتیب مبتنی بر نتایج به‎دست آمده می‎توان عنوان نمود که معرفی انباشت حجمی خشک‎دارهای ریز بستر جنگل مورد پژوهش در گرادیان ارتفاعی از سطح دریا مطرود است. نتیجه گیری: با استنباط از نتایج به‎دست آمده می توان عنوان نمود که تغییرات موجودی حجمی انباشت خشک دارهای ریز در گرادیان های مختلف ارتفاع از سطح دریا در جنگل مورد پژوهش مستقل از خودهمبستگی فاصله ای و همبستگی مکانی است. در واقع مبتنی بر نتایج به دست آمده می توان اذعان نمود که تغییرات موجودی حجمی انباشت خشک دارهای ریز در هر دامنه ارتفاع از سطح دریا در جنگل مورد پژوهش تحت تأثیر عوامل مختلف جنگل شناسی، بوم شناختی و زیستی هستند که در این رابطه وجه اشتراک بارز تأثیرگذار وجود ندارد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 32

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
نویسندگان: 

کرمشاهی عبدالعلی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    88-98
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    21
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

1چکیده مبسوط مقدمه و هدف: از پارامترهای اساسی در مدیریت جنگل، اطلاع دقیق از موجودی سرپای درختان جهت برنامه‎ریزی است که با آماربرداری جنگل مقدور و عملی می‎شود. دخالت و وابستگی بیش از حد انسان به جنگل‎ها، ساختار طبیعی آنها را تغییر داده است.گرچه شرایط برداشت چوب در این جنگل‎ها فراهم نیست، اما نقش آنها در حفظ خاک و آب، معیشت مردم محلی و بهبود محیط زیست ضروری است.روش‎های نمونه‎برداری باید به‎گونه‎ای باشند که ضمن داشتن دقت لازم و هزینه کم، اجرای آنها در طبیعت آسان باشد. هدف اصلی این تحقیق ارائه یک روش نمونه‎برداری جدید با عنوان ترانسکت شاخه‎ای در جنگل‎های زاگرس ایران و جنگل‎های مشابه است. از ویژگی‎های این روش جدید داشتن دقت مناسب، اجرای آسان در طبیعت، سادگی محاسبات آماری و کم هزینه بودن است. تعداد درختان در هکتار (تراکم) در یک جامعه جنگلی بیانگر وضعیت موجود بوده و پایش آن، در ارزیابی تغییرات توده‎های جنگلی بسیار اهمیت دارد. استفاده از روش‎های نمونه‎برداری فاصله‎ای بخصوص در جنگل‎های تنک، به‎دلیل کاهش هزینه‎های آماربرداری و داشتن دقت مطلوب در سال‎های اخیر رو به گسترش است. هدف اصلی تحقیق ارزیابی کارایی یک روش فاصله‎ای پیشنهادی (خط نمونه شاخه‎ای یا ترانسکت‎های با شاخه‎های جانبی) با قابلیت اجرای آسان و داشتن دقت مطلوب، در شبکه آماربرداری 100*100 متری و در محیط جی‎ای‎اس است. مواد و روش‎ها: منطقه مورد مطالعه در بخش جنوب غربی منطقه حفاظت شده مانشت و قلارنگ در شهرستان ایلام قرار دارد. ابتدا یک منطقه جنگلی با مساحت 90 هکتار آماربرداری صد در صد شد، سپس از خط نمونه‎های 10 و 20 متری با شاخه‎های فرعی حداکثر 20 متری استفاده شد (90 نقطه نمونه‎برداری). در این تحقیق برای اولین بار از روش نمونه‎برداری خط نمونه با شاخه‎های جانبی 2، 4 و 6 شاخه استفاده شده است. در ارزیابی روش‎ها با آماربرداری صد در صد از معیارهای درصد صحت استفاده شد. در این روش از یک ترانسکت استفاده می‎شود که خود از چند شاخه یا ترانسکت جانبی یا فرعی تشکیل شده است. طول ترانسکت اصلی، ترانسکت فرعی، تعداد درختان مورد اندازه‎گیری در هر ترانسکت فرعی و تعداد شاخه‎های فرعی در این روش قابل تغییرند و بر اساس همگنی، ناهمگنی، تراکم، ساختار جنگل و ابعاد تاج درختان قابل تغییر است. و با توجه به وضعیت جنگل و نظرکارشناسی تعیین می‎شوند. به‎طور کلی، زمانی‎که جنگل متراکم‎تر یا همگن‎تر باشد، می‎توان تعداد شاخه‎های فرعی و درختان را کمتر در نظر گرفت. بهتر است در جنگل های غیر انبوه مانند جنگل های زاگرس، زیرشاخه های بیشتری در نظر گرفته شود تا سطح وسیع تری در برآورد موجودی قرار گیرد و تعداد قابل قبولی درخت به‎صورت ترانسکت بررسی شود. با توجه به اینکه هدف اصلی تحقیق ارائه یک روش نمونه‎برداری جدید برای جنگل‎های زاگرس می‎باشد، می‎بایست نتایج حاصل از این روش، برای یک احتمال معین، با یک مقدار واقعی مقایسه گردد تا بتوان در مورد دقت آماربرداری در روش‎های مورد مطالعه قضاوت نمود. در منطقه مورد مطالعه ابتدا آماربرداری صد در صد انجام شد و در مراحل بعدی نتایج داده‎های آماربرداری در هر روش نمونه‎برداری با مقدار واقعی یعنی نتایج حاصل از آماربرداری صد در صد منطقه، مورد مقایسه قرار گرفت. یافته‎ها: نرمال بودن داده‎ها با استفاده از آزمون کای‎اسکوار و آزمون تی غیرجفتی (تی‎تست) برای مقایسه میانگین تعداد و تاج درختان در هکتار، حاصل از نمونه‎برداری با نتایج حاصل از آماربرداری مقدار واقعی (100 درصد موجودی) مورد آزمون قرار گرفت. با توجه به نتایج حاصل از آماربرداری صد در صد (12079 اصله درخت) تعداد در هکتار درختان 141 اصله و تاج ­پوشش (62/32) در هکتار 3074 مترمربع به‎دست آمد. خط نمونه 6 شاخه دو درختی با تعداد در هکتار 141 اصله و روش چهار شاخه یک درختی با تاج‎پوشش 3815 مترمربع در هکتار نسبت به میانگین واقعی بهترین نتایج را نشان داد. تجزیه و تحلیل یافته‎ها نشان می‎دهد اکثر روش‎های نمونه‎برداری مورد تحقیق (خط نمونه شاخه‎ای با شش روش مختلف (6b2t- 6b1t- 2b1t- 2b2t- 4b2t-4b1t ) نتایج قابل‎قبولی جهت ارزیابی جنگل‎های تنک دارند ولی روش‎های خط نمونه شاخه‎ای در اکثر شبکه‎ها دارای درصد خطای آماربرداری کمتر و از نظر میانگین تعداد در هکتار نیز مقدار واقعی نزدیکترند. نتیجه‎گیری کلی: در مجموع روش خط نمونه شاخه‎ای جهت برآورد تعداد در هکتار در اکثر شبکه‎ها دارای درصد صحت در محدوده 10 درصد و از نظر میانگین تعداد در هکتار نیز با احتمال 95 درصد اختلاف معنی‎داری با مقدار واقعی نداشت و نسبت به دیگر روش‎های فاصله‎ای موردمطالعه در این تحقیق (نسبت به روش‎های شاخه‎ای برای برآورد تاج‎پوشش) از دقت و صحت مطلوبتری برخوردار بود. با توجه به جدید بودن روش نمونه‎برداری ارائه شده موردی جهت مقایسه وجود نداشت به‎عبارتی روش ترانسکت شاخه‎ای در مناطق دیگر انجام نشده که بتوان با نتایج این بررسی ارزیابی گردد. در نهایت نتایج این بررسی برای پارامترهای تعداد و مساحت تاج پوشش درختان در هکتار و مقایسه آن با مقدار واقعی و انعطاف‎پذیری این روش (قابل تغییر بودن تعداد شاخه‎ها، تعداد درختان هر شاخه و طول ترانسکت‎های اصلی و فرعی) نشان می‎دهد روشی مناسب برای نمونه‎برداری در جنگل‎های تنک و حتی جنگل‎های نرمال می‎باشد.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 21

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
نویسندگان: 

جوانمیری پور محسن

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    99-112
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    31
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

1چکیده مبسوط مقدمه و هدف: همان طور که جنگل با گذر زمان دچار تحول می گردد ، فرآیندهایی که منجر به ایجاد جنبه های پیچیدگی نظیر ناهمگنی شرایط ساختاری توده و تنوع گونه ای می گردند بیشتر می شوند. انباشت مولفه های ساختاری از قبیل درختان زنده ، خشکه دارهای سرپا و افتاده در ساختارهای جمعیتی پیچیدگی توده را به‎وجود می آورد. این موارد، فرآیندهایی هستند که عمدتاً به رویش و مرگ و میر درختان مربوط می شود که در مرحله جوانی آغاز شده، در مرحله بلوغ ادامه یافته و در نهایت به نوعی پیچیدگی ساختاری منجر می شود. با بررسی پیچیدگی در توده می توان از جنگل شناسی برای تحول پیچیدگی و تنوع در توده استفاده نمود. این مطالعه شاخص پیچیدگی ساختار در توده های آمیخته مدیریت شده نسبت به همدیگر را در جنگل های هیرکانی را به‎منظور تاثیر دخالت های مدیریتی در میزان این شاخص را مورد مقایسه قرار داد. مواد وروش ها: برای انجام این مطالعه پنج قطعه نمونه یک هکتاری مستطیلی در پارسل های 305، 306، 309، 310 و 311 در بخش گرازبن جنگل خیرود که در مجاورت هم قرار دارند، انتخاب شدند. جنگل آموزشی و پژوهشی خیرود در 6 کیلومتری شرق نوشهر از نوار جنگل های هیرکانی ایران واقع شده است که بخش گرازبن دارای مساحتی برابر 1001 هکتار است. برای انجام این مطالعه قطر کلیه درختان بالاتر از حد شمارش با استفاده از آماربرداری صددرصد در قطعات نمونه یک هکتاری مورد اندازه گیری قرار گرفت. ارتفاع درختان، فراوانی درختان کهنسال، فراوانی و حجم خشکه دارها، روشنه های تاج پوشش، شاخص مینگ لینگ و ضریب جینی نیز محاسبه گردید. برای کمّی سازی شاخص پیچیدگی ساختار از مجموعه ای از متغیرهای مرتبط با مهم ترین ویژگی های ساختاری توده های جنگلی استفاده شد. برای این امر شاخص های منفرد انتخاب و شاخص چندمتغیره پیچیدگی در چهار مرحله محاسبه شد. در نهایت با جمع هر یک از متغیرهای شاخص پیچیدگی ساختار بین صفر و 100 تعیین شد. بر این اساس مقدار عددی شاخص در توده های جنگلی با بیشترین پیچیدگی نزدیک به 100 و در توده های با کمترین پیچیدگی در ساختار مقدار عددی نزدیک به صفر خواهد بود. یافته ها: نتایج نشان داد در پنج قطعه نمونه در پنج پارسل 1836 اصله درخت بررسی گردید. بیشترین تعداد درخت در واحد سطح 564 اصله در هکتار در توده 306 است. گونه ممرز به‎طور نسبی گونه غالب در توده های 306، 305 و 310 و گونه راش گونه غالب در توده های 309 و 311 مورد مطالعه می باشد. همچنین، بیشترین میزان میانگین قطر، حجم سرپا و ارتفاع به ترتیب 32/5 سانتی متر و 458 مترمکعب و 41 متر مربوط به قطعه نمونه 309 می باشد. منحنی توزیع فراوانی درختان در طبقات قطری مختلف نیز اگرچه روند کاهنده و مبتنی بر توزیع نمایی کاهنده به حالت J شکل معکوس است، اما تفاوت هایی بین توده های مورد مطالعه در طبقات قطری مختلف مشاهده می گردد. بیشترین تعداد درختان در طبقات قطری کوچک (یعنی 15 و 20 سانتی متر) در توده 306 وجود دارد که به‎ترتیب 283 و 137 اصله می باشد. کمترین تعداد درخت در طبقات اولیه نیز 33 و 31 اصله می باشد که مربوط به توده 309 می باشد. مقایسه حجم درختان در کلا س های قطری نشان می دهد پراکنش حجم در همه کلاسه های قطری در پارسل 309 قابل توجه می باشد که در آن حجم در کلاسه های قطور و خیلی قطور به‎ترتیب 296 و 83 متر مکعب در هکتار می باشد. در پارسل های 306 و 307 برای درختان در کلاسه خیلی قطور کمیتی وجود ندارد. قطعه نمونه 309 دارای بیشترین مقدار شاخص پیچیدگی می باشد که مقدار عددی آن 85 می باشد و کمترین مقدار این شاخص (66) در قطعه نمونه 305 وجود دارد. نتایج مقایسه ویژگی های مورد مطالعه برای تعیین میزان شاخص پیچیدگی ساختاری در بین توده های مختلف با استفاده از آزمون ANOVA با احتمال 5% (0/05=P) نشان داد فراوانی و مقدار حجم درختان، فراوانی درختان کهنسال، نسبت سطح روشنه به سطح جنگل، فراوانی و حجم خشکه دارها، ارتفاع درخت و شاخص Mingling دارای تفاوت معنی دار هستند. نتیجه گیری کلی: میانگین شاخص پیچیدگی برای رویشگاه های مورد مطالعه 75/0 می باشد که بیشترین آن 0/85 می باشد و در پارسل 309 دیده می شود در حالیکه کمترین مقدارشاخص پیچیدگی 0/66 می باشد که در پارسل 306 وجود دارد. سایر رویشگاه ها دارای حالت بینابین می باشند. این تنوع پیچیدگی در رویشگاه های مختلف نشان دهنده وجود مراحل مختلف تحولی از جوان تا کهنسال در جنگل است. تصویری ساده می تواند نشان دهد که چگونه ویژگی های گوناگون ساختاری، پیچیدگی و تنوع را به جنگل منتقل می کند. اگر جنگلی فرضی در حالت های پیچیده و ساده در نظر گرفته شود. تفاوت آشکار در این مقایسه این است که توده پیچیده دارای دامنه وسیع تری از ابعاد درختان (و به طور بالقوه سنین) مانند برخی از درختان بزرگ ، در مقایسه با توده ساده است که دارای تعداد زیادی از درختان با ابعاد کوچک تر و بدون درختان بزرگ می باشد و به طور بالقوه درخت کهن سالی در آن وجود ندارد. توده پیچیده دارای حداقل دو گونه درختی است، در مقابل توده ی ساده فقط از یک گونه تشکیل شده است. توده پیچیده همچنین حاوی تعدادی خشکه دار سرپا و افتاده بزرگتر بر روی زمین است و در مقابل، توده ساده فاقد خشکه دار افتاده بزرگ است. سرانجام ، پراکنش درختان و تاج پوشش ها یا برعکس ، روشنه ها، از نظر مکانی در توده پیچیده متغیر است و منجر به ناهمگنی ساختاری در منطقه مورد نظر می شود. برای افزایش تنوع و پیچیدگی انجام اقداماتی از قبیل تنک کردن یا باقی گذاشتن درختان دارای اهمیت زیستگاهی از قبیل درختان قطور و کهنسال و خشکه دارهای سرپا و افتاده در برش های گزینشی که پیچیدگی ساختاری ، تنوع گونه ها و ناهمگنی را حفظ یا بازیابی می کند ، ضروری است.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 31

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    113-123
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    31
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

1چکیده مبسوط مقدمه و هدف: جنگل ها یکی از منابع طبیعی تجدید شونده و سرمایه های ملی هر کشور محسوب می شوند که دامنه وسیعی از کالاها و خدمات را فراهم می کنند. با توجه به این که زندگی جوامع محلی و امرار معاش آن ها به طور مستقیم و غیرمستقیم به اکوسیستم های جنگلی وابسته است، ‏مدیریت و حفاظت از این رویشگاه های طبیعی موضوع مهمی برای برنامه ریزان و تصمیم گیران می باشد. امروزه این منابع با ارزش به وسیله عوامل متعدد انسانی و طبیعی تهدید شده اند، به طوری که در سال های اخیر با توسعه فناوری، صنعت و ‏همچنین رشد قابل توجه جمعیت، بهره برداری و تخریب این عرصه های طبیعی برای تأمین مواد اولیه، فضا و غذا روزبه‎روز افزایش یافته ‏است و خسارات جبران‎ناپذیری را بر جای گذاشته است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف شناسایی نوع استفاده و میزان وابستگی جوامع محلی به جنگل های مانگرو خمیر-قشم و همچنین تحلیل ارتباط ‏‏بین وابستگی معیشتی جوامع محلی و میزان بهره برداری از این جنگل ها انجام شد. جنگل های مانگرو خمیر قشم به‎عنوان‎ ‎ذخیره گاه،‎ ‎پناهگاه،‎ ‎محل های‎ ‎تغذیه‎ ‎و‎ ‎پرستاری‎ ‎برای‎ ‎بسیاری‎ ‎از‎ ‎گیاهان و حیوانات‎ ‎محسوب می شوند و همچنین این رویشگاه های طبیعی عمده ترین منبع ارائه خدمات اکوسیستمی برای جوامع محلی و ساکنین حاشیه این جنگل ها می باشند. بدین‎ترتیب، خدمات اکوسیستمی جنگل های مانگرو در محدوده مورد مطالعه، ابزار مهمی برای نشان دادن موضوعاتی همچون وابستگی معیشتی جوامع ساکن حاشیه رویشگاه ها، اهمیت امنیت غذایی، درآمد، سلامتی و توسعه پایدار فعالیت های انسانی می باشند. در این راستا، این مطالعه تکمیل کننده سایر مطالعات از نظر میزان ‏اهمیت بهره برداری از رویشگاه های طبیعی مانگرو و ‏استفاده از هریک از این خدمات در زندگی جوامع محلی ‏و ساکنین حاشیه جنگل های می باشد، به ویژه در نواحی که به ‏روستاها نزدیک تر هستند، از وضعیت کیفی مناسبی ‏برخوردار نبوده و نیازمند حفاظت بیشتری می باشند. مواد و روش ها: پژوهش‎ ‎حاضر‎‏ ‏‎از نوع‎ ‎توصیفی و‏‎ ‎تحلیلی می باشد و گردآوری داده ها و اطلاعات نیز، از طریق پرسشگری و مصاحبه از جوامع محلی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل جوامع محلی می باشد، و حجم نمونه محاسبه شده در محدوده مورد مطالعه 380 ‏نفر بوده که به‎روش خوشه ای و با در نظر گرفتن ‏جمعیت هر روستا نمونه گیری به‎عمل آمده است. ‏روایی پژوهش به منظور سنجش میزان مناسب بودن ‏پرسشنامه های تهیه شده به روش های سازه و صوری ‏از طریق نظر کارشناسان و متخصصان تعیین گردید ‏و پایایی آن نیز با استفاده از آلفای کرونباخ در ‏نرم افزار ‏SPSS‏ مورد سنجش قرار گرفت که مقدار ‏حاصل شده برابر با 0/9= α بوده و از نظر آماری ‏مورد تأئید و قابل‎قبول است.‏ یافته ها: مطابق با نتایج به دست آمده، بیشترین استفاده از ‏جنگل های مانگرو خمیر-قشم مربوط به مصارف ‏خوراکی از جمله برداشت عسل وحشی، ‏صید آبزیان و ‏بی مهرگان خوراکی (برای مصارف خانگی، ‏رستوران و فروش در بازار)، شکار پرندگان و ‏‏برداشت علوفه برای تغذیه دام (شتر) می باشد. در مقابل کمترین میزان مصرف مربوط به ‏برداشت از چوب جنگل های مانگرو برای ساخت و ‏ساز آلاچیق ها و منازل مسکونی است. با توجه به میانگین های به دست آمده، بالاترین اولویت در ‏استفاده از جنگل های مانگرو خمیر-قشم، به مصارف ‏خوراکی اختصاص یافته است و پس از آن به ترتیب ‏از بیشترین به کمترین اولویت می توان به مصارف ‏گردشگری، ساخت صنایع دستی، مصارف دارویی، ‏مصارف سوختی و ساخت و ساز اشاره نمود. به عبارت دیگر در این منطقه مصارف خوراکی به‎ویژه صید و آبزی پروری در اولویت اول قرار دارد و سایر فعالیت هایی همچون گردشگری به‎دلیل محدود بودن زمان مناسب برای حضور گردشگران در منطقه، ساخت صنایع ‏دستی، مصارف دارویی، مصارف سوختی و ساخت و ساز به‎دلیل پایین بودن بازار تقاضا و امکانات لازم از کارایی و اولویت پایین تری برخوردار است. ‏علاوه بر این، اشتغال ساکنین منطقه نشان دهنده میزان وابستگی معیشتی ‏جوامع محلی به جنگل های مانگرو خمیر-قشم می باشد که برای امرار معاش و تأمین نیازهای روزانه خود به بهره برداری از این ‏رویشگاه های طبیعی اقدام می کنند. به طور کلی، درآمد اکثر جوامع محلی از راه صید آبزیان تأمین می شود، اگرچه به فعالیت های دیگری همچون قایقرانی، گردشگری، لنج سازی، ایجاد اقامتگاه های بوم گردی و رستوران های ساحلی نیز می پردازند. نتایج تحلیل ارتباط وابستگی معیشتی و میزان بهره برداری از این جنگل ها حاکی از وجود ‏ارتباط معنادار و مستقیم بین این دو عامل می باشد. بدین‎ معنا که با افزایش تقاضا و نیاز معیشتی جوامع محلی، میزان ‏بهره برداری از این رویشگاه های ‏جنگلی نیز افزایش می یابد. جنگل های مانگرو به عنوان یکی از مهمترین منابع طبیعی، ‏رابطه مستقیم و جایگاه انکارناپذیری در تأمین ‏معیشت، رفاه و آسایش جوامع انسانی دارد. از طرفی ‏این جنگل ها به دلیل نقش اساسی که در تقویت معیشت و ‏توسعه جوامع بشری دارند همواره باید مورد توجه ‏قرار برنامه ریزان و تصمیم گیران قرار گیرد.‏ نتیجه گیری کلی: با توجه به وضعیت ‏حفاظتی و حساسیت های زیستی محدوده مورد مطالعه، تداوم این نوع بهره برداری ها خسارات زیادی به جنگل های ‏منطقه وارد کرده و بقای آن ها را برای نسل های آینده به مخاطره می اندازد؛ بنابراین باید سیاست ها و تمهیدات مدیریتی ‏برای کاهش بهره برداری جوامع محلی از جنگل های مانگرو و حفاظت و پایداری این رویشگاه های طبیعی در نظر گرفته ‏شود. علاوه بر این آموزش، آگاهی دادن و توانمندسازی جوامع محلی در توسعه کسب و کارهای محلی و افزایش ‏درآمد آن ها می تواند به کاهش وابستگی معیشتی مردم به جنگل ها کمک نماید.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 31

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    124-137
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    24
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

1چکیده مبسوط مقدمه و هدف: جنس افرا (.L Acer) از خانواده Aceraceae اغلب درختانی خزان کننده اند که تقریباً پراکنش همه آنها در مناطق معتدله نیم کره شمالی است. این جنس دارای 148 تا 150 گونه سراسر جهان است و در فلورهای مختلف ایران به حضور 8 تا 10 گونه بومی از این جنس اشاره شده است. برخی از گونه ­های افرا در جنگل­های هیرکانی دارای ارزش تجاری فراوانی هستند و ارتفاع این درختان به 40 تا 45 متر می ­رسد. جنس افرا از مهم ترین عناصر رویشی درختی در اغلب رویشگاه های جنگلی ایران است و جنگل های هیرکانی بیشترین تنوع آرایه های این جنس در ایران را در خود جای داده است. علی رغم مطالعات مولکولی و ریختی بر روی اعضای این جنس در دنیا، بررسی­ های کاملی در زمینه صفات ریزریختی آن ها صورت نگرفته است. بنابراین، تحقیق حاضر به تشریح ارزش رده­ بندی صفات ریزریختی اپیدرم برگ و گرده اعضای این جنس در ایران می پردازد. مواد و روش ها: در این پژوهش 11 آرایه افرای موجود در ایران (9 آرایه بومی و 2 آرایه وارداتی) از رویشگاه های هیرکانی و زاگرس جمع آوری و مورد بررسی قرار گرفت. آرایه‎های مورد بررسی عبارت بودند از:  A. monspessulanum subsp. ibericum, A. monspessulanum subsp. turcomanicum, A. monspessulanum subsp. cinerascens, A. palmatum, A. negundo, A. cappadocicum, A. campesstre, A. mazandaranicum, A. platanoides, A. velutinum, A. hyrcanum نمونه های برگ هریک از پایه‎ها، از شاخه‎های رشد کرده در آفتاب تهیه و جهت جلوگیری از کپک زدن به‎روش نمونه‎های هرباریومی خشک شدند. نمونه‎های خشک شده برگ جهت تهیه برش به‎مدت 3 دقیقه در آب جوش قرار گرفتند. سپس با استفاده از تیغ جراحی برش­ های نازکی از اپیدرم فوقانی و تحتانی وسط برگ و از مجاورت رگبرگ مرکزی تهیه شد. جهت رنگبری و شفاف شدن نمونه‎ها، به‎مدت 5 دقیقه در محلول آب ژاول قرار داده شدند. پس از شستشوی با آب مقطر در زیر میکروسکوپ نوری عکسبرداری و مطالعه شدند. برای مطالعه با استفاده از میکروسکوپ الکترونی، اپیدرم سطح پشتی و رویی برگ و نمونه‎های گرده گل‎های هریک از آرایه‎ها بر روی پایه‎های آلومینیومی چسبانده شد. سپس با استفاده از دستگاه لایه نشان طلا بر سطح کلیه نمونه‎های گرده و برگ، ورقه‎های نازک طلا پاشیده شد و با استفاده از Scanning Electron Microscope فلیپس عکس‎برداری شدند. شدت ولتاژ 20 کیلو ولت و بزرگنمایی تصاویر از 2500 تا 5100 برابر بوده است. نوع گرده، صفات ریخت‎شناسی گرده‎ها، موم‎های اپی‎کوتیکولی، کرک‎ها، شکل دیواره سلول‎های اپیدرم، تیپ روزنه، تراکم و شاخص روزنه از میکروفوتوگراف‎های تهیه شده، طبقه‎بندی و مطالعه شد. یافته ها: ریخت‎شناسی موم های اپی‎کوتیکولی در آرایه هایی همچون A. velotinum، A. mazandaranicum، A. hyrcanum، A. platanoides و حتی برخی از زیرگونه های A. monspessulanum کاملاً منحصربه فرد بوده است. ساختارمندترین نوع موم های اپی‎کوتیکولی در velotinum A. مشاهده شد. به طوری که اطراف برخی از روزنه ها ساختارهای روزت مانند مدوری را تشکیل می دهند که در هیچ آرایه دیگری قابل مشاهده نبود. سطح تحتانی برگ در platanoides A. نیز به‎طور منحصربه فردی با یک لایه کاملاً صاف و یکدست از موم پوشیده شده بود. ساختارهای خاصی از موم بر سطح monspessulanum subsp. cinerasens A. و mazandaranicum A. مشاهده می شود که باعث می‎شود سطح سلول های اپیدرمی آرایه اولی برجسته و در دومی فرورفته به‎نظر برسد. بیشترین شاخص روزنه و تعداد روزنه در واحد سطح مربوط به دو گونه غیربومی یعنی  یعنی palmatumA.  و negundoA.  و کمترین آن مربوط به آرایه های A. mazadaranicum ،A. monspessulanum subsp. turcomanicum ،A. velutinum var velutinum ،A. monspessulanum subsp. cinerascens بود که بسیاری از روزنه‎ها در زیر لایه‎های موم اپی‎کوتیکولی پوشیده و مدفون می‎شوند و در اطراف سایر روزنه‎ها نیز کرک‎ها و کریستال‎های موم جهت کاهش میزان تبخیر و تعرق حضور می‎یابند. بنابراین می توان اذعان نمود آرایه های بومی نام برده مقاومت به خشکی بالاتری نسبت به سایرین دارند. الگوی دیواره سلول های اپیدرم آرایه ها، در سه نوع مختلف طبقه بندی شد؛ متمایزترین آن ها در A. platanoides دیده شد که دیواره کاملاً مواج داشت. دیواره نسبتاً مواج فقط در A. negundo دیده شد و در سایر آرایه ها دیواره سلولی صاف و مستقیم مشاهده شد. تیپ سلول های همراه روزنه در همه آرایه ها آنموسیتیک بود درحالی که در A. mazandaranicum تیپ پاراسیتیک کاملاً متمایز و غالب بوده است. کرک ها در همه آرایه های واجد کرک، ساده و بدون انشعاب بودند که از نظر اندازه به دو گروه دارای کرک ­های کوتاه و دارای کرک هایی بلند قابل تفکیک هستند. در هیچ‎یک از صفات ریختی گرده نظیر شکل گرده (Isopolar کشیده یا Prolate تا کروی یا spheroidal)، تزیینات اگزینی (شیاردار یا Striate)، فرم شکاف‎های گرده (Colpi) و حتی تعداد شکاف های گرده (سه شکاف-حفره ای Tricolporate) تمایز اختصاصی منحصر به آرایه خاصی مشاهده نشد. نتیجه گیری کلی: نتایج تحقیق حاضر نشان داد، صفات ریزریختی برگ می تواند به حل مشکلات رده‎بندی جنس افرا کمک کند. اما ریخت‎شناسی و نوع گرده برای این جنس چنین قابلیتی را ارائه نمی دهد. در کل تمایز صفات اپیدرم میان آرایه های جنس افرای مورد مطالعه نشان داد که سطح زیرین برگ، دارای مشخصه های اپیدرمی مفیدی به‎خصوص از نظر موم‎های اپی‎کوتیکولی است که می تواند نقش مهمی در طبقه بندی، توصیف و تعیین حدود آرایه ها ایفا نموده و به عنوان ابزاری مفید در سیستماتیک گیاهی استفاده شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 24

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1403
  • دوره: 

    12
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    138-152
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    29
  • دانلود: 

    0
چکیده: 

1چکیده مبسوط مقدمه و هدف: آتش سوزی از مهم ­ترین عوامل بوم شناختی است که می تواند عملکرد بوم سازگان های طبیعی را تغییر دهد. آتش یکی از مهمترین وقایع طبیعی است که بوم سازگان­ های جنگلی را تهدید می ­کند. شدت و فراوانی آتش سوزی های جنگلی به ­دلیل افزایش جمعیت در مناطق آسیب پذیر و اثرات تغییرات آب­ و هوایی جهانی، روزانه در حال افزایش است. این عامل علاوه بر اینکه باعث تلفات جانی و مالی می شود، تهدید بزرگی برای شرایط متعادل اکولوژیکی پوشش­ های گیاهی و حفاظت از محیط زیست است. هر ساله هزاران آتش­ سوزی در اراضی طبیعی در سراسر جهان فاجعه‎هایی را به‎وجود می‎آورد که قابل اندازه‎گیری و توصیف نیستند. این موضوع برای سال ها مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. در این پژوهش، با توجه به اهمیت حفاظت و توجه بیش ازپیش به تالاب‎ها و خدمات این بوم سازگان در زمینۀ تداوم حیات بشر و تنوع بالایی از گونه‎های گیاهی، بررسی حریق رخ داده در سال 1400، شرایط ایجاد آن و تأثیر آن بر ویژگی‎های خاک‎شناسی و پوشش گیاهی تالاب قره قشلاق بناب در آذربایجان شرقی مهم‎ترین هدف این پژوهش را شامل می‎شود. مواد و روش ها: به‎منظور بررسی تأثیر آتش‎سوزی بر ویژگی‎های خاک‎شناسی و پوشش گیاهی تالاب قره قشلاق، محدوده­ ای در حدود چهار هکتار از تالاب که در تاریخ 16 فروردین 1400 و به تعداد دو مرتبه و در دو بازۀ زمانی مختلف (ساعت 15:30 و 19:30) مورد حریق قرار گرفته بود به‎عنوان منطقۀ سوخته انتخاب شد. به‎علاوه، منطقه‎ای در مجاورت این منطقه با وسعت مشابه و با رعایت فاصله مناسب از منطقۀ سوخته به‎عنوان منطقۀ شاهد (نسوخته) انتخاب شد. برای نمونه‎برداری پوشش گیاهی از یک خط نمونه در طول این مناطق استفاده شد. با در نظر گرفتن اینکه پوشش گیاهی به‎صورت انبوه گز (sp. Tamarix) است در هر منطقه (آتش‎سوزی شده و شاهد) برای ثبت مشخصات ارتفاع درختچه‎ها، قطر یقه و قطر برابرسینه پایه اصلی جست گروه، قطر کوچک و بزرگ تاج، تعداد جست‎های ‏جست گروه، سالم بودن یا نبودن و وجود آفت از 40 قطعه‎نمونه مستطیلی شکل (در مجموع 80 قطعه نمونه) به مساحت تقریبی 10 مترمربع (5×2 متری) با فاصلۀ 20 متری از هم استفاده شد. برای اندازه‎گیری درصد پوشش علفی نیز از یک قطعه نمونه یک مترمربعی در مرکز قطعات نمونه استفاده شد. همچنین به‎منظور اندازه‎گیری ویژگی‎های فیزیکوشیمیایی خاک مانند اسیدیته، هدایت الکتریکی، کربن آلی، درصد آهک، درصد رس، سیلت و شن، پتاسیم قابل جذب و فسفر قابل جذب در هر منطقه پنج قطعه نمونه به صورت تصادفی انتخاب و از مرکز آن یک نمونه خاک از عمق صفر تا 10 سانتی‎متری برداشت شد. به‎منظور تجزیه‎وتحلیل‎های آماری پس از بررسی نرمال بودن پراکنش داده‎ها با استفاده از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، مقایسه بین میانگین مشخصات کمی پوشش گیاهی و ویژگی‎های خاکشناسی در دو منطقۀ سوخته و شاهد از آزمون ­های من­ ویتنی و t مستقل استفاده شد. همچنین برای بررسی مهم‎ترین ویژگی‎های پوشش گیاهی و خاک در اثر وقوع حریق، از تجزیه مؤلفه ­های اصلی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد میانگین قطر یقه پایه­ ها در منطقه سوخته (4/41 سانتی‎متر) در سطح اطمینان 99 درصد به‎طور معنی‎داری بیشتر از منطقه شاهد (3/17 سانتی‎متر) است. در منطقۀ شاهد و سوخته بین مقادیر میانگین ویژگی­ های قطر برابرسینه (1/64 در برابر 1/24 سانتی‎متر) و تعداد جست (20/05 در برابر 14/76) در سطح اطمینان 95 درصد تفاوت معنی‎داری وجود دارد. همچنین در منطقۀ شاهد و سوخته بین مقادیر میانگین ارتفاع درخت (1/96 در برابر 1/36 متر)، سلامت جست (سالم بودن تمامی پایه‎ها در برابر سوخته بودن تمامی جست‎ها) و درصد پوشش علفی (70/19 در برابر 50/28 درصد) در سطح اطمینان 99 درصد تفاوت معنی‎داری مشاهده شد. همچنین بررسی ویژگی‎های خاک‎شناسی نشان داد پس از حدود یک سال از وقوع حریق در دو منطقۀ سوخته و شاهد بین ویژگی‎های اسیدیته (7/12 در برابر 6/73) و شن (27/10 در برابر 22/90 درصد) تفاوت معنی‎دار در سطح اطمینان 95 درصد وجود دارد. همچنین تفاوت معنی‎داری در سطح اطمینان 99 درصد بین ویژگی‎های کربن آلی (2/86 در برابر 1/71 درصد)، فسفر (71/63 در برابر 34/28 میلی‎گرم در کیلوگرم) و پتاسیم (921/40 در برابر 606/60 میلی‎گرم در کیلوگرم) در این دو منطقه مشاهده شد. نتایج تجزیه مؤلفه‎های اصلی نیز نشان داد آتش‎سوزی بر روی شاخص‎های کربن آلی، فسفر و پتاسیم در دسترس و از بین ویژگی‎های پوشش گیاهی بر قطر برابرسینه، قطر یقه، ارتفاع درخت، قطر بزرگ و کوچک تاج با بار عاملی بیشتر از 0/8 بیشترین تأثیر را داشته است. نتیجه گیری کلی: پژوهش حاضر نشان داد که خصوصیات کمی پایه‎های موجود در تالاب در بخش سوخته تحت تأثیر قرار گرفته و تغییراتی در ویژگی‎های پوشش گیاهی و خاک‎شناسی وقوع یافته است، به‎طوری‎که همۀ ویژگی‎های خاک‎شناسی در منطقۀ سوخته در مقایسه با منطقۀ شاهد افزایش معنی‎داری داشتند. در مقابل به غیر از عامل قطر یقه، دیگر ویژگی‎های پوشش گیاهی در منطقۀ سوخته به‎طور معنی‎داری کاهش پیدا کرده‎اند. بنابراین، مدیریت مناسب و حفاظت از چنین اراضی پس از آتش‎سوزی به‎منظور احیای توان و پتانسیل بوم سازگان برای تضمین ادامه حیات و پایداری کاملاً ضروری است. از این‎رو، پیشنهاد می‎شود اثرهای بلندمدت آتش‎سوزی بر تغییرات پوشش گیاهی مورد بررسی قرار گرفته و با قرق چنین بوم‎سازگانی و اجرای عملیات احیایی، به فرآیند بازسازی منطقه سرعت داده شود.

شاخص‌های تعامل:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 29

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
email sharing button
telegram sharing button
whatsapp sharing button
linkedin sharing button
twitter sharing button
email sharing button
email sharing button
sharethis sharing button