در این مقاله با توجه به وضع موجود علم و فناوری در کشور، سازوکار عملیاتی برای نیل به مرجعیت علمی پیشنهاد می شود. برای این منظور از شواهد تاریخی در دوران شکوفایی تمدن اسلامی بهره گرفته می شود. «دانش» قدیم بخشی از تحولات علمی و فنی تاریخ تمدن بشری را تشکیل می دهد، با این قید که اینک به صورت مستقیم قابل بهره برداری نیست. اما «منش» علمی قدیم که شکوفایی تمدن های بزرگ را رقم زده است، قابل طرح و بهره گیری است. در این مقاله بخشی از منش و سنت علمی دورۀ اسلامی که در مرجعیت علمی آن نقش مؤثر داشتند، معرفی می شود. دلیل طرح چنین موضوعی آن است که این مواریث در زمان حاضر نیز برای دستیابی به مرجعیت علمی قابل بهره گیری است. بر این اساس، مبتنی بر تجربیات تاریخی و با توجه به وضع موجود علم در ایران، نکاتی برای حرکت به سوی مرجعیت علمی طرح و بررسی می شود.در این مقاله با توجه به وضع موجود علم و فناوری در کشور، سازوکار عملیاتی برای نیل به مرجعیت علمی پیشنهاد می شود. برای این منظور از شواهد تاریخی در دوران شکوفایی تمدن اسلامی بهره گرفته می شود. «دانش» قدیم بخشی از تحولات علمی و فنی تاریخ تمدن بشری را تشکیل می دهد، با این قید که اینک به صورت مستقیم قابل بهره برداری نیست. اما «منش» علمی قدیم که شکوفایی تمدن های بزرگ را رقم زده است، قابل طرح و بهره گیری است. در این مقاله بخشی از منش و سنت علمی دورۀ اسلامی که در مرجعیت علمی آن نقش مؤثر داشتند، معرفی می شود. دلیل طرح چنین موضوعی آن است که این مواریث در زمان حاضر نیز برای دستیابی به مرجعیت علمی قابل بهره گیری است. بر این اساس، مبتنی بر تجربیات تاریخی و با توجه به وضع موجود علم در ایران، نکاتی برای حرکت به سوی مرجعیت علمی طرح و بررسی می شود.