ظهور فضای مجازی به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از زندگی روزمره، چالشی نوین را برای هویت افراد پدید آورده است. تناقض میان هویت مجازی و هویت واقعی یکی از پدیده های پیچیده در عصر دیجیتال به شمار می رود که پیامدهای گسترده ای در سطوح فردی، اجتماعی و فرهنگی به همراه دارد. این مطالعه با هدف بررسی این چالش و ارائه راهکارهایی برای مدیریت آن انجام شده است. پژوهش حاضر از روش فراترکیب و تحلیل تطبیقی بهره گرفته و مطالعات مرتبط با این موضوع را در بازه زمانی 2010 تا 2024 بررسی کرده است. منابع مورد استفاده شامل مقالات علمی-پژوهشی، مقررات بین المللی، و تجربیات کشورهای پیشرو در مدیریت هویت مجازی بوده اند. چارچوب نظری تحقیق مبتنی بر نظریه های گیدنز، تاجفل و کاستلز تنظیم شده است. یافته ها نشان می دهند که عواملی چون ناشناس بودن، انعطاف پذیری و چندگانگی در محیط های مجازی موجب شکل گیری تناقض میان هویت واقعی و هویت مجازی می شوند. این تناقض ها پیامدهایی روان شناختی مانند اضطراب و کاهش اعتماد به نفس، پیامدهایی اجتماعی مانند کاهش اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی، و پیامدهایی فرهنگی نظیر تضعیف هویت ملی و گسترش شکاف نسلی در پی دارند. بر اساس تحلیل تطبیقی، تجارب کشورهایی مانند استونی، اتحادیه اروپا و چین نشان می دهد که به کارگیری فناوری های نوین (مانند بلاک چین و هوش مصنوعی)، تدوین مقررات جامع همچون GDPR، و ارتقاء سطح آموزش عمومی می تواند به مدیریت مؤثرتر این چالش کمک کند. در زمینه ایران، توسعه سامانه های شناسایی دیجیتال، تدوین قوانین جامع حریم خصوصی، و ترویج محتوای فرهنگی بومی پیشنهاد می شود. مدیریت تناقض هویتی مستلزم رویکردی چندبُعدی و تلفیقی است که ابعاد فناورانه، سیاست گذاری و فرهنگی را دربرگیرد. اجرای این راهکارها می تواند به کاهش آثار منفی فضای مجازی بر هویت فردی و اجتماعی کاربران ایرانی یاری رساند.