هر متن تابعی از یک گفتمان یا تعامل چندگفتمان با یکدیگر است. هر صاحب گفتمانی نیز به کمک قواعد زبانی به حوادث و واقعیت های پیرامونی خود معنا می بخشد و تولید محتوا می کند. از این منظر، متن نهج البلاغه حامل و محمل اصلی گفتمان امام علی(ع) است که بر سطوح مختلف و با ساختارهای زبانی متفاوت شکل گرفته است. در این پژوهش از روش تحلیلی و به خصوص الگوهای کار در حوزه ی روش تحلیل گفتمان و تطبیق آن بر نهج البلاغه کمک گرفته شده است تا روشن گردد که از یک سو، گفتمان امام در نسبت با سایر گفتمان های رقیب، شفافیت، جامعیت و قاطعیت بیشتری دارد؛ از سوی دیگر، هندسه ی زبانی و معرفتی این گفتمان، اضلاع متعددی دارد. یافته های این پژوهش از این واقعیت حکایت دارد که در متن زبانی نهج البلاغه سطوح متعدد گفتمانی قرار دارد که می توان به مواردی چون استفاده ی مناسب از مفاهیم و اصطلاحات رایج زمانه؛ تنوع اهداف و مقاصد در استفاده از زبان؛ توانش بالای ارتباطی بین امام و دیگران؛ ترسیم خط مشی های اساسی جامعه از دل اتفاقات گوناگون؛ تنوع کنش گفتاری به جهت تعدد مخاطب و تفاوت موقعیت؛ ابتنای هر واقعیت بر اندیشه و باور راستین؛ پرده برداری از مقاصد و کارکرد گفتمان های رقیب؛ هدایت مردم و جامعه به سمت الگوهای برتر و کامل زیست فردی و اجتماعی و غیره اشاره کرد. نبود هر یک از این سطوح با رسالت خاص امام به خصوص پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) که جامعه دچار اختلافات زیادی شده بود و می بایست گفتمانی جامع، دقیق و اثرگذار خلق کند تا در برابر گفتمان های رقیب حرفی برای گفتن داشته باشد سازگار در نمی آید.