متون ادبی بالقوّه دارای مضامینی هستند که آن مضامین با یک بار خواندن آشکار نخواهد شد. بکار گیری ابزارهای دیگر علوم، امکانی است برای راه یافتن به دستاوردهای جدید متنی و در این میان روانکاوی بیش از همه راه گشا است. «ژاک لکان» روان کاو فرانسوی در تحلیل شخصیّت ها و روایت های ادبی ما را به نتایج جالب توجّه ای می رساند. این مقاله، کوششی است در استفاده از نظریّه ی «ساختمان نفسانی انسان» لکان جهت تحلیل شخصیّت ابن فارض. لکان در این نظریّه وجود آدمی را به سه ساحت تقسیم می کند: «حیث خیالی» که همان دنیای جذّابیّت های ظاهری و فریبندگی با عملکرد پرده پوشی ضمیر ناآگاه است، «ساحت رمز و اشارت» ساحت آرزومندی آدمی است و «حیث واقع» که گویای آن است که ذات آدمی در ضمیر ناآگاه و در ماورای وجود او است و لکان به این ماوراء عنوان «غیر» می دهد. زندگی ابن فارض در طی انقلاب های روحی که بر وی عارض شده، چند دوره ای بوده است. پرسش اصلی این مقاله هم دقیقاً در همین نقطه شکل می گیرد: چگونه می توان با استفاده از نظریّه ی لکان تحوّل روحی ابن فارض را در ساختاری نظام مند توضیح داد. راهبرد تحقیقاتی این پژوهش بر اساس مبانی تئوریک نظریّه ی ژاک لکان و زندگی و اشعار ابن فارض است، از این رو ضمن تشریح نظریّه ی «ساختمان نفسانی انسان» به چگونگی زندگی و اشعار ابن فارض نیز استناد نموده و بر اساس این نظریه شخصیت ابن فارض را مورد روانکاوی قرار داده ایم. دستاورد این پژوهش نیز بیانگر مطابقت سیر تحولات و تکامل روانی ابن فارض، با نظریّه ی «ساختمان نفسانی انسان» لکان است.