این تحقیق به منظور بررسی تغییرات ژنتیکی احتمالی در فرایند ریزازدیادی گل محمدی (Rosa damascena Mill. ) با استفاده از نشانگرهایStart Codon Targetted(SCoT) و CAAT-Box Derived Polymorphism(CBDP) انجام شد. قطعات ریزنمونه پس از ضدعفونی، برای مرحله استقرار در محیط MS جامد کشت شدند و پس از چهار هفته، ساقه های جانبی ایجاد شده بر روی ریزنمونه ها به منظور پرآوری، به محیط وندرسالم(VS) مایع با ترکیبات متفاوت از غلظتهای مختلف اکسین و سیتوکینین واکشت شدند. جهت القای ریشه در شرایط درون شیشه ای، گیاهچه های حاصل از مرحله پرآوری به محیط ریشه زایی شامل محیط MS جامد حاوی 2 میلیگرم بر لیتر IAA و 2 میلیگرم بر لیتر IBA منتقل شدند و در حدود 8 هفته بعد، گیاهچه های ریشه دارشده جهت سازگاری به محیط گلخانه انتقال داده شدند. به منظور بررسی تنوع احتمالی ایجاد شده در نمونه های رشد یافته در محیط های کشت مختلف، از دو نشانگر SCoT و CBDP استفاده شد. تعداد 30 آغازگر مورد استفاده شامل 15 آغازگر SCoT و 15 آغازگر CBDP، در مجموع 173 باند تکثیر نمودند که تنها 74 باند دارای چندشکلی بود. میانگین شاخص محتوای اطلاعات چندشکل(PIC) برای آغازگرهای SCoT و CBDP بترتیب 32/0 و 35/0 بدست آمدکه بیانگر کارایی قابل قبول این نشانگرها در تفکیک نمونه های مورد بررسی بود. دندروگرام حاصل از تجزیه کلاستر بر اساس داده های هر دو نشانگر نمونه های مورد بررسی را در دو گروه دسته بندی نمود. اگرچه یافته های این پژوهش بیانگر تنوع ژنتیکی نسبتا اندکی در بین نمونه های مورد بررسی بود، لیکن بر اساس نتایج تجزیه کلاستر و فاصله ژنتیکی بیشتر نمونه های رشد یافته در محیط حاوی غلظت های بیشتر2, 4-D با سایر نمونه ها نشان داد که استفاده از 2, 4-D بخصوص در غلظت های بیشتر و بویژه زمانیکه تعداد واکشتها و فاصله آنها افزایش می یابد، می تواند نرخ تغییرات ژنتیکی و اپی ژنتیکی را افزایش دهد. نتایج این تحقیق همچنین نشان داد که نشانگرهایSCoT و CBDP نشانگرهایی مناسب برای بررسی تغییرات ژنتیکی در شرایط کشت بافت می باشند.