غرب آسیا و زیرسامانه های آن بویژه خلیج فارس همواره در زمره تمدن سازترین مناطق دنیا بوده و همچنان در صدر نقاط ژیوکالچر و فرهنگ ساز شناخته شده است. این ویژگیها و استعدادهای درونی سبب شده تا سیر سیاستگذاریهای فرامنطقه ای و هرگونه تصمیم سازیهای راهبردی بدون درنظرگرفتن مولفه ها و واقعیات پایدار در این منطقه از یک سو و هم چنین معادلات و تعاملات حاکم بر آن از جانب دیگر با چالشها و تنشهای عمیق روبه رو شده و بعضا موجب ناکامی و نتایج معکوس سیاستهای بازیگران فرامنطقه ای شود. یکی از محورهای راهبردی مهمی که هم در زمان اشغال عراق توسط امریکا و هم هنگام خروج نیروهای نظامی این کشور از عراق بخش مهمی از سیاست خارجی امریکا را به خود اختصاص می دهد، به معادلات و عواملی معطوف است که عموما تحت تاثیر مولفه ها و هنجارهای درون منطقه ای در برابر غرب شکل گرفته است. جنایت دولت امریکا در ترور سردار قاسم سلیمانی (یک مقام رسمی نظامی ایران در حین سفر رسمی به یک کشور دیگر) و همراهانش از جمله ابومهدی المهندس ضمن تاثیر در وضعیت منطقه غرب آسیا و برهم زدن برخی قواعد بازدارندگی میان ایران و امریکا، پیامدهای مهمی برای ایران و محور مقاومت داشته و در راستای پیشبرد راهبردها و سیاستهای منطقه ای ایران چالشها و البته فرصت هایی ایجاد کرده است. این مقاله ضمن اشاره مختصر به نظم منطقه ای غرب آسیا، فرصت ها و چالشهای منطقه ای این جنایت دولت امریکا برای جمهوری اسلامی ایران و هم چنین روند خروج نظامیان امریکا از عراق را بررسی می کند.