با توجه به اهمیت ارتقای کیفیت زندگی شهری و توسعه پایدار، این پژوهش با هدف بررسی هم افزایی شهر نرم و شهر هوشمند و تأثیر آن بر کیفیت زندگی شهروندان انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی متخصصین حوزه شهرسازی و برنامه ریزی شهری فعال در سازمان ها و نهادهای مرتبط با مدیریت شهری در شهر تبریز بود. از میان 1562 نفر، تعداد 384 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های محقق ساخته را تکمیل کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسشنامه هم افزایی شهر نرم و شهر هوشمند و کیفیت زندگی شهری بود که از نظر پایایی و روایی تأیید شدند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که تمامی ابعاد هم افزایی با کیفیت زندگی شهری رابطه مثبت و معنادار دارند؛ بالاترین همبستگی مربوط به مقیاس انسانی و کیفیت زندگی شهری (r = 0.66**) و کمترین همبستگی مربوط به پایداری اجتماعی و زیست محیطی با مقیاس انسانی (r = 0.39*) بود. تحلیل مسیر PLS نشان داد که بیشترین اثر مستقیم بر کیفیت زندگی شهری مربوط به مقیاس انسانی (β = 0.42, t = 7.119, p < 0.001) و هماهنگی سیستم ها (β = 0.37, t = 4.55, p < 0.001) است و کمترین اثر مربوط به پایداری زیست محیطی (β = 0.25, t = 3.10, p < 0.01) می باشد. یافته ها تأکید می کنند که هم افزایی میان ابعاد نرم و سخت شهری می تواند رضایت شهروندان، تعاملات اجتماعی و کارایی مدیریت شهری را بهبود بخشد و پیشنهاد می شود برنامه ریزان شهری سیاست هایی تدوین کنند که ضمن ارتقای مشارکت شهروندان و دسترسی به خدمات، از فناوری های هوشمند برای هماهنگی و مدیریت بهتر شهری بهره گیرند. محدودیت اصلی مطالعه تمرکز بر یک شهر خاص (تبریز) است که تعمیم نتایج را محدود می کند.