سابقه و هدف: کانسرسرویکس دومین سرطان منجر به مرگ دستگاه تناسلی زنان می باشد که با تشخیص ضایعات پیش سرطانی می توان از میزان آن کاست. این مطالعه با هدف تعیین نقش P16 بعنوان یک بیومارکر در تشخیص دیسپلازی و متاپلازی نارس سرویکس به روش ایمونوهیستوشیمی انجام شده است.مواد و روشها: این مطالعه بر روی 96 نمونه بافتی موجود در بخش پاتولوژی بیمارستان شهید یحیی نژاد که تشخیصی قطعی پاتولوژیک داشتند، انجام شد. نمونه ها در 4 گروه (30 مورد سرویکس سالم، 30 مورد متاپلازی نارس سرویکس، 30 مورد دیسپلازی سرویکس و 6 مورد کانسر سرویکس از نوع اسکواموس) قرار گرفتند. پس از تهیه برش از بلوکهای پارافینه، با رنگ آمیزی ایمونو هیستوشیمی و استفاده از کیت P16INK4a کلون E6H4 شرکت DAKO ساخت کشور دانمارک به شماره K5334 نمونه ها از نظر وجود P16 مورد ارزیابی قرار گرفتند. اطلاعات هیستو پاتولوژی و نتایج P16 به همراه سن افراد مورد تجزیه و تحلیل و مقایسه قرار گرفت. یافته ها: نتیجه رنگ آمیزی ایمونو هیستوشیمی بیومارکر P16 در 3 نفر، %10 از افراد با سرویکس نرمال، 9 نفر %30 متاپلازی سرویکس، 19 نفر %63.3 دیسپلازی سرویکس و 5 نفر 83.3% کانسر، مثبت بود. در موارد با دیسپلازی، P16 در 4 نفر از درجه I، 8 نفر از درجه II و 7 نفر از درجه III مثبت بود که ارتباط معنی داری مشاهده نشد. P16 دارای حساسیت %83.3 در افراد دارای کانسر و در وضعیت دیسپلازی و متاپلازی نارس سرویکس نیز بترتیب %63.3 و %30 بود. ویژگی P16 برای تشخیص دیسپلازی و کانسر اسکواموس سرویکس 80% برآورد شد.نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که بیومارکر P16 دارای حساسیت و ویژگی برای تشخیص ضایعات دیسپلازی و نئوپلاستیک سرویکس می باشد و می تواند در تشخیص ضایعات سرطانی مورد استفاده قرار گیرد.