در طول دو دهه گذشته، سبک پلیسی رونق بی سابقه ای در آمریکای لاتین تجربه کرده است، سبکی که در آن نویسندگان زن و مرد بسیاری دخالت داشتند، نویسندگانی که در داستان های پلیسی شان، به ویژه داستان های کارآگاهی، به نقش آفرینی زنان اهمیت چشمگیری دادند. این مقاله به بررسی یک رشته رمان های پلیسی با هدف بررسی جامع تری از تکامل شخصیت زن در رمان های پلیسی معاصر در آرژانتین، شیلی و مکزیک می پردازد. به همین منظور نشان می دهد چگونه کارآگاه زن شروع به تقلید و به طنز کشیدن شخصیت کارآگاه مرد می کند و چگونه با گذشت زمان به توسعه سبک خاص وجودی و احساسی خود و کسب یک شخصیت تعریف شده دست می یابد، شخصیتی که به او اجازه می دهد در بعضی موارد، واقعیات اجتماعی سختی را که احاطه اش کرده اند، گزارش دهد.