اساسی ترین ابزارهای ارزیابی و زیبایی شناسی در ادبیات را باید در دانش های بلاغی جست وجو کرد. هرچند این دانش ها در عمل، به نقد و ارزیابی آثار ادبی نمی پردازند و تنها به تعریف، شناسایی، ذکر شواهد و بیان نظری بسنده می کنند، باز هم ابزاری برای ارزیابی بهتر و دقیق تر آثار ادبی به شمار می روند. «تسلسل» از صنایعی است که در کتاب های بلاغی و تذکره ها در دوره هایی مطرح بوده، ولی بعدها به فراموشی سپرده شده است؛ به طوری که حتّی نامی از آن در کتاب های بلاغی جدید به چشم نمی خورد. وسعت دامنۀ این صنعت، آن را به برخی صنایع و انواع ادبی پیوند می دهد. برخی مانند «موقوف» یکی از انواع مسلسل به شمار می آیند. نیز صنعت تقسیم دارای انواع و زیرمجموعه هایی است که در کتاب های بلاغی به آن کمتر توجّه شده و تنها در برخی منابع به تقسیمی با عنوان «تقسیم وحده» یا «تقسیم مجرد» و «تقسیم مسلسل» اشاره شده که همین اشارۀ اندک هم در کتاب های بلاغی معاصر به چشم نمی خورد. برخی صنایع مانند «ردّ العجز علی الصّدر» و «ردّ الصّدر علی العجز»، «تشابه الاطراف»، «تکرار» یا «مکرّر» با یکی از اقسام مسلسل هم پوشانی دارند. در این پژوهش، به معرّفی این صنعت و اقسام آن بر اساس منابع موجود پرداخته شده است.