امروزه با پیچیده تر شدن محیط سازمانها، گسترش رقابت جهانی و نیز پیچیدگی تصمیم گیریها، سازمانها برای اینکه اثر بخش باشند ناگزیرند شکلهای جدید ساختاری را برای کاهش هزینه ها و به طور همزمان برای افزایش انعطاف پذیری و پاسخگویی به تقاضاهای مشتریان، سهامداران، عرضه کنندگان و… در نظر گیرند. از این رو، شکل و سختار سازمانی باید به سوی ساختارهای مبتنی بر گروههای کاری حرکت کند. ترکیب یک گروه، نقش مهمی را در عملکرد اثر بخش یک سازمان ایفا می کند. توجه روزافزون راهبردهای جدید سازمانی به تنوع جمعیتی نیروی کاری از این امر ناشی می شود که موفقیت در بستر متغیر امروزی در گرو همکاری و تبادل نظر جدی بین کارکنان با زمینه ها، تجربه ها، و مهارتهای مختلف است که موجب افزایش تواناییهای شناختی آنان در زمینه شناسایی مشکلات، ارائه راهکارهای جدید و اتخاذ تصمیم گیریهای مناسب و مؤثر در جهت افزایش عملکرد شناختی وظیفه ای در سازمان می شود. چالشی که هم اکنون ما با آن روبرو هستیم این است که چگونه تنوع جمعیتی نیروی کار را به گونه ای طراحی کنیم که هم به دیدگاههای منحصر به فرد افراد احترام بگذاریم و هم حس مشترکی از چشم انداز آتی سازمانی را ترویج دهیم.