تضمین امنیت شغلی کارگران در گرو جلوگیری از اخراج های خودسرانه است، لکن در بحث اخراج کارگران آنچه در حقوق ما کمتر به آن توجه شده و ضرورت انجام پژوهش حاضر را نمایان تر ساخته، بررسی ضوابط و معیارهای حاکم بر حق فسخ یک جانبه است. در نتیجه، در این مقاله به تبیین و نقدِ معیارهایی که در نظام های حقوقی مختلف راجع به اساسِ مستحق شناختن کارفرما در اخراج کارگر وجود دارد و سپس، میزانِ سازگاری معیارهای مستنبط از مصادیق اخراج قانونی در نظام حقوقی ما با آن ها پرداخته شده است. نهایت آنکه رویکرد مطلوب، پیش بینیِ موردی مصادیق جواز اخراج کارگر، همچون تحقق تقصیر سنگین وی و یا تغییرات بنیادین اقتصادی، از یک سو و درنظر گرفتنِ مقرره ای عام راجع به تشریفات و حمایت های پسینیِ منصفانه از چنین کارگرانی دانسته شده است . در این میان، اعطای یک صلاحدیدِ مبتنی بر انصاف برای مراجعِ تخصصی رسیدگی کننده به موضوع با اشخاص واقعاً متخصص در حوزة حقوق کار بایسته است، به نحوی که در بررسی تحقق این مصادیقْ منفعل نبوده، در هر مورد بتوانند عملکرد کارفرما را در شکل و ماهیت با معیار انصاف سنجیده، درصورت عدم تطابق، تصمیم کارفرما را رد نمایند.