هر رویداد با داستانی را می توان به یکی از این سه روش بازگویی کرد: گونه روایی گزارشگرانه (دانای کل)، گونه روایی با من راوی (اول شخص راوی) و، آخرین و جدیدترین روش، گونه روایی با سوم شخص مفرد یا راوی شخصی. سه انگیزه باعث اهمیت و برتری رمان با ایستمان و وضعیت روایی شخصی شده است: خواست و تلاش نویسنده برای واقعی و بی طرف جلوه دادن داستان، نوآوری در فن روایت و سرانجام موضوع یا هشته تازه در ادبیات یعنی ضمیر آگاه و ضمیر ناخودآگاه انسانی. نویسنده در این گونه روایی که موضوع این مقاله می باشد، بجای این که به عنوان دانای مطلق گزارشگرانه وارد پهنه داستان بشود و یا به گونه من راوی سخن بگوید، در پشت شخصیت های رمان پنهان شده، روایت می کند. او رمان را به تصویربرداری و نگارگری از دنیای داستانی به خود وا می گذارد، یعنی شخصیت های داستان چنین برداشتی را به دست می دهند، انگار آنها بالغ و مستقل از خالقشان باشند.