در جهان کنونی اهمیت «دولت-ملت» به منزله اصلی ترین واحد سیاسی، رو به کاهش، و گرایش به جهان وطنی روبه افزایش است. «جهان میهنگرایی» در تمایز با ملی گرایی، به فراتر رفتن از عنصر «ملیت» در تعریف «هویت» و مرزبندی انسان ها و احساس دغدغه مشترک و یکسان به وضعیت همه آنها اشاره دارد و در پرتو آن مفهوم «شهروندی جهانی» مطرح می شود. این دیدگاه زمینه را برای همزیستی پیروان ادیان و مذاهب گوناگون فراهم میکند و با این نگاه آنان می توانند در جوامعی با مذهب و ملیت متفاوت، راحت تر از گذشته زندگی کنند. شیعیان نیز با تجربه زیستن در کشورها و جوامع چندفرهنگی و متکثر به لحاظ مذهبی، به تعریفی جهان میهنانه از هویت خویش گرایش یافته اند و در عمل، جهان میهن گرایی شیعی را تحقق بخشیده اند. با وجود این، بحث از امکان طرح این دیدگاه در چارچوب باورها و سنت فکری شیعی چندان مدنظر قرار نگرفته است. مقاله حاضر با تمرکز بر این موضوع، میکوشد شرایط امکان جهان میهن گرایی را در چارچوب سنت و آموزه های شیعی بررسی کند. از دیدگاه این مقاله با توجه به جایگاه بنیادین اصل «عدالت» در اندیشه شیعی، امکان پذیرش و شناسایی نوعی جهان میهن گرایی اخلاقی وجود دارد. تازه های تحقیق روند رو به رشد جهان میهن گرایی و اقتضاهای جهان میهنانه، نسبت آن با سنت و فرهنگ شیعه را به مسئلهای قابل تأمل تبدیل کرده است. این مسئله با تقویت عنصر چندفرهنگی در جوامع که در پرتو مهاجرت رخ داده، اهمیت بیشتری یافته است. ایده جهان میهنی از پیشینه و پشتوانهای طولانی و استوار در سنت و فرهنگ اندیشه غربی برخوردار است، اما به آن اختصاص ندارد و در دیگر سنت ها و فرهنگ ها نیز می توان زمینه هایی برای آن یافت. برای مثال، در اندیشه ایرانشهری، برپایه برخی از آثار همانند منشور کورش، یا سخن سعدی در این باره را که «بنی آدم اعضای یکدیگرند»، می توان نشان دهنده چنین نگرشی دانست. با توجه به گونه های متفاوت جهان میهن گرایی از یک سو و چگونگی طرح آن از دیدگاه شیعه ابعادی گوناگون می یابد. شیعیان در پرتو زیستن در جوامع فرهنگی و تجربه نوعی جهان میهنی به آن گرایش یافته اند؛ زیرا با این نگرش میتوانند با هویت شیعی و فرهنگی خود راحت باشند و آن را به مثابه ابزاری برای غنی سازی درک عمومی درباره تشیع و شیعیان و در عین حال حفظ و پذیرش رواداری نسبت به افرادی با عناصر هویتی متفاوت، ترویج دهند. بر پایه این تجربه می توان در عمل از نوعی «جهان میهنگرایی شیعی» نیز سخن گفت. با وجود این، به لحاظ نظری نسبت این نگرش با تعالیم و آموزه های شیعی تا کنون چندان موضوع بحث قرار نگرفته است. در مقاله حاضر کوشش شد تا از زاویه ای محدود تنها از جهان میهن گرایی اخلاقی و امکانِ طرح، پذیرش و تقویتِ آن در چارچوب سنت و تعالیم شیعی بحث شود. اما با توجه به جایگاه و اهمیت آموزه «مهدویت» در اندیشه شیعی و امکان نوعی جهان میهنی موعودگرایانه، از آن نیز بحث شد. در جهت پاسخ به پرسش اصلی مقاله، نخست گزارشی از پیشینه جهان میهن گرایی در تاریخ اندیشه سیاسی غرب ارائه و سپس انواع گوناگون آن در جهان معاصر بررسی شد. پس از آن با شمارش شش اصل بنیادینی که جهان میهن گرایی اخلاقی بر آن استوار است و نسبت آنها با تعالیم شیعی سنجش و ارزیابی شد. به طور خلاصه از دیدگاه مقاله حاضر شناسایی و پذیرش این اصول در چارچوب فقه و اجتهاد مصطلح چندان آسان نیست و با مانع روبه روست. اما در چارچوب دیدگاهی عدالت بنیاد و با پذیرش جایگاه پیشینی عدالت در فهم و استنباط احکام دینی، میتوان از این اصول پشتیبانی کرد و در راه طرح و تقویت نوعی جهان میهن گرایی اخلاقی گام برداشت.