در چند دهه گذشته تخمین متغیرهای مکانی با استفاده از داده های همان متغیر (کریجینگ) و یا با بکارگیری اطلاعات متغیرهای کمکی (کوکریجینگ) مورد علاقه متخصصین علوم خاک بوده است. با توجه به اهمیت آگاهی در مورد غلظت کلر بعنوان یک عنصر ضروری و همینطور سمی (در غلظتهای بالا) و مشکلات و هزینه های مورد نیاز برای اندازه گیری آن یافتن راهکاری برای تخمین آن سودمند می باشد. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی توانایی تخمین زن های کریجینگ و کوکریجینگ (با استفاده از اطلاعات مربوط به هدایت الکتریکی) در برآورد این متغیر در برخی از خاکهای منطقه رودشت اصفهان صورت گرفت. 600 نمونه خاک بصورت منظم و در محل گره های شبکه ای مربعی با فواصل 100 متر از عمق 0-30 سانتیمتر برداشت گردید. مقدار هدایت الکتریکی (ECe) در تمام نمونه ها و غلظت کلر در نصف آنها اندازه گیری گردید. علیرغم وجود تغییرات بسیار بالای دو متغیر در منطقه مورد مطالعه محاسبات نشانگر وجود همبستگی مکانی مناسب در مورد دو متغیر و در مقیاس مورد مطالعه می باشد. هر دو تخمین زن (کریجینگ و کوکریجینگ) تخمینهای قابل قبولی را از غلظت کلر ارایه نمودند لیکن استفاده از اطلاعات هدایت الکتریکی عصاره اشباع بعنوان متغیر ثانویه در کوکریجینگ منجر به %38 کاهش در مقدار میانگین مجذورات خطای تخمین و در نتیجه افزایش ضریب همبستگی بین داده های معیار و مقادیر تخمینی از %76 در کریجینگ به %90 در کوکریجینگ گردید. لذا استفاده از کوکریجینگ جهت برآورد غلظت کلر محلول در خاک به منظور صرفه جویی در هزینه های مورد نیاز برای تجزیه های شیمیایی و کسب دقت بالا در تخمینها بویژه در مواردی که میزان شوری خاک برای اهداف دیگر اندازه گیری می شود بسیار توصیه می گردد.