تجربه بسیاری از کشورهای در حال توسعه از جمله کشور ما نشان می دهد که کاستی های مدیریت متمرکز دولتی در برنامه ریزی های توسعه به چالش کشیده شده است (فکری ارشاد، 1384). بسیاری از صاحبنظران نیز علت ناکامی طرح های توسعه ای را، بی توجهی دولت ها نسبت به دخیل کردن و نادیده گرفتن جوامع محلی، در طرح ها و برنامه های مربوط به آنها می دانند (کاظمی، 1386). لذا با اجرای طرح هایی با رویکردهای مشارکتی و قبول نقش فاعلی جوامع محلی در برنامه های توسعه، مسوولیت ایجاد دگرگونی در محیط، را از عناصر خارجی سلب و اجرای اصلاحات را در گرو فعالیت عناصر درونی قرار داده اند (فکری ارشاد، 1384).هدف این پژوهش بررسی دو طرح توسعه مشارکتی، در بین جوامع روستایی و عشایری است از طریق بررسی:-1 مبانی فکری و هدف ها؛-2 رویکردهای مشارکتی بکار گرفته شده در جلب مشارکت مردمی؛-3 چگونگی سازماندهی تشکل های محلی؛-4 برخورداری تشکل ها از قدرت و اختیار در مدیریت امور مربوط به خود؛-5 تغییر نگرش گروه ها و اثرگذاری در برنامه ها و سیاست ها؛-6 تحلیل «SWOT» طرح ها، دستاوردها و درسهای آموخته از آنها و،-7 ارائه پیشنهادها و راهکارهایی جهت بکارگیری الگوئی از مدیریت مشارکتی در برنامه ریزی توسعه جوامع محلی.پژوهش با استفاده از روش تحقیق توصیفی و مطالعات موردی زمینه ای با جمع آوری اسناد کتابخانه ای و پیمایش میدانی در دو مطالعه موردی و به طور جداگانه با سه گروه هدف زیر انحام گرفته است:-1 جوامع محلی (روستایی و عشایری)، 2- گروه دولتی، و 3- گروه غیردولتی.در مطالعات میدانی تحقیق مصاحبه هایی با استفاده از پرسشنامه باز طراحی شده، انجام و نتایج یافته ها استخراج، جمع بندی و تحلیل شده است. در نهایت نتایج دو مطالعه موردی بطور مقایسه ای مورد تحلیل قرار گرفته است. نتیجه بررسی های پژوهش، ارائه پیشنهادها و راهکارها و خلاصه ای از بکارگیری فرآیند مدیریت مشارکتی است. سرفصل اهم پیشنهادها عبارتند از: 1- انسجام اجتماعی 2- ظرفیت سازی و توانمندسازی 3- تغییر در قوانین و مقررات (ساختاری مدیریتی)، 4- تغییر در قوانین و مقررات (اداری مالی) 5- نقش ها و وظایف، 6- نکات کلیدی در بکارگیری مدیریت مشارکتی و 7- اصول اخلاقی می باشد.