نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    36
  • شماره: 

    1 الف
  • صفحات: 

    0-0
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    108
  • دانلود: 

    28
چکیده: 

گوجه فرنگی از مهمترین محصولات زراعی استان بوشهر است و کشت آن به صورت خارج از فصل اهمیت آن را دوچندان نموده است. رسیدن به حد مطلوب عملکرد با برقراری تعادل بین عناصر غذایی امکان پذیر است. برای تشخیص اختلالات تغذیه ای و درپی آن مصرف بهینه کودهای شیمیایی، از شاخص های تغذیه ای استفاده می شود. به این منظور پروژه تحقیقاتی حاضر به مدت دو سال زراعی (1397-1399) با انتخاب تعداد 79 مزرعه گوجه فرنگی با عملکرد متفاوت و در نقاط مختلف استان اجرا شد. در مزارع انتخابی نمونه خاک از عمق 0-30 سانتی متری و نمونه برگ در اوایل میوه دهی برداشت شد. میانگین عملکرد هر مزرعه در پایان برداشت محصول اندازه گیری و نیز تجزیه آزمایشگاهی نمونه ها به روش استاندارد انجام شد. داده های حاصله از اجرای آزمایش با مدل تشخیص چندگانه عناصر غذایی (Ccompositional Nutrient Diagnosis) برازش داده شد. با انجام محاسبات مطابق روش مذکور، مزارع مورد مطالعه به دو گروه با عملکرد کم و زیاد با مرز عملکرد 7/86 تن در هکتار دسته بندی شد. براساس نتایج بدست آمده اعداد مرجع برای نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، آهن، منگنز، روی، مس و بور به ترتیب 202/0± 79/2، 174/0± 460/0، 143/0± 62/2، 195/0± 57/2، 225/0± 08/2، 134/0± 20/2-، 134/0± 10/3-، 200/0± 74/3-، 250/0± 34/4-، 173/0± 25/3-محاسبه شد. همچنین دامنه غلظت مطلوب برای حصول عملکرد 7/86 تن در هکتار برای نیتروژن 94/0± 38/3% فسفر 074/0± 324/0%، پتاسیم 397/0± 77/2%، کلسیم 423/0± 63/2%، و منیزیم 394/0± 64/1%، و برای آهن 6/24± 221، منگنز 8/14± 9/90، روی 1/11± 3/48، مس 40/8± 3/27، و بور 5/17± 3/79 میلی گرم در کیلوگرم بود. بر این اساس، عناصر غذایی پتاسیم، نیتروژن و روی به دلیل کمبود و منیزیم، کلسیم و منگنز به دلیل بیش بود به ترتیب به عنوان عناصر غذایی غیرمتعادل در تولید گوجه فرنگی در استان بوشهر مشخص شد. این موضوع می تواند ناشی از آهکی بودن خاک و نیز مصرف نامتعادل کودهای شیمیایی باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 108

دانلود 28 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    36
  • شماره: 

    1 الف
  • صفحات: 

    0-0
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    83
  • دانلود: 

    20
چکیده: 

برای بررسی مصرف نامتعادل کودها و بهینه کردن مصرف کود در مزارع کلزا در شمال استان خوزستان، از روش های تشخیص چندگانه عناصرغذایی (CND) و انحراف از درصد بهینه (DOP) استفاده شد. در این پژوهش، به مدت یک سال زراعی (1398) نمونه های خاک، برگ و آب از 30 مزرعه کلزا تهیه و تجزیه شد. در این مزارع، عملکرد دانه نیز اندازه گیری شد. عناصر غذایی شامل نیتروژن، فسفر، پتاسیم، آهن، مس، روی و منگنز برگ با روش های استاندارد آزمایشگاهی تعیین گردید. جامعه عملکردی از طریق کاربرد تابع تجمعی نسبت واریانس عناصر غذایی و تابع توزیع مربع کای با در نظر گرفتن عملکرد حد واسط به مقدار 2882 کیلوگرم در هکتار به دو گروه عملکرد پایین و بالا تقسیم شدند. سپس براساس روش سامانهCND نرم های استاندارد برای عناصر غذایی نیتروژن، فسفر، پتاسیم، آهن، مس، روی، منگنز و باقیمانده عناصر (Rd) به ترتیب 14/0± 27/3، 17/0± 83/0، 2/0± 73/2، 13/0± 89/1-، 53/0± 23/4-، 3/0± 45/3-، 26/0± 46/3-و 14/0± 27/3 تعیین گردید. نتایج روش سامانهCND نشان داد بیشترین عامل محدودکننده عملکرد در بین عناصر پر مصرف پتاسیم و در بین عناصر کم مصرف منگنز بود. در روش DOP حد بهینه عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم به ترتیب غلظت های 27/5%، 44/%0، و 72/2% و برای آهن، مس، روی و منگنز به ترتیب 313، 37، 77 و 67 میلی گرم بر کیلوگرم وزن خشک محاسبه گردید و ترتیب کمبود عناصر غذایی به صورت Zn > Mn> N> Fe> P Cu> به دست آمد.

آمار یکساله:  

بازدید 83

دانلود 20 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    36
  • شماره: 

    1 الف
  • صفحات: 

    0-0
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    85
  • دانلود: 

    23
چکیده: 

با توجه به اینکه اغلب خاک های آهکی ایران دچار کمبود یک یا چند عنصر کم مصرف می باشد، تغذیه بهینه عناصرغذایی، نظیر سیلیسیم، تحت تأثیر تیمارهای زیستی، می تواند اثربخشی بالایی در این شرایط داشته باشد. از این رو، به منظور بررسی اثرات اسید سیلیسیک و باکتری های حل کننده فسفات بر فراهمی عناصرغذایی کم مصرف توسط گندم، این تحقیق در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو فاکتور شامل چهار سطح سیلیسیم (صفر، 150، 300، 600) میلی گرم بر کیلوگرم سیلیسیم از منبع اسید سیلیسیک و سه سطح باکتری (عدم تلقیح باکتری، باسیلوس، و سودوموناس) در سه تکرار در گلخانه مؤسسه تحقیقات خاک و آب اجرا شد. نتایج بدست آمده از این تحقیق نشان داد که کاربرد توأم اسید سیلیسیک و باکتری های حل کننده فسفات، موجب افزایش جذب منگنز و آهن نسبت به تیمار شاهد شد، اما اثر ناهمسازی یا غیرهم افزایی بین عناصرغذایی کم مصرف، موجب کاهش جذب روی در سطوح کاربرد بالاتر اسید سیلیسیک شد. اثر تلقیح باکتری باسیلوس و سودوموناس بر مقدار جذب روی، منگنز و آهن اندام هوایی گندم، نسبت به باکتری شاهد، برتری داشت. از طرفی کاربرد اسید سیلیسیک (600 میلی گرم سیلیسیم بر کیلوگرم خاک به همراه باکتری سودوموناس)، غلظت فسفر اندام هوایی گندم را تا سطح بهینه، به طور معنی داری افزایش داد. از آنجایی که در خاک آهکی مصرف بیش از حد کود فسفاتی در جذب عناصر کم مصرف مشکل ایجاد می کند، لذا کاربرد ترکیبی اسید سیلیسیک و باکتری های حل کننده فسفات می تواند به عنوان یک روش مؤثر در فراهمی عناصر کم مصرف در خاک مورد مطالعه در شرایط گلخانه ای توصیه شود.

آمار یکساله:  

بازدید 85

دانلود 23 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    36
  • شماره: 

    1 الف
  • صفحات: 

    0-0
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    78
  • دانلود: 

    18
چکیده: 

در استان مازندران، استفاده از سیترنج ها از جمله کاریزوسیترنج به عنوان پایه جایگزین برای مرکبات درحال توسعه و ترویج است. با درنظر گرفتن دامنه تغییرات زیاد آهک و بافت در خاک های منطقه، بررسی واکنش این پایه به شرایط خاک های منطقه بسیار ضروری است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی روند رشد، و تحمل پایه کاریزوسیترنج به خاک های آهکی شرق مازندران بود. به این منظور، آزمایشی به مدت دو سال: کدام سال ها؟ درقالب طرح بلوک های کامل تصادفی در هفت خاک با بافت متفاوت از لوم شنی تا رسی و دامنه کربنات کلسیم معادل از 2% تا 45% انجام شد. اندازه گیری ها شامل روند رشد رویشی، وزن خشک، شاخص درجه زردی، شاخص فلورسنس، کلروفیل، غلظت عناصر غذایی در برگ و ریشه بود. نتایج نشان داد که بیشترین میانگین وزن خشک اندام هوایی از خاک-های با بافت لوم و آهک کل 2% و همچنین خاک های با بافت شن لومی و آهک کل 40% حاصل شد. بیشترین درجه زردی برگ از خاک های با بافت لوم، آهک 45% و آهک فعال 16% به دست آمد و کمترین درجه زردی از خاک های با آهک کل 2% و بدون آهک فعال حاصل شد. میانگین غلظت آهن کل در ریشه ها، 94/8 برابر میانگین غلظت آن در برگ ها بود که تجمع و رسوب آهن در ریشه ها را نشان می دهد. مقدار منگنز قابل استفاده برای درختان مرکبات در بیشتر خاک ها بیش از حد مطلوب بود اما میانگین غلظت منگنز برگ در بیشتر خاک ها کمتر از حد کفایت بود که نشان می داد کمبود منگنز در برگ درختان مرکبات به علت کمبود منگنز در خاک نبود بلکه ناشی از انتقال منگنز از ریشه به اندام هوایی بود. به طور کلی، میانگین غلظت منگنز در ریشه، 67/6 برابر میانگین غلظت آن در برگ بود. براساس نتایج، منگنز محدود کننده ترین عنصر برای این پایه و پیوندک بود در حالی که تجمع آهن در ریشه بیشتر از منگنز بود. نتایج میانگین مقدار کلروفیل و شاخص فلورسنس کلروفیل (Fv/Fm) برگ ها نشان داد که خاک های با بافت متوسط و آهک کل کم و همچنین خاک های با بافت سبک و آهک کل زیاد، بیشترین مقدار کلروفیل و شاخص فلورسنس را داشتند. بر پایه نتایج، این پایه در خاک های با آهک کل بیشتر از 14% علائم زرد برگی و کاهش رشد داشت. نیز، بافت خاک و مقدار آهک در تحمل پایه کاریزوسیترنج به خاک های آهکی بیشترین تاثیر را نشان داد به طوری که در خاک های با بافت سنگین و متوسط و آهک کل بیشتز از 14% علائم شدید زرد برگی و کاهش رشد نشان می داد اما در خاک های با بافت سبک و آهک کل 40%، علایم کلروز ظاهر نشد یا بسیار خفیف بود. بنابراین به باغداران توصیه می شود در انتخاب این پایه، بافت خاک و مقدار آهک خاک را لحاظ نمایند.

آمار یکساله:  

بازدید 78

دانلود 18 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    36
  • شماره: 

    1 الف
  • صفحات: 

    0-0
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    79
  • دانلود: 

    19
چکیده: 

به منظور ارزیابی اثر مقدار نیتروژن و زمان های مصرف بر عملکرد و برخی از ویژگی های کیفی توت فرنگی رقم کوئین الیزا در سامانه کشت چند ساله، آزمایشی مزرعه ای در ایستگاه تحقیقاتی گریزه شهرستان سنندج از سال 1396 لغایت 1398 اجرا شد. تیمارهای آزمایش، شامل چهار سطح N0، N50، N100و N150 )کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار) از منبع کودی اوره و چهار زمان مصرف-T1کل نیتروژن در بهار (دو هفته قبل از گل دهی)، – T2کل نیتروژن در بهار (یک روز پس از آخرین چین برداشت)، T3-کل نیتروژن در ابتدای شهریور ماه و T4-نیتروژن در سه تقسیط مساوی در زمان های T1، T2 و T3) در سه تکرار به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی اجرا شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر سال بر عملکرد، TSS، pH، اسیدیته، ماده خشک میوه معنی دار بود (01/0 p<). اثرات اصلی سطوح نیتروژن و زمان مصرف بر عملکرد، ماده خشک و TSS معنی دار بود (01/0 p<). اثر متقابل سال و زمان مصرف بر عملکرد میوه معنی دار بود(01/0 p<). اثر متقابل زمان مصرف و سطوح نیتروژن بر عملکرد و ماده خشک و TSS میوه معنی دار بود (05/0 p<). بیشترین عملکرد در تیمار N150 و زمان مصرف T4 به میزان 629 گرم در بوته به دست آمد و پس از آن، تیمارهای N150 T3، N100 T4 و N100 T3، به ترتیب بیشترین عملکرد را نشان دادند، در حالی که عملکرد در تیمارهای N150 و N100 در زمان T2، نسبت به شاهد اختلاف معنی داری نداشت. اثرات اصلی زمان مصرف نیتروژن بر شاخص کلروفیل و غلظت نیتروژن برگ، معنی دار بود (01/0 p<). با افزایش مصرف نیتروژن، غلظت نیتروژن در برگ، به طور صعودی، افزایش یافت. بین غلظت نیتروژن در برگ و شاخص کلروفیل برگ، همبستگی مثبت و قوی وجود داشت. سطوح نیتروژن و زمان مصرف، موجب افزایش معنی دار (05/0 p<) ماده خشک و درجه بریکس (TSS) میوه شد و بر اسیدیته کل و pH میوه تاثیر نداشت. تیمارN100 در زمان T4، بیشترین عملکرد میوه، ماده خشک و درجه بریکس میوه را داشت.

آمار یکساله:  

بازدید 79

دانلود 19 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    36
  • شماره: 

    1 الف
  • صفحات: 

    0-0
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    85
  • دانلود: 

    23
چکیده: 

آبشویی و فراریت نیتروژن (خروج گاز آمونیاک از داخل خاک به اتمسفر) مهمترین راه های هدرروی کودهای نیتروژنی می باشد و موجب کاهش کارایی جذب کودهای نیتروژنی می شوند. تحقیق اخیر با هدف بررسی اثر متقابل پنج نوع کود نیتروژنی (سولفات آمونیوم، نیترات آمونیوم، اوره، اوره با پوشش گوگردی و نیترات پتاسیم) و سه سطح شوری خاک (2، 8 و 12 دسی زیمنس بر متر) بر میزان فراریت روزانه و تجمعی نیتروژن در شرایط آزمایشگاهی انجام شد. نتایج نشان داد که شوری و نوع کود نیتروژنی تأثیر معنی داری بر میزان فراریت روزانه و تجمعی نیتروژن دارند. نیتروژن فراریت شده از کودهای سولفات آمونیوم، نیترات آمونیوم، اوره، اوره با پوشش گوگردی و نیترات پتاسیم در شوری عصاره اشباع خاک 2 دسی زیمنس بر متر به ترتیب معادل51%، 44%، 45%، 6% و 01/0% از نیتروژن خالص مصرفی بود. با افزایش شوری عصاره اشباع خاک میزان فراریت افزایش یافت. در شوری عصاره اشباع خاک 12 دسی زیمنس بر متر فراریت کل از کودهای سولفات آمونیوم، نیترات آمونیوم، اوره، اوره با پوشش گوگردی و نیترات پتاسیم به ترتیب معادل7/73%، 54%، 57%، 8% و 01/0% بود. به طورکلی نتایج این تحقیق نشان داد که کود نیترات پتاسیم کمترین میزان فراریت را داشت و پس از آن کودهای اوره با پوشش گوگردی، اوره، نیترات آمونیوم و سولفات آمونیوم قرار داشتند. بنا بر این کود نیترات پتاسیم به عنوان کارآمدترین منبع کودنیتروژن توصیه می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 85

دانلود 23 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    36
  • شماره: 

    1 الف
  • صفحات: 

    0-0
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    83
  • دانلود: 

    17
چکیده: 

به منظور ارزیابی تأثیر مدیریت تلفیقی حاصلخیزی خاک[1] بر رشد و توازن تغذیه ای انگور سفید بی دانه (Vitis vinifera L. )، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تیمار در پنج منطقه شهرستان ارومیه، در سال های 1399 و 1400 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل (1) شاهد (عدم مصرف کود)، (2) عرف باغدار، (3) مصرف بهینه عناصر معدنی و (4) مدیریت تلفیقی حاصلخیزی خاک بودند. نتایج نشان داد که بین مکان های اجرای تحقیق اختلافی ازنظر صفات عملکرد میوه، شاخص کلروفیل، اسیدیته قابل تیتراسیون و تجمع غلظت مواد جامد محلول میوه وجود نداشت ولی، تفاوت معنی داری بین غلظت عناصر پرمصرف و کم مصرف، به جز عنصر آهن، مشاهده شد. عملکرد میوه انگور در تمامی تیمارها نسبت به شاهد افزایش یافت (p≤ 0. 05) و مقدار افزایش آن در تیمارهای 3 و 4 نسبت به تیمار 2 به ترتیب معادل 27/2 و 04/4 کیلوگرم بر تاک بود. شاخص کلروفیل برگ در تیمار 4 به ترتیب به میزان 99/10% و 69/9% نسبت به تیمارهای 2 و 3 افزایش یافت. اسیدیته قابل تیتراسیون میوه در تیمار 4 کاهش معنی داری نسبت به تیمار 1 به میزان 09/16% نشان داد (p≤ 0. 05). بالاترین تجمع درصد مواد جامد محلول میوه نیز در تیمار 4 مشاهده شد (p≤ 0. 05). تفاوت معنی داری بین دو تیمار 3 و 4 ازنظر این دو صفت کیفی وجود نداشت. ارزیابی وضعیت تغذیه ای با استفاده از اعداد مرجع تشخیص چندگانه در تیمارهای شاهد نشان داد که به طور متوسط، ترتیب نیاز غذائی تاک ها به عناصر پرمصرف و کم-مصرف به به صورت K=Ca>Mg>N>P و Fe>Zn>Mn>Cu>B بود. کمترین شاخص توازن تغذیه ای به میزان 02/9 در تیمار مدیریت تلفیقی حاصلخیزی خاک و بیشترین مقدار در تیمار شاهد معادل 02/35 به دست آمد. به طورکلی، چنین نتیجه گیری می شود که با توجه به افزایش قابل توجه صفات کمی و کیفی محصول انگور با مدیریت تلفیقی حاصلخیزی خاک، این فن آوری مؤثرترین راهکار برای مدیریت بهینه کود دهی و تولید بهینه محصول در تاکستان ها محسوب می گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 83

دانلود 17 استناد 0 مرجع 0