زمینه. کیفیت زندگی و مسئولیت پذیری، یکی از مباحث بنیادین در روانشناسی معاصر به شمار می رود. لذا این پژوهش درصدد بررسی تأثیر آموزش حل مسئله بر کیفیت زندگی و مسئولیت پذیری دانشجویان دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز بود. روش کار. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمام دانشجویان دانشکده پیراپزشکی که در سال تحصیلی 1399-1400 در یکی از دانشگاه برتر کشور دانشجو (490نفر) بودند را تشکیل دادند. 40 نفر از دانشجویان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و به صورت تصادفی به دو گروه مداخله (20نفر) و گروه کنترل (20نفر) تقسیم شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی کیفیت زندگی (SF-36) و مسئولیت پذیری گاف استفاده شد. برای گروه مداخله، آموزش حل مسئله با استفاده از سناریو به مدت 14هفته، هفته ای 2 جلسه و هر جلسه به مدت دو ساعت اجرا شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS21 انجام شد. یافته ها. میانگین سنی آزمودنی ها در گروه مداخله 20/61 سال و در گروه کنترل 21/21 سال بود. همچنین انحراف استاندارد آن به ترتیب 1/14 و 1/62 بود. مداخله آموزش حل مساله موجب افزایش نمرات کیفیت زندگی [F(1, 39)=1052. 192, P<0. 001, ƞ, 2=0. 966] و مسئولیت پذیری دانشجویان [F(1, 39)=126. 111, P<0. 001, ƞ, 2=0. 773] در پس آزمون شد. نتیجه گیری. نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نشان دادند که آموزش حل مسئله به دلیل شناخت مهارت های حل مسئله، کاهش ابتلا به بیماری های روانی بر دانشجویان تأثیر مثبت معناداری دارد. لذا توصیه می شود که از این رویکرد برای ارتقای سلامت روانی دانشجویان استفاده شود.