Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    1-16
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    537
  • دانلود: 

    570
چکیده: 

سابقه و هدف: کهور پاکستانی درختی دائمی و همیشه سبز، سریع الرشد و مقاوم به خشکی و شوری که به طور گسترده جهت تثبیت شن های روان و بیابان زدائی و احیای مراتع در مناطق وسیعی از جنوب ایران کاشته شده است و از میوه و سرشاخه آن نیز می-توان جهت خوراک دام استفاده کرد. هدف از این پژوهش، بررسی ترکیبات شیمیایی و گوارش پذیری برگ و نیام کهور پاکستانی و اثرات استفاده از نیام آن در جیره غذایی بر عملکرد رشد بزغاله های پرواری تالی می باشد. مواد و روش ها: با توجه به پراکنش گونه کهور پاکستانی در سطح استان هرمزگان از مناطقی که پوشش عمده را تشکیل می دادند، نمونه های برگ و نیام در دو سال متوالی به صورت نمونه گیری تصادفی جمع آوری شد و ترکیبات شیمیایی آن طبق روش استاندارد تعیین شد. برای تعیین گوارش پذیری ماده خشک، ماده آلی و پروتئین خام برگ و نیام از هشت راس بز نر بالغ در قفس های انفرادی که مقدار خوراک مصرفی، پس ماند و مدفوع هر روز بزها تحت کنترل بود استفاده گردید. هم چنین، برای تعیین مقدار مصرف نیام بر عملکرد رشد از تعداد 18 رأس بزغاله نرتالی با سن 5 تا 6 ماهه نژاد تالی با میانگین وزن زنده 5/1/±-20/13 کیلوگرم در قالب طرح یک طرفه (one way) شامل دو تیمار، سه تکرار برای هر تیمار و سه مشاهده در هر تکرار مورد استفاده قرار گرفت. جیره-های آزمایشی شامل جیره ه یک: جیره پایه + کنسانتره تجاری (بدون نیام کهور پاکستانی) و جیره دو: جیره پایه+ کنسانتره حاوی 5/28 درصد نیام کهور به مدت 100روز تغذیه شدند. نیام خشک کهور در طول فصل میوه دهی (خرداد و تیر) از سه منطقه (بندرعباس، میناب و جاسک) به میزان یک تن جمع آوری و به محل آزمایش انتقال داده شد. جیره ها به صورت مخلوط روزانه در دو نوبت به مقدر مساوی در اختیار بزغاله ها قرار داده شد. بزغاله ها در ابتدای آزمایش و سپس هر دو هفته یک بار بعد از 16 ساعت پرهیز غذایی، به طور انفرادی توزین و تغییرات وزن آن ها محاسبه شد. میانگین افزایش وزن روزانه، ماده خشک مصرفی و ضریب تبدیل به مدت صد روز تعیین شد. داده های بدست آمده از ترکیبات شیمیایی و گوارش پذیری در قالب طرح کاملاً تصادفی، داده های عملکرد رشد شامل خوراک مصرفی، تغییرات وزن بدن و ضریب تبدیل خوراک مصرفی مربوط به دو جیره با استفاده آزمون T و با استفاده از نرم افزار9. 1 SAS رویه مدل خطی عمومی(GLM) تجزیه شد. نتایج: میانگین ترکیبات شیمیایی نمونه های برگ و نیام کهور پاکستانی به ترتیب برای ماده خشک4/88 و 31/42 درصد، ماده آلی6/92 و 52/90 درصد، پروتئین خام 82/13و 35/20درصد، خاکسترخام42/5 و 48/9 درصد، الیاف نامحلول در شوینده خنثی33/40 و 22/54 درصد، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی 98/26 و 84/31 درصد، کلسیم02/1 و 26/2 درصد و فسفر21/0 و 27/0 درصد در ماده خشک بدست آمد. میانگین گوارش پذیری ظاهری برگ و نیام به ترتیب برای ماده خشک 99/60 و 74/55 درصد، ماده آلی 16/62 و 69/57 درصد، الیاف نامحلول در شوینده خنثی 25/56 و 78/59 درصد و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی 45/47 و 05/43 درصد بدست آمد. همچنین، میانگین افزایش وزن روزانه، خوراک مصرفی و ضریب تبدیل غذایی در بزغاله های تغذیه شده با جیره شاهد و جیره حاوی نیام کهور به ترتیب 28/87 گرم، 33/783 گرم، 6/8 و 55/90 گرم، 60/823 گرم، 34/8 بود که تفاوت معنی داری با هم نداشتند. یافته های پژوهش: برگ و نیام کهور پاکستانی از ارزش غذایی و قابلیت هضم ماده خشک و پروتئین خام بالایی برخوردار بوده و نیام را می توان به عنوان یک خوراک مناسب به نسبت 5/28 درصد ماده خشک کنسانتره در جیره غذایی بزهای پرواری، بدون اثر نامطلوب بر مصرف خوراک و عملکرد رشد بکار برد.

آمار یکساله:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 537

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 570 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    17-32
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    361
  • دانلود: 

    591
چکیده: 

سابقه و هدف: روی در موارد زیادی مانند فعالیت میکروبی شکمبه، ایمنی و متابولیت های خون نقش دارد، اما اطلاعات کافی درباره تأثیر شکل های نانو و آلی مکمل روی بر تولید پروتئین میکروبی در شکمبه و صفات ایمنی در گوساله وجود ندارد. بنابراین، این پژوهش با هدف بررسی تأثیر کاربرد نانواکسید روی و متیونین روی به جای اکسید روی (در سطح برابر یا دو برابر توصیه NRC، 2001) بر مشتقات پورینی ادرار، پروتئین میکروبی، ایمنوگلوبولین ها و ترکیبات نیتروژنی خون گوساله ها در دوره پیش و پس از شیرگیری انجام شد. مواد و روش ها: 60 رأس گوساله شیرخوار هلشتاین در قالب طرح کاملاً تصادفی در یکی از شش گروه آزمایشی (10 تکرار) قرار گرفتند. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: جیره حاوی 1-اکسید روی در سطح توصیه NRC، 2-متیونین روی در سطح توصیه NRC، 3-نانواکسید روی در سطح توصیه NRC، 4-اکسید روی دو برابر توصیه NRC، 5-متیونین روی دو برابر توصیه NRC، و 6-نانواکسید روی دو برابر توصیه NRC. طی سنین هفت تا 30 روزگی، گوساله ها با شیر و کنسانتره آغازین در قالب تیمارهای بالا تغذیه شدند. از سن 31 تا 70 روزگی، شیر و مخلوط یونجه-کنسانتره آغازین (نسبت 10 به 90) در اختیار حیوانات قرار گرفت. در سن 70 روزگی از شیرگیری انجام شد و در دوره پس از شیرگیری (71 تا 100 روزگی)، گوساله ها صرفاً با جیره های آزمایشی (نسبت یونجه و کنسانتره آغازین 20 به 80) تا حد اشتها تغذیه شدند. مقادیر مشتقات پورینی ادرار، تولید نیتروژن میکروبی، گلوبولین کل، ایمنوگلوبولین های M و A، پروتئین کل، آلبومین، نیتروژن اوره ای، کراتینین و گلوکز خون در دوره پیش و پس از شیرگیری تعیین گردید و داده ها در قالب آزمایش فاکتوریل (2 × 3) با استفاده از رویه MIXED نرم افزار SAS (2001) تجزیه شد. یافته ها: مشتقات پورینی ادرار و تولید نیتروژن میکروبی در دوره های پیش و پس از شیرگیری تحت تأثیر جایگزینی اکسید روی با نانواکسید روی و متیونین روی قرار نگرفت. شکل شیمیایی روی تأثیر معنی داری بر غلظت گلوبولین کل و ایمنوگلوبولین های M و A خون نداشت. پروتئین کل، آلبومین، نیتروژن اوره ای، کراتینین و گلوکز خون بین گوساله های تغذیه شده با مکمل های روی معدنی، نانو یا آلی یکسان بود. به علاوه، افزایش غلظت روی در جیره تأثیری بر مشتقات پورینی ادرار، تولید نیتروژن میکروبی، گلوبولین کل، ایمنوگلوبولین های M و A، پروتئین کل، آلبومین، نیتروژن اوره ای، کراتینین و گلوکز خون نداشت. نتیجه گیری: مصرف نانواکسید روی و متیونین روی به جای اکسید روی و همچنین افزایش سطح روی در جیره، تأثیری بر تولید پروتئین میکروبی، ایمنوگلوبولین های M و A، ترکیبات نیتروژنی و گلوکز خون در گوساله ها ندارد. بنابراین، تغذیه شکل مرسوم روی معدنی (اکسید روی) در سطح توصیه NRC برای تأمین نیاز گوساله های هلشتاین در دوره های پیش و پس از شیرگیری کافی است و منابع دیگر توصیه نمی شود.

آمار یکساله:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 361

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 591 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    33-58
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    1106
  • دانلود: 

    636
چکیده: 

سابقه و هدف: دانه های روغنی حاوی مقادیر قابل توجهی چربی و اسیدهای چرب غیراشباع هستند و استفاده از این دانه ها در جیره، بر ترکیب اسیدهای چرب بافت های مختلف بدن و عملکرد حیوانات مزرعه ای تأثیر می گذارد. هدف از این تحقیق بررسی اثرات تغذیه دانه شاهدانه در جیره های با سطوح پایین پروتئین خام بر مصرف خوراک، عملکرد، قابلیت هضم مواد مغذی خوراک و در بره های پرواری بلوچی است. یکی دیگر از اهداف این تحقیق، با توجه به اثرات منفی اسیدهای چرب غیر اشباع موجود در چربی ها و دانه های روغنی بر پارامترهای شکمبه ای که سبب کاهش جمعیت پروتوزوآیی و بازچرخ نیتروژن شکمبه ای می گردد، آیا با استفاده از شاهدانه به عنوان یک دانه روغنی و تاثیر تغذیه آن بر فراسنجه های شکمبه ای و سنتز پروتئین میکروبی می توان پروتئین خام جیره را کاهش داد. مواد وروش ها: در این پژوهش از 24 راس گوسفند بلوچی نر با 1± 25 کیلوگرم وزن بدن و حدود 5 ماه سن در سه گروه در قالب طرح کاملا تصادفی استفاده شد. جیره های آزمایشی شامل: 1) جیره شاهد با 14 درصد پروتئین خام، 2) جیره حاوی 10 درصد دانه شاهدانه با 14 درصد پروتئین خام و 3) جیره حاوی 10 درصد دانه شاهدانه با 12 درصد پروتئین خام بود. پرواربندی بره ها پس از طی کردن یک دوره سازگاری 14 روزه، به مدت 84 روز انجام شد. اندازه گیری مصرف خوراک، افزایش وزن روزانه، وزن سرد و گرم لاشه و قابلیت هضم ظاهری مواد مغذی با روش خاکستر نامحلول در اسید انجام شد. نمونه گیری ادرار جهت تعیین مشتقات پورینی از روش نمونه گیری نقطه ای استفاده شد. نمونه گیری از مایع شکمبه در آخرین روز هفته پایانی پرواربندی در ساعت قبل از مصرف خوراک و 3 ساعت بعد از خوراکدهی با استفاده از لوله مری متصل به پمپ خلاء انجام گردید. داده ها با رویه GLM با استفاده از نرم افزار آماری SAS آنالیز شدند. یافته ها: جیره های حاوی شاهدانه بر ماده خشک مصرفی و میانگین افزایش وزن روزانه و وزن نهایی بره ها تاثیر معنی داری داشت. به طوری که بیشترین میزان مصرف ماده خشک و افزایش وزن مربوط به بره های تغذیه شده با شاهدانه با 14 درصد پروتئین خام بود. وزن نهایی در بره های تغذیه شده با شاهدانه با 14 و 12 درصد پروتیئن خام جیره، به ترتیب 11/46 و 03/43 کیلوگرم نسبت به گروه شاهد با وزن 42 کیلوگرم بیشتر بود. جیره های حاوی شاهدانه بر قابلیت هضم ظاهری ماده خشک و پروتئین خام بره ها تاثیر معنی داری داشت. غلظت نیتروژن آمونیاکی و جمعیت کل پروتوزآ و پروتوزوآ هولوتریش مایع شکمبه تحت تاثیر جیره های آزمایشی تفاوت معنی داری نشان داد. کمترین تعداد پروتوزوآ مژکدار و غلظت نیتروژن آمونیاکی مایع شکمبه در بره های تغذیه شده با شاهدانه مشاهده گردید. پروتئین میکروبی در بره های تغذیه شده با جیره های حاوی شاهدانه با 35 گرم در روز بیشتر از گروه شاهد با 31 گرم در روز بود. نتیجه گیری: با توجه به افزایش وزن روزانه، افزایش وزن نهایی و سنتز پروتئین میکروبی بیشتر بره های تغذیه شده با10 درصد شاهدانه و 14 درصد پروتئین خام بهترین عملکرد را نشان داد. از طرفی افزودن 10 درصد شاهدانه به جیره و کاهش 2 درصدی پروتئین خام جیره در مقایسه با گروه شاهد تاثیر منفی بر عملکرد رشد نداشت و با توجه به افزایش وزن روزانه و وزن نهایی گوسفندان تغذیه شده با 10 درصد شاهدانه و افزایش سنتز پروتئین میکروبی می توان از شاهدانه به عنوان یک منبع با ارزش غذایی بالا در تغذیه دام استفاده نمود.

آمار یکساله:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 1106

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 636 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    59-82
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    585
  • دانلود: 

    589
چکیده: 

سابقه و هدف: علی رغم مزیت های جیره کاملاً مخلوط نسبت به جیره سنتی، مشکل حجیم بودن جیره هنوز حل نشده است. جابجایی، ذخیره و حمل و نقل بقایای زراعی خشبی با وزن حجمی پایین نیز از مشکلات عمده در استفاده از آنها در تغذیة دام به خصوص ارسال آن به مناطق دور محسوب می شود. یکی از راه های پیشنهادی برای غلبه بر این مشکلات، فشرده نمودن در قالب بلوک خوراک کامل با چگالی بالا می باشد. بلوک خوراکی کامل با توجه به خصوصیات متمایز خود می تواند بر تولید شیر و رفتار تغذیه ای گاوهای شیرده موثر بوده و رفتار خوردن دام را تغییر دهد. تغییر اندازه ی قطعات علوفه ی موجود در بلوک خوراک کامل نیز ممکن است موجب ایجاد پاسخ های عملکردی-گوارشی متفاوتی در حیوان شود. مواد و روش ها: هشت راس گاو شیرده هلشتاین (5/25± 106روزهای شیردهی؛ میانگین تولید شیر 30/3± 18/23 کیلوگرم؛ میانگین وزن بدن 15/38± 16/492 کیلوگرم) به صورت تصادفی در جایگاه های انفرادی و در قالب یک طرح مربع لاتین 4×4 چرخشی قرار گرفتند. چهار جیرة آزمایشی شامل بلوک های حاوی علوفه با میانگین هندسی قطعات 15/4 میلی متر (بلوک بلند) و 68/2 میلی متر (بلوک کوتاه)، خوراک های مش حاوی علوفة با میانگین هندسی قطعات 15/4 میلی متر (مش بلند) و68/2 میلی متر (مش کوتاه) بودند. تاثیر دو شکل فیزیکی خوراک شامل خوراک کاملاً مخلوط به شکل بلوک و مش و نیز اندازة ذرات کوتاه یا بلند بر رفتار تغذیه ای، گوارش پذیری خوراک و تولید شیر گاوهای شیرده هلشتاین بررسی شد. یافته ها: مقدار مصرف ماده خشک و ماده آلی درگاوهای تعلیف شده با بلوک کوتاه بیش تر از گروه با مش کوتاه بود (05/0>P)، اما تفاوت میزان مصرف ماده خشک این دو گروه با گروه های دریافت کنندة بلوک یا مش بلند معنی دار نبود. کاهش اندازة قطعات علوفه موجب افزایش گوارش پذیری خوراک شد هرچند، فشرده سازی خوراک تاثیر معنی داری بر این فراسنجه نداشت. میزان تولید روزانه شیرخام در گروه تغذیه شده با بلوک کوتاه، حدود دو درصد بیش تر از سایر گروه ها بود (05/0>P)، اما اختلاف معنی داری بین گروه ها از لحاظ شیر تصحیح شده بر اساس چهار درصد چربی و یا شیر تصحیح شده برای انرژی وجود نداشت. استفاده از بلوک موجب کاهش 21/2 درصدی در مقدار چربی شیر تولیدی شد (006/0=P). بلوک موجب افزایش مدت زمان خوردن و اندازة وعدة غذایی به ترتیب به مقدار 42/18 و 21/21 درصد، 41/16 درصد کاهش در تعداد وعده های غذایی و افزایش نرخ خوردن به اندازه ی 79/10 درصد شد (05/0P<). افزایش اندازة قطعات علوفه موجب افزایش زمان صرف شده برای مصرف خوراک در هر وعده غذایی و کاهش نرخ خوردن به ترتیب به میزان 55/25 و 00/20 درصد شد (05/0P<)، اما تاثیری بر تعداد و اندازة وعده های غذایی نداشت. فشرده سازی جیره کامل تاثیری بر زمان های صرف شده برای خوردن، نشخوار و کل زمان جویدن نداشت، اما افزایش اندازة قطعات علوفه موجب افزایش این فراسنجه ها شد (05/0>P). نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که استفاده از بلوک خوراک کامل در تغذیة گاوهای شیرده هلشتاین به جای خوراک مش تفاوت قابل توجهی از لحاظ گوارش پذیری خوراک نداشت. هرچند تولید شیر تا حدودی افزایش و مقدار چربی شیر کاهش یافت. بلوک خوراک کامل سبب کاهش تعداد وعده های غذایی، افزایش مقدار خوراک مصرف شده در هر وعده غذایی و افزایش نرخ مصرف خوراک شد.

آمار یکساله:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 585

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 589 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    83-96
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    405
  • دانلود: 

    577
چکیده: 

سابقه و هدف: شبه غله کینوآ (Chenopodium quinoa willd. ) گیاهی یکساله از خانواده کنوپودیاسه بوده که با توجه به نیاز آبی پائین، مقاومت به خشکی و شوری و ارزش غذایی بالای دانه مورد توجه جهانی قرار گرفته است. با ورود بذر کینوآ به کشور، کاشت آن در حال گسترش است و همزمان با تولید دانه مقادیر زیادی از بقایای زراعی نیز تولید می شود. با توجه به این که اطلاعات در رابطه با ارزش غذایی و گوارش پذیری این بقایا بسیار محدود است. این آزمایش با هدف تعیین ارزش غذایی و گوارش پذیری بقایای زراعی دو واریته کینوآ انجام شد. مواد و روش ها: برداشت گیاه کامل کینوآ از دو واریته سجاما و سجاما ایرانشهر از یک مزرعه آزمایشی انجام شد. پس از خشک شدن گیاه در سایه، دانه ها جدا شدند و از بقایای زراعی جهت تعیین ترکیبات شیمیایی، تخمیرپذیری، تجزیه پذیری شکمبه ای و تعیین میزان ناپدید شدن شکمبه ای و پس از شکمبه ای استفاده شد. یافته ها: غلظت ترکیبات شیمیایی شامل پروتئین خام، عصاره اتری، کربوهیدرات های غیر فیبری، خاکستر خام، الیاف نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی بین دو واریته کینوآ اختلاف معنی داری نداشتند، و میانگین این ترکیبات در دو ورایته مورد بررسی به ترتیب. 11/13، 68/1، 74/22، 68/13، . 80/48 و 69/32 درصد بود. تولید گاز پس از 24 ساعت، پتانسیل تولید گاز (b)، نرخ تولید گاز (c)، غلظت اسیدهای چرب زنجیر کوتاه و انرژی قابل سوخت وساز در بقایای زراعی دو واریته کینوآ برابر و مشابه با یک نمونه علوفه یونجه مورد آزمایش بود. در واریته سجاما نسبت به واریته سجاما ایرانشهر میزان ناپدید شدن ماده خشک در شکمبه (60/51 در برابر 76/57 درصد) و در کل دستگاه گوارش (80/54 در برابر 57/60 درصد)، به طور معنی داری کمتر (01/0P<) بودند، اما میزان ناپدیدشدن پس از شکمبه ای ماده خشک در هر دو واریته برابر بود. همچنین غلظت ماده خشک با سرعت تجزیه بالا (بخش a)، غلظت ماده خشک با سرعت تجزیه کند (بخش b) و همچنین ثابت نرخ تجزیه (c) در واریته سجاما در مقایسه با واریته سجاما ایرانشهر کمتر (01/0P<) بود. نتیجه گیری: غلظت پروتئین خام در بقایای زراعی دو واریته کینوآی مورد مطالعه حدود 13 درصد و به طور قابل ملاحظه ای از پروتئین خام در کاه غلات و یا سایر بقایای کشاورزی بیشتر بود. از سوی دیگر ضرائب تجزیه پذیری مناسب و میزان ناپدید شدن 55 تا 60 درصدی ماده خشک این بقایا در دستگاه گوارش، نشان می دهد که بقایای زراعی کینوآ می تواند به صورت مخلوط با سایر علوفه ها در تغذیه دستی و یا حتی به تنهایی به صورت استفاده از پس چر مزرعه کینوآ خوراک مناسبی برای نشخوارکنندگان باشد.

آمار یکساله:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 405

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 577 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    97-112
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    574
  • دانلود: 

    566
چکیده: 

سابقه و هدف سالیانه مقدار زیادی از ضایعات پسته پاک کنی در ایران تولید می شود که دفع نادرست آنها باعث آلودگی زیست محیطی می شود. مشکل اصلیمرتبط با استفاده از ضایعات پسته پاک کنی در تغذیه دام، وجود سطوح بالای تانن و ترکیبات فنولیک در آن است که متابولیسم دام را در زمان مصرف آن بوسیله دام را تحت تاثیر قرار می دهد. آزمایش های برون تنی نشان داده اند که تانن موجب کاهش ساخت پروتئین میکروبی به دلیل اثرات ضد میکروبی می شود. در این مطالعه تاثیر تیمارهای پرتو گاما در دز 10 کیلوگری، محلول 4 درصد هیدروکسید سدیم، محلول 4 درصد اوره و پلی اتیلن گلایکول بر مقدار ترکیبات فنولی، تولید گاز و ساخت پروتئین میکروبی ضایعات پسته پاک کنی در شرایط آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش ها ضایعات پسته پاک کنی واریته اوحدی در سایه خشک شدند و در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تیمار پرتو گاما (دز 10 کیلوگری)، محلول هیدروکسید (4 درصد) و اوره (4 درصد) در 3 تکرار عمل آوری شدند. ترکیبات فنولیک اندازه گیری شدند. با استفاده از روش تولید گاز در زمان های 2، 4، 6، 8، 12، 24، 48، 72 و 96 پتانسیل تولید گاز، ضرایب تولید گاز، انرژی قابل متابولیسم، ماده آلی قابل هضم و تولید اسیدهای چرب فرار اندازه گیری شدند. در آزمون تولید گاز از تیمار پلی اتیلن گلایکول نیز استفاده شد. بر اساس آزمون گاز انجام شده و محاسبه زمانی که نیمی از مقدار کل گاز تولید شد، در آزمون تولید گاز دیگری ساخت و راندمان ساخت پروتئین میکروبی با استفاده از اوره 2 بار نشاندار شده با نیتروژن-15 (10 اتم درصد) در محلول بافر اندازه گیری شد. تخمین ضرایب تولید گاز با استفاده از معادله ارسکوف و مک دونالد و مقایسه میانگین ها با نرم افزار آماری SAS گیری شد. یافته ها تیمارهای هیدروکسید سدیم و اوره باعث کاهش ترکیبات فنولیک، تانن کل و تانن متراکم شدند (01/0>P) و پرتو گاما باعث کاهش فنول کل و تانن کل ضایعات پسته پاک کنی شد (01/0>P). در میان تیمارها بیشترین تاثیر متعلق به تیمار هیدروکسید سدیم بود که باعث کاهش 43/60، 25/80 و 89/88 درصدی به ترتیب در فنول کل، تانن کل و تانن متراکم شد. مقدار تولید گاز در طی 96 ساعت بین 76/18 تا 13/29 میلی لیتر به ازاء 200 میلی گرم ماده خشک متغیر بود که کمترین مقدار تولید گاز به تیمار هیدروکسید سدیم و اوره تعلق داشت (01/0>P). میزان الحاق نیتروژن-15 در تیمارهای هیدروکسید سدیم (013/0 میلی گرم) و اوره (014/0 میلی گرم) در مقایسه با شاهد (017/0 میلی گرم) کمتر بود (01/0>P). راندمان ساخت پروتئین میکروبی در تیمار هیدروکسید سدیم بیشترین (049/0) مقدار بود (01/0>P). همچنین، تیمارهای هیدروکسید سدیم و اوره باعث کاهش انرژی قابل متابولیسم، ماده آلی قابل هضم و اسیدهای چرب فرار شدند (01/0>P). نتیجه گیری نتایج این آزمایش نشان داد که اگرچه استفاده از هیدروکسید سدیم و اوره مقدار ترکیبات فنولی در ضایعات پسته پاک کنی را کاهش داد، با وجود این تولید گاز و الحاق نیتروژن-15 در این تیمارها کاهش یافت. داده های این آزمایش نشان داد که حذف تانن از ضایعات پسته پاک کنی الزاما به معنی بهبود تمامی خصوصیات تخمیری آن در محیط آزمایشگاه نیست.

آمار یکساله:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 574

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 566 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    113-128
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    935
  • دانلود: 

    608
چکیده: 

سابقه و هدف؛ مواد لیگنو سلولزی در جیره نشخوارکنندگان از اهمیت بالایی برخوردار بوده و به دلیل مقرون به صرفه بودن و اثر بر عملکرد بهینه شکمبه و سلامت آن در جیره نشخوارکنندگان گنجانده می شوند. گرچه این ترکیبات توسط بسیاری از میکروب های شکمبه قابل تخمیر می باشند، ولی وجود پروتئین، فیبر و سایر مواد مغذی با منشا خوراکی در مدفوع نشان می دهد که اکوسیستم شکمبه برای هضم خوراک خورده شده کارایی بالایی ندارد. بنابراین دستکاری شکمبه جهت بالا بردن این کارایی ضروری به نظر می رسد. لذا این پژوهش با هدف بهینه سازی شرایط رشد باکتری های سلولولیتیک جدا شده از دستگاه گوارش اسب و اثر انتقال آنها به شیرابه شکمبه بر فراسنجه های تولید گاز و گوارش پذیری کاه گندم در شرایط برون تنی انجام پذیرفت. مواد و روش ها؛ این پژوهش در شرایط آزمایشگاهی و در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد. باکتری های سلولولیتیک جداشده از دستگاه گوارش اسب شامل Paenibacillus polymyxa L11، Paenibacillus polymyxa L12، Enterobacter cloacae L2 و Escherichia coli Z2 بودند. ابتدا بهینه سازی دما و pH برای رشد و تولید آنزیم این باکتری ها در دو دمای 25 و 39 درجه سانتی-گراد و سه pH 2/5، 7/5 و 2/6 انجام پذیرفت. سپس با انتقال این باکتری ها به شیرابه شکمبه، فرانسجه های تولید گاز و قابلیت هضم آزمایشگاهی کاه گندم به ترتیب با استفاده از دو تکنیک تولید گاز و هضم دو مرحله ای مورد بررسی قرار گرفتند. به این منظور از چهار راس گوسفند مایع شکمبه گرفته شد، در هر دو تکنیک مایع شکمبه با باکتری های مورد نظر تلقیح و با کاه گندم انکوبه گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که جدایه Paenibacillus polymyxa L12 بهترین رشد را در دمای 39 درجه سانتی گراد و pH 2/5 و بیشترین فعالیت آنزیمی را در دمای 39 درجه با pH 7/5 و در زمان 24 ساعت داشت. دما و pH بهینه برای رشدPaenibacillus polymyxa L11 و Enterobacter cloacae L2 به ترتیب 39 درجه سانتی گراد و 2/6 بود. این دو باکتری بیشترین فعالیت آنزیمی را در دمای 39 درجه سانتی گراد و pH 2/6 به ترتیب در زمان های 24 و 48 ساعت از خود نشان دادند. Escherichia coli Z2 نیز بیشترینگاز کاه گندم، افزایش ماده آلی واقعا هضم شده، افزایش بیومس و راندمان بیومس میکروبی شدند (05/0P<). بیشترین و کمترین پتانسیل گاز تولیدی به ترتیب به تیمار شاهد (79/59 میلی لیتر) و تیمار Z2 (00/52 میلی لیتر) اختصاص داشت. بیشترین و کمترین مقدار ماده آلی واقعا هضم شده به ترتیب مربوط به تیمار L11 (4/284 میلی گرم) و تیمار شاهد (1/266 میلی گرم) بود. بین ضریب تفکیک، بیومس میکروبی و راندمان بیومس میکروبی تیمار های باکتریایی اختلاف معنی داری وجود نداشت (05/0P>)، ولی همگی بیشتر از تیمار شاهد بودند. تیمارL11 دارای بالاترین قابلیت هضم ماده خشک (73/50 درصد)، ماده آلی (39/49 درصد)، فیبر نامحلول در شوینده خنثی (69/47 درصد) و اسیدی (55/35 درصد) بود. تیمار شاهد دارای کمترین قابلیت هضم ماده خشک(83/38 درصد)، ماده آلی (76/37 درصد) و فیبر نامحلول در شوینده خنثی (56/34 درصد) بود. ولی بین قابلیت هضم فیبر نامحلول در شوینده اسیدی تیمارهای L12، L2 و Z2 با تیمار شاهد اختلاف معنی داری وجود نداشت (05/0P>). نتیجه گیری: به طور کلی دما وpH بررشد و تولید آنزیم جدایه ها تاثیر گذار بود. همه آنها در دمای 39 درجه سانتی گراد که دمای مطلوب شکمبه است بهتر ازدمای 25 درجه رشد کرده و فعالیت آنزیمی بیشتری داشتند. این باکتری ها توانستند تخمیر شکمبه ای و قابلیت هضم مواد مغذی کاه را در شرایط آزمایشگاهی بهبود بخشند. در تیمارهای باکتریایی مسیر تخمیر به سمت تولید گاز کمتر و پروتئین میکروبی بیشتر پیش رفت و قابلیت هضم مواد مغذی در این تیمارها افزایش یافت.

آمار یکساله:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 935

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 608 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1398
  • دوره: 

    7
  • شماره: 

    2
  • صفحات: 

    129-144
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    2500
  • دانلود: 

    726
چکیده: 

سابقه و هدف: مکمل های چربی بی اثر بر فعالیت شکمبه، به دلیل محتوای بالای انرژی و تطبیق پذیری آن در مزارع پرورش گاوشیری، به یک جزء رایج اقلام تشکیل دهنده جیره تبدیل شده اند. چربیآن ها معمولاً حاوی غلظت های بالایی از اسیدهای چرب زنجیر بلند شامل پالمیتیک، استئاریک، اولئیک و لینولئیک می باشند. تحقیقات چند سال گذشته نشان داده است که اسیدچرب تنها یک منبع انرژی نیست، بلکه کاربردهای مختلف متابولیکی در بدن گاو داشته و از راه های مختلفی در تولید آن ها شرکت می کند. در این پژوهش اثرات دو اسید چرب اشباع پالمیتیک و استئاریک که بیشترین مقدار مکمل های چربی را شامل می شوند، در حضور و عدم حضور امگا-3 بررسی شد. مواد و روش ها: 32 راس گاو شیری با بیش از دو شکم زایش، بلافاصله پس از زایش، وارد طرح آزمایشی در قالب بلوک های کامل تصادفی با 4 تیمار (فاکتوریل 2×2) شده و به مدت 65 روز در جایگاه های انفرادی نگهداری شدند و تولید و ترکیبات شیر هر یک از آنها اندازه گیری شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1) جیره پایه با 5/1 درصد مکمل غنی از اسید استئاریک (75 درصد)، 2) جیره پایه با 5/1 درصد مکمل غنی از اسید استئاریک (75 درصد) با مکمل امگا-3، 3) جیره پایه با 5/1 درصد مکمل غنی از اسید پالمیتیک (75 درصد) و 4) جیره پایه با 5/1 درصد مکمل غنی از اسید پالمیتیک (75 درصد) با مکمل امگا-3 بودند. یافته ها: اثر متقابل اسیدچرب اشباع با امگا-3 بر تولید شیر معنی دار بود (01/0≥ P). گاوهایی که با تیمار اسید پالمیتیک همراه با امگا-3، تغذیه شدند، بیشترین مقدار شیر را تولید کردند (92/50 کیلوگرم) اما سایر تیمارها اختلافی با یکدیگر نداشتند (01/0≤ P). اثر نوع اسیدچرب اشباع بر تولید شیر تصحیح شده بر اساس 5/3 درصد چربی و شیر تصحیح شده بر اساس انرژی، معنی دار نبود (05/0≤ P) اما اثر امگا-3 به ترتیب در سطح 1 و 5 درصد معنی دار بود. مصرف ماده خشک گاوهایی که با اسید استئاریک بدون امگا-3 تغذیه شدند (70/24 کیلوگرم)، بیشتر از سایر تیمارها بود (05/0≥ P). اما تفاوت معنی داری بین سه تیمار آزمایشی دیگر وجود نداشت (05/0≤ P). در بررسی ترکیبات شیر، درصد چربی و کل چربی شیر تولیدی، اثر متقابل اسیدچرب اشباع با امگا-3 و همچنین اثر نوع اسیدچرب اشباع معنی دار نبود و تنها اثر امگا-3، بر درصد چربی و کل چربی به ترتیب در سطح 5 و 1 درصد معنی دار بود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج حالص از این پژوهش، استفاده توأم از اسید آلفا-لینولنیک و اسیدهای چرب اشباع به ویژه اسید پالمیتیک، تولید شیر گاوهای هلشتاین را در اوایل دوره شیردهی، افزایش داد. با مصرف اسید استئاریک در اوایل دوره شیردهی می توان ماده خشک مصرفی دام را بهبود بخشید و افت نمره وضعیت بدنی گاو را کاهش داد. همچنین مصرف امگا-3، درصد و کل چربی شیر گاوهای شیری را در اوایل دوره شیردهی بهبود بخشید.

آمار یکساله:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 2500

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 726 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 0
telegram sharing button
whatsapp sharing button
linkedin sharing button
twitter sharing button
email sharing button
email sharing button
email sharing button
sharethis sharing button