هزار و یک شب را مادر قصه های جهان نامیده اند. حضور قومیت های مختلف از هر ملیتی در این اثر چنان آشکار است که قابل انکار نیست. این کتاب طی قرن ها منبع سرگرمی برای عامه و زمینه ی تحقیقات و پژوهش های گسترده برای محققان و پژوهشگران بوده است؛ به طوری که امروزه یکی از منابع عمده برای مطالعه و تحقیق فرهنگ ملل شرق و مسائل اجتماعی و تاریخی شرقی به شمار می رود. این مجموعه پیش از اینکه عربی باشد، ریشه در افسانه های کهن ایرانی دارد و ترکیب آن با قصه های مناطق دیگر چون هند باستان، عرب، بغداد، مصر و غیره از آن شاهکاری ساخته است که می توان در آن از عرف، آداب و رسوم، باورها، آیین ها و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی مناطق گوناگون به ویژه جهان شرق همزمان آشنا شد و اطلاعاتی کسب کرد. به طور کلی، داستان های هزار و یک شب به دلیل امتزاج فرهنگ های گوناگون شرقی، زمینه ی بسیار مناسبی را برای مطالعه ی تطبیقی مفاهیم و باورهای فرهنگی و اجتماعی در داستان ها و حکایت های این اثر ایجاد کرده است. مقاله ی حاضر نیز بر آن است که با نگاه تطبیقی، به بررسی نقاط اشتراک و وجه اختلاف داستان ها و قصه های دو خاستگاه عمده ی این اثر یعنی ایرانی و مصری از جهت مشترکات یا تضادهای فرهنگی، اجتماعی، آداب، عادات و باورهایی که بین این دو خاستگاه در این اثر ریشه دوانیده است، بپردازد. بدین منظور پس از نگاهی گذرا به خصوصیات و ویژگی های داستان های ایرانی و مصری این مجموعه، در ادامه با ذکر شواهدی از این اثر به افتراق و شباهت داستان های این دو دسته خواهیم پرداخت.