سابقه و هدف: کشف چگونگی تعامل ساختارهای روان شناختی و تأثیر جمعی بر نگرش ها نسبت به ازدواج در جامعۀ ما امری حیاتی به نظر می رسد و به شکاف قابل توجهی در روان شناسی و مشاورۀ زناشویی می پردازد. لذا مطالعۀ حاضر با هدف تعیین رابطۀ بین عزت نفس و هوش معنوی، با ترس از ازدواج در دانشجویان با میانجی گری سرسختی روان شناختی انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعۀ آماری، تمامی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد سردشت به تعداد 670 نفر بودند که 358 نفر از آن ها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از ابزارهای استاندارد شدۀ عزت نفس روزنبرگ (1965)، هوش معنوی کینگ (2000)، سرسختی روان شناختی اهواز (2006) و ترس از ازدواج ریچارد (2007) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از آزمون های هم بستگی اسپیرمن و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار SPSS و AMOS نسخة 24 انجام شد.
یافته ها: هم عزت نفس بر ترس از ازدواج اثر معکوس و معنادار داشت (β = -0.330, P < 0.001)، هم هوش معنوی (β = -0.210, P < 0.001) و هم سرسختی روان شناختی(β = -0.20, P < 0.001). اثر غیرمستقیم عزت نفس بر ترس از ازدواج، ازطریق سرسختی روان شناختی نیز معکوس و معنادار بود (β = -0.054, P < 0.001). اثر غیرمستقیم هوش معنوی بر ترس از ازدواج ازطریق سرسختی روان شناختی نیز منفی و معنادار بود (β = -0.062, P < 0.001).
نتیجه گیری: عزت نفس، هوش معنوی و سرسختی روان شناختی به طور معناداری بر ترس از ازدواج تأثیر معکوس داشتند که این امر تأکیدی بر نقش کاهشی آن ها در این پدیده است. به طور خاص، مشخص شد که عزت نفس و هوش معنوی نه تنها به طور مستقیم؛ بلکه به طور غیرمستقیم ازطریق افزایش سرسختی روان شناختی، ترس از ازدواج را کاهش می دهند.