امروزه توسعه و به کارگیری سیستمهای اطلاعاتی برای هر سازمانی، امری ضروری است. هوشمندی کسب وکار مجموعهای از ابزارها و فرایندها و فناوریها است که در تبدیل داده های خام به اطلاعات و استخراج دانش از این اطلاعات بهمنظور تسهیل و بهینه سازی فرایند تصمیمگیری دخالت دارد. هدف از این پژوهش، شناسایی پیشرانهای مؤثر سیستم های هوشمند در فرایند کسب وکار است که با رویکردی از نظر هدف، کاربردی و از نظر روششناسی پژوهش، توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و میدانی انجام پذیرفته است. برای شناسایی شاخصهای مفهومی تبیین کننده پیشرانهای اصلی سیستم های هوشمند و فرایند کسب وکار، از روش اسنادی و دلفی هدفمند استفاده شده است. جامعه نمونه استادان دانشگاه، کارشناسان، مدیران و فعالان در حوزه کسب وکار هوشمند مرتبط با موضوع پژوهش (35 نفر) هستند. پژوهش حاضر با استفاده از تکنیک تحلیل تأثیرات متقاطع که یکی از روشهای متداول و مورد پذیرش آیندهنگاری است و با استفاده از نرم افزار Micmac به تحلیل مؤلفه های سیستمهای هوشمند و فرایند کسب وکار پرداخته است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل مسیر با استفاده از مدل معادلات ساختاری Smart PLS استفاده شد. یافته های حاصل از نتایج اولویت بندی ابعاد مؤثر در سیستمهای هوشمند کسب وکار نشان داد که بعد برآورده ساختن نیازهای سازمان (732/0) در رتبه اول اهمیت، بعد توانایی تجزیه وتحلیل (461/0) در رتبه دوم، بعد خدمات و توانایی یکپارچگی (325/0) بعد عملیاتی (199/0) و بعد برآورده ساختن نیاز کاربران (064/0) در ردههای بعدی اهمیت قرار دارند. در نهایت با توجه به نتایج مرتبط با تحلیل تأثیرات متقاطع در شناسایی پیشرانهای مؤثر بر سیستمهای هوشمند مدیریت کسب وکار، شش عامل کلیدی (سرعت پاسخگویی سیستم، مدیریت ارتباط مشتری، مکانیزه کردن فرایندهای سازمان، تحلیل جامع، مدیریت زنجیره تأمین، امنیت سیستم) شناسایی شد. آنچه از این تحقیق بر میآید، به ارائه چارچوبی برای ارزیابی عملکرد سیستم هوشمند کسب وکار و وضعیت مطلوب عملکرد این سیستم در شرکت موردمطالعه انجامید.