پژوهش حاضر که گامی در جهت کاهش نشانگان اختلال هماهنگی رشدی محسوب می شود به روش آزمایشی و در جامعه آماری کودکان خام حرکت زیر 14 سال کلینیک های توان بخشی شهر تهران و در نمونه ای به حجم 30 نفر که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند، روش پژوهش با استفاده از طرح آزمایشی پیش آزمون و پس آزمون سه گروهی طراحی و اجرا شده است. نمونه مورد بررسی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند و پس از دریافت پیش آزمون و آموزش حرکات ریتمیک و هنرهای تجسمی، نسبت به دریافت پس آزمون اقدام شد. جهت سنجش متغیرها نیز از دو ابزار استاندارد ادراک دیداری فراستیک و حرکتی اوزرتسکی استفاده شد و داده ها با روش کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته های پژوهش حاکی است که: 1) حرکات ریتمیک (تئاتر موزیکال) در کاهش نشانگان اختلال هماهنگی چشم و دست، اختلال هماهنگی رشدی، اختلال هماهنگی حرکات ریز و درشت تاثیر معناداری داشته است. 2) سفالگری در کاهش نشانگان اختلال هماهنگی چشم و دست، اختلال هماهنگی رشدی، اختلال حرکات ریز و درشت تاثیر معناداری داشته است. 3) هنرهای تجسمی (سفال گری) و حرکات ریتمیک (تئاتر موزیکال) تاثیر مشابهی بر کاهش نشانگان اختلال هماهنگی رشدی و کاهش نشانگان اختلال هماهنگی چشم و دست داشته اند. 4) تاثیر هنرهای تجسمی (سفال گری) بر حرکات ریز بیشتر بوده است. 5) تاثیر حرکات ریتمیک (تئاتر موزیکال) بر حرکات درشت بیشتر بوده است.