این مقاله در صدد آنست که «نمایشنامه ی افول» اثر اکبر رادی را بر مبنای نقد جامعه شناختی بررسی کند. پرسشهایی که با آن مواجه ایم این است که نخست، ساختار زیبایی شناختی نمایشنامه ی افول به عنوان یک اثر واقعگرا تا چه میزان با ساختار جامعه ی دهه ی چهل رابطه ی متقابل برقرار کرده است و دوم اینکه نویسنده به عنوان فردی از طبقه ی روشنفکر چگونه ایدئولوژی و آگاهی ممکن این طبقه را در اثر خود بازتاب داده است؟ نگارنده با روش تحلیلی توصیفی به این نتیجه رسیده است که کلیت ساختار نمایشنامه ی افول با نشان دادن طبقات مختلف جامعه و شکاف موجود میان آنها به عدم کامیابی جنبشهای اجتماعی در دهه ی چهل و آسیب شناسی آن دلالت دارد و نویسنده اگرچه ایدئولوژی و آگاهی ممکن طبقه ی روشنفکر را در اثر خود منعکس می کند، اما با دوری از تحمیل ایدئولوژی خود به جهان اثر، به سبک رئالیسم پایبند و وفادار می ماند.