Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    157-166
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    225
  • دانلود: 

    76
چکیده: 

مقدمه: گونه های آویشن مقادیر قابل توجهی از ترکیبات فنلی و فلاونوییدی دارند و فعالیت های آنتی اکسیدانی قوی را نشان می دهند. پاراکسوناز 1 به عنوان آنزیم آنتی اکسیدان عمل می کند و لیپوپروتیین ها با چگالی پایین را در برابر اکسیداسیون محافظت می کند. هدف از این مطالعه ارزیابی ظرفیت آنتی اکسیدانی عصاره ی هیدروالکی آویشن و تاثیر آن بر فعالیت آنزیم پاراکسوناز1 سرمی افراد سالم و دیابتی است. روش ها: فعالیت آنتی اکسیدانی و شناسایی گروه های عاملی ترکیبات موجود در عصاره ی هیدروالکلی گیاه به ترتیب با استفاده از آزمون های مهار رادیکال آزاد DPPH و آنالیز طیف سنجی FTIR تعیین شد. فعالیت آنزیم پاراکسوناز1 در 40 فرد سالم و دیابتی با اندازه گیری میزان هیدرولیز سوبسترای پاراوکسون به P نیتروفنل و جذب در 405 نانومتر انجام شد. نتایج با آزمون های دانکن و t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: مقدار IC50 (غلظت مهار رادیکال های آزاد DPPH) برابر با 5/477 میکرو گرم بر میلی لیتر به دست آمد. بررسی طیف FTIR وجود مولکول های زیستی حاوی گروه هیدروکسیل و حلقه ی آروماتیک را در عصاره ی هیدروالکلی گیاه نشان داد. فعالیت آنزیم پاراکسوناز سرمی افراد سالم و دیابتی که به مدت 15 دقیقه در معرض عصاره با غلظت mg/mL 1 قرار گرفتند، به ترتیب 57/3 ± 95/49 و 25/3 ± 05/51 درصد افزایش یافت. نتیجه گیری: گرچه تفاوت معنی داری بین فعالیت آنزیم سرمی افراد سالم و دیابتی در حضور و بدون حضور عصاره وجود نداشت، اما میزان فعال سازی آنزیم تحت تاثیر عصاره در افراد سالم و بیمار تفاوت معنی داری نداشت. عصاره ی گیاه، فعالیت آنزیم پاراکسوناز را احتمالا به دلیل داشتن خاصیت آنتی اکسیدانی و حضور ترکیبات فنلی افزایش می دهد.

آمار یکساله:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 225

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 76 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 6
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    167-178
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    234
  • دانلود: 

    72
چکیده: 

مقدمه: در حال حاضر، هپاتوکین ها اهداف بالقوه برای درمان اختلالات ناشی از دیابت نوع دو به شمار می روند. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر 12 هفته تمرین ترکیبی همراه با مصرف کاناگلیفلوزین بر برخی هپاتوکین ها در مردان دیابتی نوع دو بود. روش ها: در این تحقیق نیمه تجربی، 44 مرد مبتلا به دیابت نوع دو (میانگین سن 5/4± 2/33 سال، نمایه ی توده ی بدنی 0/3± 3/27) از شهر تهران در سال 1398 به صورت تصادفی در چهار گروه (هر گروه 11 نفر) کنترل، دارو، تمرین و تمرین-دارو قرار گرفتند. تمرینات ترکیبی 3 جلسه در هفته، 45 دقیقه و به مدت 12 هفته انجام شد. آزمودنی ها داروی کاناگلیفلوزین با دوز 200 میلی گرم را به مدت 12 هفته مصرف کردند. قبل و 24 ساعت بعد از مداخله در وضعیت 12 ساعت ناشتایی از آزمودنی های هر گروه نمونه ی خون و ویژگی های آنتروپومتریک اندازه گیری شد. در نهایت داده ها با استفاده از تحلیل واریانس دو طرفه با اندازه گیری های مکرر، t همبسته و آزمون تعقیبی بونفرونی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که 12 هفته مداخله تمرین همراه با کاناگلیفلوزین موجب کاهش معنی دار سطوح آنژیوپویتین-3 و آنژیوپویتین-4، FGF-21 و HFREP-1 در مردان دیابتی نوع دو شد (001/0=P). همچنین پس از دوره ی مداخله تمرین همراه با کاناگلیفلوزین سطوح آنژیوپویتین-3، آنژیوپویتین-4، FGF-21 و HFREP-1 نسبت به پیش آزمون به طور معنی داری کمتر بود (001/0>P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق، احتمالا مداخله تمرین همراه با کاناگلیفلوزین می تواند با کاهش هپاتوکین ها به درمان اختلالات ناشی از دیابت نوع دو کمک کند.

آمار یکساله:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 234

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 72 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 7
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    179-190
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    196
  • دانلود: 

    59
چکیده: 

مقدمه: نشان داده شده است که پروتیین مربوط به C1q/TNF-α (CTRP5)، یک آدیپوکین جدید ومولکول مهم مربوط به تنظیم متابولیسم گلوکز است. اهداف این مطالعه ارزیابی اثر بخشی پروتکل های تمرینی مختلف بر روی بهبود سطوح سرمی CTRP5، قند خون، انسولین و مقاومت انسولین در مردان به مبتلا به دیابت نوع دو بود. روش ها: 60 مرد بیماران مبتلا به دیابت نوع دو (سن: 26/4± 45/51 سال) به صورت تصادفی در سه گروه تمرین ترکیبی (15 نفر)، گروه هوازی (15 نفر)، مقاومتی (15 نفر) و یا گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. برنامه های تمرینی شامل تمرین هوازی با شدت (75%-50% ضربان قلب ذخیره ی بیشینه) و مقاومتی (80%-40% یک تکرار بیشینه) با حجم برابر، 3 بار در هفته، 30 تا 60 دقیقه در هر جلسه برای مدت 12 هفته بود. سطوح سرمی CTRP5، قند خون، انسولین، مقاومت انسولین وزن و نمایه ی توده ی بدن در حالت پایه و در پایان مطالعه اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری تکراری در سطح کمتر از 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: پس از 12 هفته مداخله، کاهش معناداری در سطوح پارامترهای قند خون، مقاومت انسولین و نمایه ی توده ی بدن و افزایش معناداری در سطوح سرمی CTRP5 در گروه های تمرین ترکیبی، هوازی و مقاومتی در مقایسه با گروه کنترل یافت شد (05/0

آمار یکساله:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 196

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 59 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 3
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    191-199
تعامل: 
  • استنادات: 

    1
  • بازدید: 

    289
  • دانلود: 

    81
چکیده: 

مقدمه: مسیر میوستاتین/SMAD یکی از مسیرهای مهم تنظیم کننده آتروفی سلول های عضلانی قلب است. دیابت می تواند در این مسیر اختلال ایجاد کند؛ بنابراین هدف از انجام تحقیق حاضر، تاثیر شش هفته تمرین استقامتی بر میزان پروتیین های میوستاتین و SMAD2/3 در بافت بطن چپ عضله ی قلب موش های صحرایی دیابتی نوع یک است. روش ها: در این مطالعه، 12 سر موش صحرایی نر 2 ماهه نر از نژاد اسپراگ داولی با میانگین وزن 20± 300 گرم انتخاب شدند. پس از القاء دیابت از طریق محلول استرپتوزوتوسین، به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین استقامتی دیابتی (6 سر) و کنترل دیابتی (6 سر) تقسیم شدند؛ گروه های تمرینی 4 روز در هفته به مدت 6 هفته برنامه تمرینی را شامل 32 دقیقه تمرین استقامتی با شدتی حدود 50 تا 70 درصد حداکثر سرعت انجام دادند؛ برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه ی 23 و آزمون آماری t-مستقل استفاده شد. سطح معنی داری، 05/0p≤ در نظر گرفته شد. یافته ها: تمرین استقامتی منجر به کاهش معنی داری در محتوای پروتیین های میوستاتین (024/0=P) و SMAD2/3 (001/0=P) بین گروه های تمرین و کنترل در بافت عضله قلبی شد. نتیجه گیری: می توان گفت تمرین استقامتی با کاهش محتوای پروتیین های میوستاتین و SMAD2/3 در بطن چپ قلبی به احتمال توانسته است از آتروفی قلبی در آزمودنی های دیابتی نوع یک جلوگیری کند. این کاهش می تواند منجر به هیپرتروفی فیزیولوژیک قلبی شود.

آمار یکساله:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 289

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 81 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 1 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 10
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    200-209
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    380
  • دانلود: 

    217
چکیده: 

مقدمه: دیابت یک سندرم متابولیکی است که با افزایش قند خون مشخص می شود. آنزیم های آلفاگلوگوزیداز که در میان پرزهای روده کوچک قرار دارند مسوول هیدرولیز کربوهیدرات ها هستند. هدف این تحقیق ارزیابی بیوانفورماتیک ترکیبات فعال گیاه شنبلیله در سرکوب آنزیم آلفاگلوکوزیداز است. روش ها: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفت. بدین منظور، ابتدا مهم ترین ترکیبات جداشده ی شنبلیله از پایگاه داده ای PubChem دانلود شدند و سپس فایل مربوط به آنزیم آلفاگلوکوزیداز از پایگاه PDB دریافت شد. کلاس سمیت ترکیبات و قوانین لیپینسکی ترتیب توسط Toxtree & Protox II و سرور Swiss ADME پیش بینی شدند. در پایان، داکینگ مولکولی و برهم کنش آنزیم با ترکیبات موجود در شنبلیله توسط AutoDock Tools 1. 5. 6 و Molegro Virtual Docker 6. 0 صورت گرفت. هم چنین آنالیز نتایج مربوط به اینتراکشن ها با دو نرم افزار Discovery Studio 3. 5 و Ligplot 2. 1 صورت گرفت. یافته ها: نتایج مشخص کرد که همه ترکیبات انتخاب شده در شنبلیله با پیروی از قانون لیپینسکی، انرژی اتصال مناسب و نداشتن سمیت گزینه های مناسبی در مهار آنزیم آلفاگلوکوزیداز هستند. اما از میان این ترکیبات، ترکیب Vitexin با 8/4-کیلوکالری بر مول کم ترین انرژی اتصال و بیش ترین اثر مهاری را بر آنزیم آلفاگلوکوزیداز داشت. این ترکیب هم چنین انرژی اتصال منفی تری نسبت به مهارکننده استاندارد (ووگلیبوز) داشتند. نتیجه گیری: از نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که از میان مهم ترین ترکیبات موجود در شنبلیله، ترکیب Vitexin به دلیل ایجاد برهم کنش هیدروژنی و هیدروفوبی بیش تر با آمینواسیدهای جایگاه فعال آنزیم آلفاگلوکوزیداز، مهارکننده قوی تری محسوب می شود.

آمار یکساله:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 380

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 217 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 0 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 4
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1399
  • دوره: 

    20
  • شماره: 

    3
  • صفحات: 

    210-219
تعامل: 
  • استنادات: 

    3
  • بازدید: 

    217
  • دانلود: 

    77
چکیده: 

مقدمه: عدم تعادل عوامل آپوپتوزی نقش مهمی در بیماری زایی دیابت دارد. با توجه به نقش مکمل کورکومین و تمرینات تناوبی شدید (HIIT) بر این عوامل، هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر چهار هفته اجرا HIIT به همراه مکمل یاری کورکومین بر بیان ژنBax و Bcl-2 در عضله ی نعلی رت های نر دیابتی بود. روش ها: پژوهش حاضر از نوع تجربی بود. در این مطالعه 30 سر رت نر نژاد ویستار به یک گروه کنترل سالم (NC)، و چهار گروه دیابتی: کنترل(DC)، مکمل (SDC)، تمرین تناوبی شدید (DHIIT) و مکمل تمرین تناوبی شدید (SDHIIT) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی پنج روز در هفته به مدت چهار هفته اجرا شد که شامل پنج تا هفت تناوب دو دقیقه ای با شدت80 تا 90 درصد حداکثر توان تا واماندگی و بازیافت یک دقیقه ای با شدت 30 درصد حداکثر توان تا واماندگی بود. هم زمان روزانه گاواژ کورکومین به میزان mg/kg 100 انجام شد. میزان بیان ژنBax و Bcl-2 به روش qReal-TimePCR اندازه گیری و تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل واریانس دوطرفه در سطح معناداری 05/0≥ p انجام شد. یافته ها: بیان ژن Bcl-2 در گروه های DHIIT و SDHIIT نسبت به گروه DC افزایش معناداری داشت (000/0=P). همچنین کاهش معنادار بیان ژن Bax در گروه های DHIIT و SDHIIT نسبت به گروه DC مشاهده شد (000/0=P). بین دو گروه DHIIT و SDHIIT در بیان ژن Bcl-2 (000/0=P) و Bax (013/0=P) تفاوت معناداری وجود داشت. نتیجه گیری: به نظر می رسد که اجرا HIIT به همراه مکمل یاری کورکومین در بهبود تعادل عوامل آپوپتوزی از هر یک از این مداخلات به تنهایی، موثرتر است.

آمار یکساله:   مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resources

بازدید 217

مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesدانلود 77 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesاستناد 3 مرکز اطلاعات علمی Scientific Information Database (SID) - Trusted Source for Research and Academic Resourcesمرجع 27
telegram sharing button
whatsapp sharing button
linkedin sharing button
twitter sharing button
email sharing button
email sharing button
email sharing button
sharethis sharing button