کلی (1955) در انتقاد به جریانی که سعی در کسب اطلاعات از افراد به واسطه شیوه های فرافکنی و ذهنی داشت پیشنهاد جالبی داد و آن اینکه اگر شما دوست دارید چیزی را درباره شخصی بدانید باید از او سوال کنید. این نظر، وی را به ایجاد شیوه ای سوق داد که به استخراج اطلاعات از آزمودنی ها منتهی گردید. این شیوه، فهرست ساختارها نامیده می شود و به طور وسیعی در مطالعات تجربی و بالینی کاربرد دارد (وینتر1992، یونسی 1380، 1955و 1998). دلایل افزایش استفاده از شیوه فهرست ساختارها خصوصا در مطالعات بالینی یکی قابلیت آن در اندازه گیری هرگونه تغییر است (اسپرلینگر،1976) و دیگر اینکه یک وسیله قابل انعطاف است (دینتی، 1991). این روش در واقع شکلی از مصاحبه سازمان یافته است که نتایجی را فراهم می کند و می تواند در یک ماتریس نمایان شود، و دارای سه جزء اصلی است: 1- عناصر، که منطقه و حدود و ثغور ساختار مورد مطالعه را تعریف می کند 2- ساختار ذهنی، شیوه هایی که شخص عناصر را گروه بندی نموده و متمایز می سازد 3- مکانیزم اتصال که نشان می دهد چگونه هر عنصر در هر ساختار مورد ارزیابی واقع می شود.