ایمونوتراپی با زهر می تواند بیماران را در مقابل واکنش های آنافیلاکتیک تهدید کننده زندگی ناشی از زهر نازک بالان حفاظت کند. مهمترین عارضه جانبی ایمونوتراپی با زهر واکنش آنافیلاکتیک سیستمیک است که بیشتر حین ایمونوتراپی با زهر زنبور عسل رخ می دهد. علیرغم اختلافات گزارش شده در رابطه با ترکیبات موجود در زهر زنبور عسل و زنبور، ولیکن تاکنون هیچ علتی برای تفاوت تناوب بروز واکنش آنافیلاکتیک سیستمیک بین آنها منتشر نشده است. از طرفی پیش درمانی با آنتی هیستامین های بلوک کنندهH1 باعث کاهش شدت وتناوب واکنش آنافیلاکتیک سیستمیک خفیف و اثرات موضعی ناشی از ایمونوتراپی با زهر می گردد ولی عوارض جانبی مثل درد شکم و آنژیوادم را که بیشتر با زنبور عسل بروز می کنند را بخوبی کنترل نمی کند. برعکس آنافیلاکسی های ناشی از سم نازک بالان، این علایم در آنژیوادم ارثی بسیار شایع است. در ضمن، در بعضی از بیماران که به طور مکرر مبتلا به واکنش های آنافیلاکتیک در حین درمان کاهش حساسیت به نازک بالان میگردند گزارش شده است که میزان رنین، آنژیوتانسین I و آنژیوتانسین II پلاسما آنها کمتر است. این واقعیت ها می تواند نشان دهنده بروز اختلال در سیستم رنین-آنژیوتانسین در حین ایمونوتراپی با زهر زنبور عسل گردد. این مساله محتمل است، چون فقط زهرنازک بالان حاوی آنتی ژن ملیتین است که یک فعال کننده کالیکرئین فعال است. این اثرات در حین ایمونوتراپی با زهر زنبور عسل مشابه آنژیوادم ارثی است، چون فعال شدن کالیکرئین ناشی از ملیتین در مورد اول، همانگونه که در مسیر کلاسیک آنژیوادم رخ میدهد، باعث افزایش ترشح برادیکینین، خارج شدن پلاسما از عروق و نهایتا بروز آنژیوادم و علایم شکمی می گردد. در ادامه، اثرات بالینی رسپتورهای برادیکینین و بلوک کننده های آنها مثل ایکاتیبانت، اکالانتید یاNPC18884، در درمان حملات آنژیوادم ارثی و دردهای شکمی ناشی از اسید استیک در موش سوری، ما را به ایده استفاده از استراتژی مشابه در کنترل آنژیوادم و درد شکمی در حین ایمونوتراپی با زهر زنبور عسل با کنترل برادیکینین هدایت میکند. هر چند، ارزیابی این ایده نیاز به مطالعات بالینی و تجربی مناسب بیشتری دارد.