در این تحقیق تجزیه زیستی تولوئن توسط مخلوطی از باسیلوس های جدا شده از خاک آلوده به تولوئن بررسی شد. پس از نمونه برداری از خاک مورد نظر، باسیلوس های تحمل کننده تولوئن جداسازی شدند، با کشت باکتری ها بر روی بلاد اگار، باکتری های دارای همولیز b جدا گردید، سپس تست کشش سطحی برای تشخیص باسیلوس های مولد بیوسورفکتانت انجام شد. پس از غربالگری باکتری های مولد بیوسورفکتانت، تست امولسیفیکاسیون از باسیلوس های منتخب بعمل آمد. باسیلوس ها با روش تشخیص بیوشیمیایی و مولکولی (استخراج DNA، PCR، و تکنیک تعیین توالی ژن16 SrRNA ) شناسایی شدند. از بین 23 سویه باسیلوس جدا شده، 3 سویه B3, B6, B12 دارای کشش سطحی کمتر از 40mN/m بودند که بعنوان باکتری های مولد بیوسورفکتانت شناسایی شدند. پس از انجام تست امولسیفیکاسیون، توانایی امولسیفیکاسیون سه سویه مذکور به ترتیب 75 و 70 و %78 اندازه گیری شد. هر سه باسیلوس متعلق به گونه سوبتیلیس بودند و مقایسه توالی 16 SrRNA سه سویه نیز حاکی از تشابه بسیار بالای آنها بود به طوریکه سه توالی در حدود 6 نوکلئوتید تفاوت داشتند.در ادامه پس از بهینه سازی شرایط برای تولید بیوسورفاکتانت توسط مخلوط سه سویه (کنسرسیوم) مشخص شد که بهترین منبع کربن همان تولوئن و منبع بهینه نیتروژن عصاره مخمر است و بهترین غلظت نمک %2 و بهترین pH برابر 6 می باشد که در شرایط مذکور بهترین رشد و در نتیجه بهترین تولید بیوسورفاکتانت توسط کنسرسیوم باسیلوس ها مشاهده گردید. کشش سطحی در محیط کشت حاوی مخلوط باسیلوس ها در مقایسه با کشت تک آنها بطور واضحی کاهش داشت، بطوریکه در کشت تک باسیلوس های B3, B6, B12 کشش سطحی به ترتیب برابر37mN/m ، 33.5، 35 تخمین زده شد در حالیکه کشش سطحی در محیط حاوی کنسرسیوم به 29mN/m رسید. توانایی امولسیفیکاسیون مخلوط سه سویه باسیلوس %85 اندازه گیری شد. با استفاده از دستگاه GC-MS درصد حذف تولوئن از محیط، توسط کنسرسیوم باسیلوسی در مقایسه با محیط شاهد (محیط پایه نمکی همراه %1 تولوئن بدون تلقیح کنسرسیوم) %99.91 تخمین زده شد.