فقدان معنا در معماری عملکردگرای مدرن، تأکید بر وجوه بصری و فیزیکی، جنبه های ادراکی مخاطب و همچنین شناخت او از فضا را ناچیز شمرده و معنا را از مکان، می زداید؛ پژوهش حاضر بر آن است که با پیگیری مفهوم حس مکان در معماری امروز، بر ارتقای کیفی آن تأکید ورزد. حس مکان، در پی ایجاد ارتباطی مطلوب میان ادراکات مخاطب با محیط است به گونه ای که با مکان مند سازی فضای معماری، خلاء عملکردگرایی مفرط مدرن را برطرف نماید. درپی تزریق معنا و توجه بر انتظارات مخاطب، تعاملات اجتماعی که به عنوان اساسی ترین دستاورد کیفی در جوامع امروزی مطرح هستند، در مکان جاری شده و به حضور فرد، منجر می شوند؛ این مقاله با بررسی مجموعه سبزه میدان قزوین و بناهای تاریخی اطراف آن، به عنوان مورد مطالعاتی در پی دستیابی به حس مکان است؛ فرضیه پژوهش مطرح می دارد که با پیگیری مفاهیم پدیدارشناسی، مخاطب به حس مکان مطلوب در فضا دست می یابد. روش تحقیق، در ابتدا کیفی می باشد که به تحلیل و توصیف مفاهیم مرتبط با «حس مکان» پرداخته خواهد شد؛ همچنین در ادامه با بهره گیری از شیوه پیمایشی برای اثبات فرضیه، داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار Spss v. 16 آنالیز شده اند. تحلیل داده ها در جامعه آماری که شامل تعدادی از متخصصین معماری و شهرسازی می باشند، صورت گرفته است و براساس آن، عوامل مؤثر بر آفرینش حس مکان فضای معماری بررسی شده اند. متغیرهای اساسی در راستای اثبات فرضیه: دعوت کنندگی و تمایل به حضور، دستیابی به تعاملات اجتماعی مطلوب و ارتقای کیفی فضای شهری و معماری پیگیری شده اند که هریک دارای مؤلفه های مختص به خود می باشند؛ درپی انتخاب چنین ساختارهایی جهت پیگیری پژوهش حاضر، دستیابی به فضاهای معمارانه مطلوب به لحاظ کیفی، در گرو شناخت عوامل ادراکی مخاطب در فضا است؛ این جنبه از پژوهش احساسات مخاطب فضا، در مکانی که در آن حضور می یابد را مقدم شمرده و درپی دستیابی به آن است.