زنبورعسل مانند تمام جانوران دیگر به ویتامین ها نیازمند است و برای رشد و نمو طبیعی نوزادان اهمیت اساسی دارند. بر اساس منابع موجود ویتامین ث یک ضرورت غذایی برای بیشتر حشرات تغذیه کننده از منابع گیاهی بخصوص زنبورعسل بوده و نقش مهمی را در زندگی زنبوران عسل بالغ و پرورش لاروها دارا می باشد. در این تحقیق کلنی های مورد آزمایش در اوایل بهار باتوجه به میزان جمعیت، پرورش نوزاد و ذخیره غذایی هر کندو تهیه گردیدند و سپس ملکه های خواهری پرورش داده شده و به کلیه کلنی های آزمایشی معرفی شدند. در اوایل پاییز یکسان سازی کلنی ها از نظر ذخیره غذایی، عسل و گرده انجام گردیده و از اوایل اسفند ماه تغذیه کلنی ها با سطوح مختلف ویتامین ث (تیمار750ppm=1 ، تیمار1500ppm=2 ، تیمار2250ppm=3 ، تیمار3000ppm=4 ، تیمار 0ppm=5 (گروه شاهد)) در قالب یک طرح کاملا تصادفی با پنج تیمار و پنج تکرار انجام گردید. تیمارهای مورد آزمایش از چهار سطح مذکور ویتامین ث خالص (ال – اسید اسکوربیک) محلول در شربت یک به یک و یک گروه شاهد تغذیه کننده با شربت بدون ویتامین تشکیل یافته بود که در مدت چهل روز به تعداد هشت بار (هر پنج روز یک بار) و هر بار به مقدار یک لیتر برای هر کندو تغذیه گردیدند. در این آزمایش میزان جمعیت و تولید عسل مورد مقایسه قرار گرفتند و داده های بدست آمده به کمک برنامه آماری SAS تجزیه و تحلیل گردیده و میانگین ها با استفاده از آزمون چند دامنه دانکن دسته بندی گردید. از نظر جمعیت در هر سه مرحله اندازه گیری و نیز میانگین سه مرحله، اختلاف آماری معنی داری بین تیمارها وجود نداشت (P>0.05). از نظر تولید عسل تیمارها دارای اختلاف معنی دار بوده اند (P<0.05) و میزان همبستگی بین جمعیت و تولید عسل نیز معنی دار بوده و 50 درصد بر آورد شده است (P<0.01، r=0.50939). نتایج گرفته شده نشان می دهد که اگر چه از نظر میانگین جمعیت اختلاف آماری معنی داری بین تیمارها وجود ندارد اما بیشترین جمعیت به گروه کلنی های تیمار 4 (تغذیه شده با شربت غنی شده با 3000ppm ویتامین ث) و کمترین مقدار به کلنیهای تیمار 5 (گروه شاهد،0ppm ) تعلق دارد و افزایش میزان جمعیت در گروه کلنی های تیمار 4 نسبت به کلنی های گروه شاهد حدود 58 درصد بوده است. در مورد تولید عسل بیشترین مقدار تولید متعلق به گروه کلنی های تیمار4 و کمترین مقدار آن مربوط به کلنی های گروه شاهد بوده و افزایش تولید عسل در گروه کلنی های تیمار 4 نسبت به کلنی های گروه شاهد در حد 85 درصد بوده است.