مشخصات نشــریه/اطلاعات دوره

نتایج جستجو

2558

نتیجه یافت شد

مرتبط ترین ها

اعمال فیلتر

به روزترین ها

اعمال فیلتر

پربازدید ترین ها

اعمال فیلتر

پر دانلودترین‌ها

اعمال فیلتر

پر استنادترین‌ها

اعمال فیلتر

تعداد صفحات

27

انتقال به صفحه

آرشیو

سال

دوره(شماره)

مشاهده شمارگان

مرکز اطلاعات علمی SID1
مرکز اطلاعات علمی SID
اسکوپوس
مرکز اطلاعات علمی SID
ریسرچگیت
strs
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    1-16
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    122
  • دانلود: 

    33
چکیده: 

زمینه و هدف: برای استفاده صحیح از کمپوست، تعیین کیفیت کمپوست اهمیت زیادی دارد. هدف از این مطالعه، تعیین تاثیر نسبت اختلاط عامل حجیم کننده بر روی شاخص های تثبیت و رسیدگی در کمپوست حاصل از فضولات مرغداری بود. روش بررسی: دو توده از مخلوط خاک اره همراه با فضولات با نسبت های حجمی 1: 1 (W1) و 2: 1 (W2) با روش ویندرو تهیه شد و یک توده حاوی فضولات مرغداری به عنوان شاهد (W0) استفاده شد. به منظور تعیین شاخص های تثبیت و رسیدگی در کمپوست، مهمترین پارامترهای فیزیکوشیمیایی و بیولوژیکی مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: فاز ترموفیلیک در نسبت 1: 1 حدود 7 هفته و در نسبت 2: 1 حدود 4 هفته طول کشید. مقدار رطوبت در توده ها از 67/39– 55/05 درصد به 40/36-28/19 درصد رسید. نسبت اولیه C/N در توده های W0، W1 و W2 به ترتیب 27/10، 31/40 و 56/24 بود که در پایان به کمتر از 20 رسید. میزان کاهش مواد آلی در سه توده به ترتیب 8/30، 62/59 و 85/53 درصد بود. مرحله ترموفیلیک باعث کاهش شدید جمعیت میکروارگانیسم های شاخص و پاتوژن در همه توده ها شد. بیشترین میزان فعالیت آنزیم دهیدروژناز در توده W1 به مقدار mgTPF/g DW. h 2/95 بود و با کاهش دما تا روز پایانی مقدار آن به mgTPF/g DW. h 0/29 رسید. نتیجه گیری: بهترین نسبت برای اختلاط خاک اره با فضولات مرغداری، نسبت 1: 1 (v: v) بود. فعالیت های میکروبی و آنزیمی پارامترهای مفیدی برای پایش کمپوست سازی و تعیین میزان تثبیت کمپوست هستند و استفاده از این کمپوست در کشاورزی، باعث بهبود کیفیت خاک خواهد شد.

آمار یکساله:  

بازدید 122

دانلود 33 استناد 0 مرجع 0
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    17-36
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    224
  • دانلود: 

    92
چکیده: 

زمینه و هدف: شبکه های توزیع آب به علت گستردگی و در دسترس بودن، مستعد وقوع حملات تروریستی از طریق تزریق مواد سمی هستند. پژوهش حاضر با هدف کاربرد شبکه عصبی غیر نظارت شونده نگاشت خود سامان یا Self-Organizing Map (SOM) در تشخیص گستره آلودگی تعمدی سم آرسنیک در شبکه توزیع آب شهری تهران صورت گرفت. روش بررسی: بدین منظور، ابتدا وضعیت هیدرولیکی موجود شبکه توزیع آب تحت پوشش مخزن شماره 4 تهران به عنوان پایلوت مدل سازی شد. سپس سناریوهای محتمل تزریق آلاینده آرسنیک در نقاط مختلف شبکه توزیع آب با استفاده از تحلیل کیفی شبکه و کاربرد تحلیلگر EPANET و با کدنویسی در محیط نرم افزار R نگارش شدند. برای یافتن گستره آلودگی به ازای تزریق آرسنیک در زمان ها و مکان های مختلف در شبکه توزیع آب، از شبکه SOM استفاده شد. یافته ها: میزان غلظت آلودگی در یک نقطه مشخص با گذشت زمان کاهش یافته و میان زمان و غلظت، همبستگی بالایی وجود دارد. همچنین، گستره آلودگی وابسته به میزان مصرف مشترکین و به تبع آن، ساعت تزریق آلودگی است. روش توسعه یافته در پژوهش حاضر 91 درصد با واقعیت تطابق دارد و با سرعت بالا قادر به مشخص نمودن گستره آلودگی در شبکه توزیع آب است. نتیجه گیری: تکنیک SOM می تواند به عنوان تکمیل کننده سیستم پایش کیفیت آب و تشخیص آلودگی در شبکه توزیع آب شهری مورد استفاده قرار گیرد تا در کوتاه ترین زمان ممکن، به عنوان جایگزین مدل سازی کمی-کیفی شبکه توزیع آب، گستره آلودگی را در هنگام تشخیص آلودگی احتمالی مشخص نماید.

آمار یکساله:  

بازدید 224

دانلود 92 استناد 0 مرجع 10
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    37-48
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    116
  • دانلود: 

    41
چکیده: 

زمینه و هدف: با رشد فزاینده جمعیت و آلودگی آب، منابع تامین آب شیرین در حال زوال هستند و نمی توانند پاسخگوی نیازهای امروزی بشر باشند، از این رو سیستم های تبدیل انرژی با بازده بالا و آلودگی کم نظیر پیل میکروبی نمکزدا مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی کارایی پیل میکروبی نمکزدا جهت تصفیه و نمکزدائی فاضلاب شور است. روش بررسی: برای حل مشکل موجود، فاضلاب سنتتیک شور با غلظت های متفاوت نمک (2، 5، 7 و g/L10) و زمان ماند هیدرولیکی متفاوت (1، 2، 3 و h 4) تحت شرایط مدار باز و بسته جریان پیوسته به کارگیری شد. یافته ها: بیشترین میزان حذف EC با محلول محتوی غلظت g/L10 در شرایط مدار باز و بسته، به ترتیب 11/2 و 14/3 درصد حاصل شد. ماکزیمم بازده حذف COD سیستم 68/7 درصد در شرایط مدار بسته با غلظت g/L 10 (شرایط بهینه) به دست آمد. همچنین باکتری های مؤثر در تجزیه فاضلاب و حذف COD عبارت بودند از: اشریشیاکلی، باسیلوس، انتروباکتر، استافیلوکوکوس اورئوس، سودوموناس و سیتروباکتر. نتیجه گیری: نتایج حاصل شده حاکی از آن است که تکنولوژی پیل میکروبی نمکزدا یک فناوری نوپا است که جنبه های ناشناخته بسیاری دارد، با این وجود پیش بینی می شود سیستم کارآمدی به منظور تصفیه پساب و نمکزدایی باشد.

آمار یکساله:  

بازدید 116

دانلود 41 استناد 0 مرجع 5
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    49-72
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    120
  • دانلود: 

    56
چکیده: 

زمینه و هدف: میکروپلاستیک ها به عنوان یکی از آلاینده های نوظهور سبب ایجاد نگرانی هایی برای عموم شده است. هدف مطالعه، تعیین فراوانی میکروپلاستیک و مزوپلاستیک خاک مناطق مسکونی مجاورت لندفیل تهران و ارزیابی ریسک اکولوژیک ناشی از آن بوده است. روش بررسی: مطالعه مقطعی از نوع توصیفی بوده که برروی 20 نمونه خاک سطحی و عمقی مناطق مسکونی مجاورت لندفیل تهران در مرداد 1400 انجام گرفت. میکروپلاستیک ها با محلول های نمکی NaCl و ZnCl2 شناورسازی و مزوپلاستیک ها هم به صورت دستی جداسازی شد. شناسایی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی پلیمرها به ترتیب با استریومیکروسکوپ و آنالیز FTIR انجام شد. یافته ها: میانگین میکروپلاستیک در خاک سطحی و عمقی به ترتیب برابر با particles/kgsoil 34/98± 76 و 19/79± 24/7 و میانگین مزوپلاستیک نیز برابر با particles/kgsoil 2/91± 5/25 و 1/09± 3/55 بوده است. آزمون t زوجی نشان داد که تفاوت معنی داری بین فراوانی ذرات پلاستیکی بین خاک سطحی و عمقی وجود دارد (0/001 < p). میکروپلاستیک های قطعه ای شکل، اندازه mm 0/5-0/1 و LDPE به ترتیب با مقادیر 37/75، 44/64 و 46/15 درصد بیشترین فراوانی را داشته و مزوپلاستیک هم اشکال فیلمی، اندازه cm 1-0/5 و جنس LDPE به ترتیب با مقادیر 62/76، 61/46 و 50/7 درصد بیشترین بوده است. ارزیابی ریسک بالقوه اکولوژیک نشان داد که در تمامی نقاط نمونه برداری برای میکروپلاستیک و مزوپلاستیک کمتر از 150 بوده و بیانگر ریسک کم اکولوژیک است. نتیجه گیری: علیرغم پایین بودن PERI ناشی از میکروپلاستیک و مزوپلاستیک های خاک مناطق مسکونی، شاخص Eri برای LDPE بالا بوده و احتمال ایجاد ریسک در صورت عدم اجرای اقدامات کنترلی بر روی آلودگی پلاستیکی وجود دارد.

آمار یکساله:  

بازدید 120

دانلود 56 استناد 0 مرجع 14
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    73-86
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    97
  • دانلود: 

    32
چکیده: 

زمینه و هدف: آرایشگاه یکی از مهمترین اماکن عمومی حساس برای انجام فعالیت های زیبایی است که توجه به مسائل بهداشتی (فردی و محیطی) ضروری است و عدم رعایت موازین و شیوه نامه های بهداشتی می تواند تهدیدی برای سلامت جامعه باشد. همچنین سطح آگاهی و نحوه عملکرد کارکنان، می تواند بر مدیریت پسماندهای تولیدی موثر باشد. هدف از این مطالعه بررسی سطح آگاهی آرایشگران درخصوص پسماند تولیدی و نحوه عملکرد آنان در مدیریت پسماند در محدوده جنوب شهر تهران در سال 1400 است. روش بررسی: این تحقیق به صورت توصیفی-مقطعی در جامعه آماری آرایشگران مناطق جنوب تهران با نمونه آماری 330 باب آرایشگاه انجام شده است. در این مطالعه از پرسشنامه ای استفاده شد که محتوی آن شامل بخش های؛ اطلاعات دموگرافیک، سطح آگاهی و نحوه عملکرد بود و اطلاعات مورد نظر بعد از مصاحبه با آرایشگران تکمیل شد. داده ها با آزمون های آماری کولموگروف-اسمیرنوف (Kolmogorov– Smirnov test)، کای اسکوئر (chi-square-X2)، ضریب همبستگی پیرسون (Pearson correlation coefficient)، تی تست تک نمونه (One sample T test) و من-ویتنی (Mann– Whitney) و به کمک نرم افزار SPSS (IBM – v. 26) تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: میانگین نمره آگاهی و عملکرد افراد در مدیریت پسماند به ترتیب 43/18 و 48/27 بود و براساس نتایج تحلیل کیفی، نمره آگاهی و عملکرد مطلوب افراد در مدیریت پسماند به ترتیب 53/6 و 72 درصد بود. همچنین 46/6 و 28 درصد از افراد به ترتیب نمرات نامطلوبی در میزان آگاهی و نحوه عملکرد در مدیریت پسماند را کسب نمودند. آگاهی افراد در مورد مدیریت پسماند های تولیدی در آرایشگاه ها با جنسیت، سابقه آموزش بهداشت، سابقه جرایم بهداشتی، تحصیلات و متغیر عملکرد افراد در مورد مدیریت پسماندهای تولیدی در آرایشگاه ها با جنسیت و سابقه آموزش بهداشت رابطه معنی داری داشت. برای سایر متغیرهای مورد بررسی با سطح آگاهی و نحوه عملکرد ارتباط معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: آراﻳ ﺸ ﮕ ﺎ ه از ﺟ ﻤ ﻠ ﻪ ﻣ ﻜ ﺎ ن هایی اﺳ ﺖ ﻛ ﻪ ﺗ ﻮ ﺟ ﻪ ﺑ ﻪ ﺑ ﻬ ﺪ اﺷ ﺖ ﻣ ﺤ ﻴ ﻂ و ﺑ ﻬ ﺴ ﺎ زی آن در ارﺗ ﻘ ﺎ ء ﺳ ﻄ ﺢ ﺳ ﻼ ﻣ ﺖ ﺟ ﺎ ﻣ ﻌ ﻪ و ﻛ ﻨ ﺘ ﺮ ل ﺑ ﻴ ﻤ ﺎ ری ﺗ ﺎ ﺛ ﻴ ﺮ ﮔ ﺬ ار است. ﺑ ﻲ ﺗ ﻮ ﺟ ﻬ ﻲ ﺑ ﻪ اﻳ ﻦ ﻣ ﺴ ﺎ ﻟ ﻪ می تواند ﻣ ﻨ ﺠ ﺮ ﺑ ﻪ ﮔ ﺴ ﺘ ﺮ ش اﻧ ﻮ اع ﺑ ﻴ ﻤ ﺎ ری ﻫ ﺎ گردد. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که متغیر سطح آگاهی در نحوه عملکرد آرایشگران درخصوص مدیریت پسماندهای تولیدی موثر است. از طرفی متغیر آموزش بهداشت بر میزان آگاهی و نحوه عملکرد آرایشگران در این زمینه موثر بوده، لذا بایستی به این متغیر ها توجه ویژه نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 97

دانلود 32 استناد 0 مرجع 6
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    87-102
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    240
  • دانلود: 

    94
چکیده: 

زمینه و هدف: کلرپیریفوس (CPF) یک آفت کش آلی ارگانوفسفره است که به طور گسترده در صنعت کشاورزی استفاده می شود که بعد از ورود به محیط زیست می تواند موجب به خطر انداختن سلامتی موجودات زنده گردد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی کاربرد فرایندهای Fe(VI) و Fe(VI)/PMS جهت اکسیداسیون CPF در صنعت تصفیه آب انجام گرفت. روش بررسی: این مطالعه در دو فاز انجام گردید. در فاز اول (انعقاد و لخته سازی)، از منعقدکننده کلرورفریک (FeCl3) استفاده شد و با استفاده از یک طراحی مرکب مرکزی (CCD) توسط نرم افزار R، اثر ترکیبی چهار متغیر کدورت اولیه، pH اولیه، دوز ماده منعقدکننده و زمان تماس مورد بررسی قرار گرفت. سپس مایع رویی حاصل به فاز بعدی (اکسیداسیون پیشرفته) منتقل شد و اثر دو اکسیدان Fe(VI) و Fe(VI)/PMS به طور جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج بدست آمده از فاز اول مطالعه نشان داد که کلرورفریک بهترین عملکرد را در pH قلیایی 8 با بازده 95/79 درصد دارد. در فاز دوم نیز مشخص شد که بازده تخریب توسط فرایند Fe(VI)/PMS در مقایسه با فرایند Fe(VI) به تنهایی، در همه pHها بالاتر است. همچنین نتایج نشان داد که با افزایش غلظت اولیه CPF و نسبت [Fe(VI)]: [PMS] راندمان حذف نیز افزایش می یابد. با بررسی سینتیک واکنش مشاهده شد که سرعت حذف در فرایند Fe(VI)/PMS، 1/5 برابر بیشتر از فرایند Fe(VI) است. نتیجه گیری: با توجه به کارایی حذف بالا و البته سرعت تخریب بیشتر فرایند Fe(VI)/PMS می توان از این تکنیک به عنوان یک روش نسبتا موثر در حذف آفت کش کلرپیریفوس از محیط های آبی استفاده نمود.

آمار یکساله:  

بازدید 240

دانلود 94 استناد 0 مرجع 8
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    103-120
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    106
  • دانلود: 

    32
چکیده: 

زمینه و هدف: هیدروکربن های آروماتیک چندحلقه ای (PAHs) آلاینده های آلی پایداری هستند که به طور معمول در اثر فعالیت های انسانی تولید شده و با آلوده کردن همه محیط ها از جمله خاک، می توانند به زنجیر غذایی وارد شوند. از این رو، این مطالعه با هدف اندازه گیری مقادیر باقیمانده ترکیبات PAH در نمونه های خاک سطحی کشاورزی همدان در سال 1399 انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، در مجموع 36 نمونه خاک سطحی از 12 ایستگاه منتخب در نواحی کشاورزی جمع آوری شد و پس از استخراج آنالیت ها به روش سوکسله، از روش کروماتوگرافی گازی-طیف سنجی جرمی (GC-MS) برای شناسایی و تعیین محتوای ترکیبات PAH در نمونه ها استفاده شد. همچنین، مقادیر پارامترهای pH، هدایت الکتریکی (EC) و کربن آلی کل (TOC) نمونه های خاک نیز اندازهگیری شد. پردازش آماری داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: نتایج بیانگر شناسایی 16 ترکیب PAH دارای اولویت در نمونه های خاک با کمینه و بیشینه غلظت کل (µ g/kg) به ترتیب برابر با 435 و 3292 و میانگین مقادیر برابر با µ g/kg 1806 بود. به علاوه، مشخص شد که ترکیباتPAH با وزن مولکولی زیاد (HMW-PAHs) با 78 درصد از غلظت کل، ایزومرهای غالب در نمونه ها بودند. براساس نتایج، میانگین محتوی همه ترکیبات PAH شناسایی شده در نمونه های خاک سطحی منطقه مورد مطالعه از بیشینه رواداری وزارت بهداشت هلند کوچک تر بود. علاوه بر این، مشخص شد که میانگین غلظت ترکیبات Pyr، B(a)A، Chy، B(b)F، B(k)F، B(a)P و B(ghi)P بیشتر از بیشینه رواداری سازمان حفاظت محیط زیست ایران بود. نتیجه گیری: با توجه به تجاوز میانگین غلظت برخی از ایزومرهای شناسایی شده از حد مجاز، به منظور حفظ سلامت محیط و زیستمندان نسبت به اعمال اقدامات اصلاحی و کنترلی از جمله پایش دوره ای ترکیبات PAH در خاک و محصولات زراعی توصیه می شود.

آمار یکساله:  

بازدید 106

دانلود 32 استناد 0 مرجع 4
نویسندگان: 

احمدی ارکمی علی

اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    121-136
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    266
  • دانلود: 

    96
چکیده: 

زمینه و هدف: برآورد انتشار گازهای گلخانه ای و ارائه گزارش ملی تغییرات آب و هوا در کشور از سال 1382 آغاز شده است. با توجه به اهمیت امر، تخمین انتشارات در سطح استان ها و ارزیابی ظرفیت های بومی در جهت مدیریت انتشار، کشور را در امر گزارش دهی و مدیریت انتشار چابک تر می سازد. روش بررسی: میزان انتشار گازهای گلخانه ای در چهار حوزه انرژی، صنعتی، کشاورزی، جنگل داری و سایر کاربری های زمین و پسماند و تمامی زیربخش های این چهار حوزه در سطح استان گیلان تعیین شد. محاسبات بر مبنای داده های فعالیت سال 1398 و نرم افزار IPCC انجام شد. یافته ها: انتشار ناخالص گازهای گلخانه ای در استان بالغ بر 18/5 مگاتن (Mt) و سرانه تولید برابر با 7/31 تن در سال است به طوری که ظرفیت اکولوژیکی جنگل ها جهت جذب گازهای گلخانه ای بالغ بر 2 مگاتن در سال برآورد شد. نیروگاه های حرارتی، مصارف خانگی (بجز مصرف برق) و حمل و نقل به ترتیب با 36، 23 و 19 درصد سهم، مهمترین منابع انتشار در استان هستند. از میان چهار سناریوی بررسی شده، سناریوی توسعه نیروگاه های بادی (ظرفیت اسمی GW 3) و صرفه جویی 10 درصد انرژی در بخش خانگی به ترتیب با 9 و 2/9 درصد کاهش انتشار، در رتبه های اول و دوم قرار گرفتند. تاثیر تجمعی همه سناریوهای پیشنهادی تا سال 2030 نیز منجر به کاهش 13 درصد نسبت به شرایط کنونی می شود. نتیجه گیری: با توجه به ظرفیت های موجود در تولید برق پاک و همچنین کاهش مصرف در بخش خانگی می توان به میزان 13 درصد از انتشار گازهای گلخانه ای در افق 2030 میلادی جلوگیری کرد. از آنجایی که سناریوهای پیشنهادی، بومی و سازگار با منطقه بوده و وابسته به تصمیمات مدیریتی در سایر استان ها نیست، قابلیت اجرایی مناسبی دارند. لذا چنانچه برنامه های تولید برق پاک در سایر استان ها نیز دنبال شود و مدیریت مصرف انرژی در بخش حمل و نقل در سطح ملی نیز عملیاتی شود، می توان انتظار داشت که حداقل تعهدات کشور (کاهش 4 درصد نسبت به سال 2010) محقق گردد.

آمار یکساله:  

بازدید 266

دانلود 96 استناد 0 مرجع 5
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    137-152
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    105
  • دانلود: 

    25
چکیده: 

زمینه و هدف: با افزایش آلودگی آب، کمبود جدی آب و افزایش فشار برای صرفه جویی در مصرف آب، بازیافت و استفاده مجدد از آب توجه بیشتری را در صنایع مختلف به خود جلب کرده است. حذف سیلیس از آب خنک کننده به منظور بازیافت و استفاده مجدد از آب ضروری است. هدف از این مطالعه حذف سیلیس از آب با استفاده از نانوذرات اکسید منیزیم (MgO) سنتز شده به روش رسوب شیمیایی است. روش بررسی: نانوذرات سنتزی به طور موفقیت آمیزی با استفاده از روش های میکروسکوپ الکترونی روبشی نشر میدانی (FE-SEM)، طیف سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز (FTIR) و پراش اشعه ایکس (XRD) شناسایی شد. برای تعیین شرایط بهینه جذب در سیستم بسته، اثر پارامترهای مهم مانند pH (8-2)، زمان تماس (min 150-0)، غلظت اولیه محلول سیلیس (mg/L 1000-50)، مقدار جاذب (g 0/14-0/01) و دما (C˚ 60-25) مورد مطالعه قرار گرفت. یافته ها: تحت شرایط بهینه، حذف کامل mg/L 200 از محلول سیلیس در مدت زمان واکنش min 60 صورت پذیرفت. داده های تعادلی با استفاده از ایزوترم لانگمویر و فروندلیچ مورد بررسی قرار گرفت. فرایند جذب را می توان با مدل لانگمویر به خوبی توصیف کرد، و بیشینه ظرفیت جذب mg/g 75/76 محاسبه گردید. داده های سینتیکی با استفاده از معادلات شبه درجه اول و شبه درجه دوم بررسی شدند. مدل شبه درجه دوم تطابق خوبی با مطالعات سینتیکی نشان می دهد (0/9949=R2). نتیجه گیری: با توجه به پتانسیل بالای نانوذرات MgO در حذف سیلیس، می تواند کاندیدای مناسبی در حذف سیلیس و تصفیه فاضلاب های صنعتی محسوب شود.

آمار یکساله:  

بازدید 105

دانلود 25 استناد 0 مرجع 1
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    153-168
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    259
  • دانلود: 

    92
چکیده: 

زمینه و هدف: چای به دلیل عطر، طعم و خواص دارویی مفیدی که دارد به عنوان یکی از محبوب ترین و پرمصرف ترین نوشیدنی ها در جهان شناخته شده است. آلودگی چای با فلزات سنگین ممکن است تهدید جدی برای سلامتی انسان باشد. هدف از این مطالعه بررسی غلظت عناصر بالقوه سمی (آرسنیک، سرب، مس، کادمیوم و جیوه) در چای سیاه وارداتی به جنوب ایران و ارزیابی ریسک سرطان زایی و غیر سرطان زایی مواجهه با آنها برای مصرف کنندگان بود. روش بررسی: بدین منظور 94 نمونه چای سیاه از 15 برند وارداتی از هندوستان در سال 1399 انتخاب شدند. غلظت فلزات سنگین با استفاده از دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. بعد از تعیین غلظت فلزات سنگین در نمونه های چای سیاه ارزیابی ریسک سلامتی با استفاده از تکنیک شبیه سازی مونت کارلو تعیین گردید. یافته ها: براساس نتایج میانگین غلظت فلزات سنگین آرسنیک، سرب، مس، کادمیوم و جیوه به ترتیب برابر با 0/02± 0/03، 0/16± 0/22، 7/69± 15/67، 0/01± 0/02 و mg/kg 0/005± 0/006 بود. مقادیر شاخص خطر غیر سرطان زایی (HQ) فلزات سنگین آرسنیک، سرب، مس، کادمیوم و جیوه به ترتیب برابر با 2-10×1/07، 3-10×6/37، 5-10×3/45، 2-10×2/05 و 4-10×7/19 بود. نتیجه گیری: بنابراین با توجه به یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که مقادیر غلظت عناصر بالقوه سمی (آرسنیک، سرب، مس، جیوه و کادمیوم) در چای سیاه با سطح استاندارد ایران و رهنمود سازمان جهانی بهداشت سازگار بود. همچنین میانگین شاخص خطر سرطان زایی برای فلز آرسنیک 6-10× 4/49 بود که بسیار پایین تر از سطح قابل قبول خطر سرطان زایی است (6-10). بنابراین مقادیر غلظت پنج عنصر بالقوه سمی در چای سیاه مورد مطالعه هیچ خطر قابل ملاحظه ای را برای مصرف کنندگان نشان ندادند.

آمار یکساله:  

بازدید 259

دانلود 92 استناد 0 مرجع 7
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    169-180
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    141
  • دانلود: 

    82
چکیده: 

زمینه و هدف: میکروپلاستیک ها می توانند دارای اثرات مضری برای جانداران از جمله انسان ها داشته باشند. این ذرات در تمامی منابع آبی، خاکی و غذایی شناسایی شده اند. در این میان، منابع آب شیرین دارای اهمیت بسزایی هستند، زیرا از طریق تصفیه خانه های آب، به عنوان منبع آبی برای انسان ها در نظر گرفته می شوند. لذا این مطالعه به بررسی عملکرد تصفیه خانه های تهران در حذف این ذرات می پردازد. روش بررسی: در این مطالعه عملکرد 3 تصفیه خانه آب آشامیدنی شهر تهران، در حذف این ذرات مورد بررسی قرار گرفت. در بیشتر مطالعات صورت گرفته در سطح جهان، ذرات بزرگ تر از µ m 1 بررسی شدند، اما در این مطالعه ذرات نانوپلاستیک با سایز کوچک تر از µ m 1 نیز مورد بررسی قرار گرفته و همچنین تاثیر فصل گرم و سرد سال نیز، در غلظت این ذرات در نظر گرفته شد. یافته ها: طبق نتایج مطالعه، مقدار ذرات میکرو و نانوپلاستیک در ورودی تصفیه خانه ها در فصل گرم سال 309± 2569 تا MP/L 425± 3918 و در خروجی آنها 32± 1492 تا MP/L 146± 2279 بوده که نشان دهنده افزایش این ذرات در فصل گرم است. در نتیجه، تصفیه خانه های مورد مطالعه تنها قادر به حذف 32/1 تا 59/9 درصد از این ذرات بودند. به علاوه، با استفاده از میکروسکوپ الکترونی، میکروپلاستیک ها از لحاظ شکل ظاهری به سه دسته فیبر، فراگمنت و فیلم دسته بندی شدند. نتیجه گیری: براساس نتایج در این مطالعه، تصفیه خانه های تهران عملکرد ضعیفی در حذف این ذرات دارند.

آمار یکساله:  

بازدید 141

دانلود 82 استناد 0 مرجع 8
اطلاعات دوره: 
  • سال: 

    1401
  • دوره: 

    15
  • شماره: 

    1
  • صفحات: 

    181-192
تعامل: 
  • استنادات: 

    0
  • بازدید: 

    93
  • دانلود: 

    26
چکیده: 

زمینه و هدف: با گسترش شهرنشینی و توسعه صنعت، آلودگی محیط زیست از جمله منابع آب آشامیدنی به فلزات سنگین به یک مشکل جهانی تبدیل شده است. از این رو، مطالعه حاضر با هدف اندازه گیری غلظت سرب و کادمیوم در آب شبکه توزیع شهر گرگان انجام شد. روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-مقطعی است که در آن غلظت فلزات سنگین سرب و کادمیوم در 25 ایستگاه مختلف شبکه آبرسانی شهر گرگان از اردیبهشت ماه تا مهرماه سال 1397 توسط دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. جهت انجام آزمون های آماری از نرم افزار SPSS ver 22 استفاده شد. همچنین نقشه های پهنه بندی بر اساس غلظت این دو فلز توسط نرم افزار سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) تهیه شد. یافته ها: نتایج حاصل از سنجش غلظت سرب و کادمیوم نشان داد که تمامی مقادیر سنجش شده کمتر از استانداردهای ملی و بین المللی است. به طور کلی میانگین غلظت سرب و کادمیوم به ترتیب µ g/L 4/38 و µ g/L 0/1 بدست آمده است. نتایج آزمون کروسکال والیس نشان داد که بین غلظت های بدست آمده از فلز سرب در ماه های مختلف اختلاف معنی داری (0/01 >p ) وجود داشته است. همچنین نقشه پراکنش سرب و کادمیوم نشان داد که در نواحی مرکزی و برخی نواحی مرزی غلظت این دو فلز بیشتر است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده می توان دریافت که غلظت فلزات سنگین سرب و کادمیوم در آب شرب شبکه آبرسانی شهرگرگان در حدود مجاز استانداردهای ملی و بین المللی قرار داشته است.

آمار یکساله:  

بازدید 93

دانلود 26 استناد 0 مرجع 5