هدف: این پژوهش با هدف تحلیل و مقایسه سبک معرفت شناسی تعلیم و تربیت از دیدگاه مولانا و نظریه, پردازان انتقادی و تبیین دلالت, های تربیتی آن در آموزش و پرورش انجام گرفته است. مواد و روش ها: این مطالعه به روش کیفی –,اسنادی انجام گرفته است. جامعه پژوهش را منابع انتشاریافته در حوزه معرفت, شناسی تعلیم و تربیت مولانا و انتقادگرایان تشکیل داده است. نمونه پژوهش تا دست, یابی به کفایت داده, ها تداوم داشته، روش تجزیه و تحلیل داده, ها توصیفی –,تحلیلی بوده، در این رابطه از مدل کیفی کریپندورف پیروی شده است. یافته ها: نتایج تحقیق حاکی از آن است که در تعلیم و تربیت مولوی تهذیب نفس بر کسب معرفت اولویت دارد. در این سیر معرفتی از قوای حسی، عقلی، ادراکی، شهودی بهره برداری می, شود تا متربی به وجود مطلق تقرب یابد. در معرفت شناسی تعلیم و تربیت انتقادگرایان برخلاف مولوی که تعلیم و تربیت را فردی می, داند، معرفت شناسی را در بستر اجتماعی جستجو می, کنند. آن, ها رهایی از سلطه، انتقاد از وضع موجود و بازآفرینی را به عنوان گفتمان معرفت, شناسی می, دانند. نتیجه گیری: در اندیشه تربیتی مولوی اصالت نفس، عشق به ذات ربوبی و قرب الهی حاکم است، درحالی که در اندیشه انتقادگرایان دگرسازی، تحول اجتماعی، کنش ارتباطی و اصلاح جامعه حاکم است.