در فضای رقابتی و متحول امروز، سازمان ها برای بقا و توسعه ناگزیر از بهره گیری از رویکردهای نوین بازاریابی به منظور افزایش توان رقابتی خود هستند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر گرایش بازاریابی بر مزیت رقابتی با نقش میانجی نوآوری در بازار و استراتژی جهانی و نقش تعدیل گر نوسانات بازار در صنعت کاشی و سرامیک استان یزد است. این مطالعه از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی–پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان واحدهای تولیدی کاشی و سرامیک استان یزد بود که با روش در دسترس، تعداد 368 پرسشنامه معتبر جمع آوری گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و نرم افزار SmartPLS استفاده شد.نتایج نشان داد گرایش بازاریابی اثر مثبت و معناداری بر مزیت رقابتی دارد (β=0.261, t=8.171). همچنین، گرایش بازاریابی از طریق نوآوری در بازار (β=0.151, t=7.644) و استراتژی جهانی (β=0.213, t=10.940) موجب بهبود مزیت رقابتی می شود. اثر تعدیل گری نوسانات بازار در روابط نوآوری بازار–مزیت رقابتی (t=3.064) و استراتژی جهانی–مزیت رقابتی (t=2.849) نیز تأیید شد؛ به طوری که پویایی محیطی این اثرات را تقویت می کند. شاخص های برازش مدل (SRMR=0.04 و NFI=0.94) نیز نشان دهنده انطباق مناسب مدل مفهومی با داده های تجربی بودند. در نهایت، گرایش بازاریابی تأثیر مثبت و معناداری بر رقابت پذیری دارد و متغیرهای نوآوری در بازار و استراتژی جهانی نقش میانجی مؤثری در این رابطه ایفا می کنند. همچنین، نوسانات بازار به عنوان متغیر تعدیل گر، بر شدت این روابط اثرگذار است. پژوهش حاضر ضمن تأیید نقش محوری گرایش بازاریابی در ارتقای عملکرد رقابتی، به غنای ادبیات نظری حوزه قابلیت های پویا افزوده و با ارائه راهکارهای عملی، مسیر توسعه پایدار صنعت کاشی و سرامیک را در سطح ملی و بین المللی ترسیم می کند.