هدف هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر انجام فعالیت جسمانی زیربیشینه و فعالیت شناختی به صورت همزمان بر شاخص های خستگی بود. دانشمندان معتقدند عملکرد استقامتی افراد به جسم و ذهن وابسته است. بنابراین احتمال می رود مسیرهای عصبی مشترکی بین فعالیت های جسمی و ذهنی وجود داشته باشد. روش ها بدین منظور 10 مرد ورزشکار (سن 2± 20 سال، وزن 10± 71 کیلوگرم و قد 9± 176سانتی متر) داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها در سه جلسه مجزا به فاصله 72 ساعت در آزمایشگاه حضور یافتند. در جلسه اول طی روش فزاینده روی نوار گردان اکسیژن مصرفی بیشینه (VO2max) افراد تعیین شد. در دو جلسه بعد آزمودنی ها به مدت 45 دقیقه با شدت 70 درصد VO2max با فعالیت شناختی (مداخله) و بدون فعالیت شناختی (کنترل) روی نوار گردان دویدند. در حین اجرای فعالیت ضربان قلب و میزان درک فشار ثبت شد. پیش و پس از هر جلسه آزمون انقباض ارادی بیشینه انجام گرفت. قبل، پنج و 30 دقیقه پس از اجرای پروتکل برای اندازه گیری پرولاکتین و کورتیزول نمونه خونی جمع آوری شد. تحلیل آماری بین دو جلسه با استفاده از آزمون تی-وابسته و تحلیل واریانس دوراهه انجام گرفت. نتایج براساس نتایج، تفاوت معناداری بین دو جلسه برای شاخص های پرولاکتین (668/0=P)، کورتیزول (52/0=P)، انقباض ارادی بیشینه (664/0=P)، درک تلاش (9/0=P) و ضربان قلب (34/0=P) وجود نداشت. نتیجه گیری نتایج پژوهش حاضر نشان داد که انجام فعالیت شناختی در حین فعالیت جسمانی زیربیشینه نمی تواند شاخص های خستگی را بیشتر از انجام فعالیت جسمانی زیربیشینه تنها تحت تاثیر قرار دهد، با وجود نتایج به دست آمده نمی توان اثر انجام فعالیت شناختی در حین فعالیت ورزشی بر شاخص های خستگی را نادیده گرفت. عواملی مانند نوع و مدت زمان انجام فعالیت شناختی و جسمانی از عواملی اند که باید مورد توجه قرار بگیرند.