غزل، عصاره و خلاصه اندیشه و احساس شاعر است و استعاره نیز به سبب ایجاز، مناسب ترین ابزار برای بروز و ظهور این اندیشه و احساس به شمار می رود. بررسی استعاره در غزل مشهورترین شاعران غزلسرای سبک عراقی (از سنایی تا حافظ) نشان می دهد که میانگین استعاره در هر غزل، حدود 3.33 است و سنایی با میانگین 4.2 به عنوان آغازگر این راه، شاعری استعاره گراست. پس از او در شعر خاقانی و انوری از این میزان کاسته می شود و دوباره سیر صعودی خود را طی می کند تا این که استعاره در شعر جمال الدین عبدالرزاق، به پای سنایی می رسد و کمال الدین اسماعیل اصفهانی از سنایی نیز پیشی می گیرد اما پس از آن، ناگهان استعاره در شعر مولوی به پایین ترین میزان می رسد (میانگین 2.4 در هر غزل) سپس، افتان و خیزان این راه طی می شود تا این که در شعر خواجو نیز دوباره اوج می گیرد و سرانجام، در غزل حافظ با میانگین 6 استعاره در هر غزل، به نقطه اوج و کمال خود می رسد. نکته مهم این است که حافظ در بهره گیری از استعاره تبعیه نیز در رأس و بسی بالاتر از شاعران این سبک قرار دارد. به طور خلاصه، می توان چنین استنباط کرد که استعاره می تواند یکی از مهم ترین جاذبه های سخن باشد و این را می توان یکی از دلایل مهم مقبولیت شعر حافظ تلقی کرد اما غزل سعدی و مولوی نشان می دهد که استعاره را نمی توان تنها عنصر زیبایی غزل به شمار آورد.