این پژوهش با رویکردی تفسیرگرایانه سعی دارد چالش های فراروی تجاری سازی پژوهش های مدیریت آموزشی را از دید پژوهشگران این حوزه شناسایی کند. رویکرد پژوهشی بکاربرد شده از نوع روش شناسی کیفی می باشد و روش مردم نگاری برای انجام عملیات پژوهش بکار رفته است. داده های این پژوهش با استفاده از روش مشاهده مشارکتی و مصاحبه باز و عمیق جمع آوری شده و سپس با استفاده از روش مثلث سازی ترکیب شده اند. روش نمونه گیری بکار رفته در این پژوهش از نوع روش نمونه گیری کیفی- نظری است و با استفاده از شاخص اشباع نظری تعداد 9 نفر از پژوهشگران حوزه مدیریت آموزشی به عنوان نمونه جامعه پژوهش مورد مصاحبه قرار گرفتند. نگرش و دیدگاه آنها نسبت چالش ها و مشکلات فراروی تجاری سازی پژوهش های مدیریت آموزشی مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها و نتیجه گیری از یافته های پژوهش از «نظریه زمینه ای» استفاده شده است و به بیان دیگر، در این پژوهش به جای آزمون نظریه و تایید یا رد آن به ارائه نظریه به صورت محدود پرداخته می شود. یافته های اصلی این پژوهش با استفاده از نظریه زمینه ای شامل موضوع هایی همچون: ناتوانمندی علمی، سیاستگذاری، ناتوان میلی پژوهشگر، بدانگاری تجاری سازی و ماهیت پژوهش ها می باشد که می توان تمامی مقولات را زیرمقوله «ناتوانمندی علمی» قرار داد. به بیان دیگر، ناتوانمندی علمی «مقوله هسته» در این نظریه زمینه ای می باشد. با استفاده از این موضوع ها مدل پارادایمی ارائه شده است.